تروماهای رابطه

1 روز پیش زمان مطالعه 7 دقیقه


«تروماهای رابطه» با زیرعنوان درمان الگوهای رفتاری ناسالم در رابطه، التیام کودک درون و ساختن رابطه‌ای آگاهانه، اثر متیو میکِلِتی و اَشلی کاترل در انتشارات ذهن‌آویز منتشر شد.
«تروماهای رابطه» اثری عمیق، تأمل‌برانگیز و درعین‌حال کاربردی است که به خواننده کمک می‌کند روابط عاطفی را نه صرفاً به‌عنوان پیوندی بیرونی با دیگری، بلکه به‌عنوان آینه‌ای برای شناخت و ترمیم دنیای درونی خود ببیند. این کتاب با نگاهی روان‌شناختی، انسانی و آگاهانه، مخاطب را به سفری دعوت می‌کند که در آن ریشه‌ی بسیاری از چالش‌ها، تعارض‌ها و تکرارهای دردناک در روابط، در تجربه‌های حل‌نشده‌ی دوران کودکی و «کودک درون» نهفته است. نویسنده با زبانی صمیمی اما دقیق، نشان می‌دهد که چرا روابط نزدیک، به‌ویژه روابط عاشقانه، اغلب شدیدترین واکنش‌های احساسی ما را فعال می‌کنند و چگونه همین واکنش‌ها می‌توانند دروازه‌ای برای رشد و شفا باشند.
در این کتاب، رابطه دیگر صرفاً محلی برای ارضای نیازهای عاطفی یا دریافت عشق نیست، بلکه بستری برای آگاهی، مسئولیت‌پذیری و بلوغ روانی معرفی می‌شود. نویسنده به‌وضوح توضیح می‌دهد که بسیاری از انتظارات، ترس‌ها و الگوهای رفتاری ما در روابط، حاصل زخم‌هایی هستند که در سال‌های اولیه زندگی شکل گرفته‌اند؛ زخم‌هایی که اگر نادیده گرفته شوند، در قالب وابستگی، کنترل‌گری، ترس از رهاشدگی، خشم‌های ناگهانی یا فاصله‌گیری عاطفی خود را نشان می‌دهند. کتاب با مهارت نشان می‌دهد که چگونه شریک عاطفی ما ناخواسته نقش فعال‌کننده‌ی این زخم‌ها را بازی می‌کند و چرا این فعال‌ شدن، به‌جای تهدید، می‌تواند فرصتی طلایی برای شفا باشد.
هدف اصلی کتاب، انتقال این پیام است که رابطه‌ی سالم و آگاهانه بدون کار درونی ممکن نیست. نویسنده مخاطب را تشویق می‌کند تا به‌جای سرزنش طرف مقابل یا تلاش برای تغییر او، نگاهش را به درون برگرداند و مسئولیت احساسات، واکنش‌ها و نیازهای برآورده‌نشده‌ی خود را بپذیرد. در این مسیر، مفهوم «کودک درون» به‌عنوان بخشی حساس، آسیب‌پذیر و نیازمند توجه معرفی می‌شود که اگر دیده و حمایت نشود، در روابط بزرگسالی ما تصمیم‌گیر اصلی خواهد بود. کتاب کمک می‌کند خواننده یاد بگیرد چگونه صدای این کودک درون را بشنود، به احساساتش اعتبار بدهد و به‌تدریج نقش والد آگاه و حمایت‌گر را برای خود ایفا کند.

متیو میکِلِتی و اَشلی کاترل

یکی از نقاط قوت کتاب، ترکیب عمیق نظریه‌های روان‌شناسی با مثال‌های ملموس و تجربه‌های واقعی است. خواننده هنگام مطالعه، بارها خود را در موقعیت‌ها و واکنش‌هایی که توصیف می‌شوند بازمی‌شناسد و همین امر باعث ایجاد حس همدلی و اعتماد می‌شود. کتاب ادعای ساده‌سازی روابط یا ارائه‌ی نسخه‌های سریع و سطحی ندارد، بلکه با صداقت تأکید می‌کند که کار درونی، فرآیندی زمان‌بر، گاه دردناک اما به‌شدت رهایی‌بخش است. این رویکرد واقع‌گرایانه باعث می‌شود مخاطب احساس نکند با یک متن انگیزشی زودگذر روبه‌روست، بلکه با راهنمایی روبه‌رو شود که به پیچیدگی روان انسان احترام می‌گذارد.
تأثیر این کتاب بر مخاطب، صرفاً در بهبود رابطه‌ی عاطفی محدود نمی‌شود. بسیاری از خوانندگان پس از مطالعه، متوجه تغییر در کیفیت رابطه‌شان با خود، خانواده، دوستان و حتی محیط کار می‌شوند. افزایش خودآگاهی، توانایی تنظیم هیجانات، مرزبندی سالم و بیان شفاف نیازها ازجمله دستاوردهایی است که کتاب به‌طور غیرمستقیم اما عمیق به آن‌ها منجر می‌شود. مخاطب یاد می‌گیرد که تعارض را نه نشانه‌ی شکست رابطه، بلکه فرصتی برای گفت‌وگو، شناخت و رشد بداند. این تغییر نگرش، فشار کمال‌گرایانه را از روی رابطه برمی‌دارد و آن را به فضایی انسانی‌تر و امن‌تر تبدیل می‌کند.
کتاب همچنین برای زوج‌ها، درمانگران، مشاوران و هر کسی که به رشد فردی و روابط آگاهانه علاقه‌مند است منبعی ارزشمند به‌شمار می‌آید. مفاهیمی که مطرح می‌شوند، به‌گونه‌ای بیان شده‌اند که هم برای خواننده‌ی عادی قابل فهم باشند و هم عمق کافی برای تأمل تخصصی داشته باشند. خواندن این اثر، مخاطب را به مکث، خودکاوی و گفت‌وگو با خود دعوت می‌کند و او را از نقش قربانی شرایط یا رفتار دیگران خارج می‌سازد.
درنهایت، «تروماهای رابطه» کتابی است که وعده‌ی رابطه‌ی بی‌دردسر نمی‌دهد، اما راهی واقعی برای رسیدن به رابطه‌ای آگاهانه، بالغ و زنده را نشان می‌دهد. این کتاب به خواننده کمک می‌کند بفهمد عشق سالم از فرار از زخم‌ها به‌وجود نمی‌آید، بلکه از شجاعت دیدن، پذیرفتن و التیام آن‌ها شکل می‌گیرد. اگر کسی آماده است مسئولیت سهم خود را در روابط بپذیرد و از رابطه به‌عنوان مسیری برای رشد درونی استفاده کند، این کتاب می‌تواند نقطه‌ی شروعی عمیق و تحول‌آفرین برای او باشد.

قسمتی از کتاب «تروماهای رابطه»:
وقتی کودک درون ما در رویارویی با زخم‌های ناامنی خود به الگوی رفتاری جبران افراطی روی می‌آورد، معمولاً راهکار انکار ضعف‌ها، پایین آوردن دیگران، و به نمایش گذاشتن دستاوردها و ویژگی‌های مطلوب خود برای اثبات برتری را انتخاب می‌کند. این الگوی رفتاری اغلب به شکل نیاز به «درست بودن»، «بهترین بودن» یا «برگزیده و محبوب بودن» ظاهر می‌شود تا ترس عمیق از طرد شدن و ناامنی‌های درونی را جبران کند؛ اما در پشت این نقاب، کودک درون ناامن ما پنهان است که مشتاق پذیرش و عشق بی‌قیدوشرط است و آرزو دارد با وجود آسیب‌پذیری‌ها و نقص‌هایش ارزشمند دانسته شود.
کودک درون زخمی ما باور دارد که عشق، مشروط و محدود است و همین باعث می‌شود که ما همواره خود را با دیگران مقایسه کنیم و همیشه نیاز داشته باشیم که بهتر از دیگران دیده شویم. این طرز فکر اغلب با هر چیزی که تحسین و توجه ما را تهدید کند فعال می‌شود ـ ازجمله تفاوت‌های میان افراد یا چیزهایی که نمی‌توانیم آن‌ها را درک کنیم ـ و همین امر زمینه‌ساز تعصب و عقدۀ برتری می‌شود. 
ممکن است از همسر‌مان انتظار داشته باشیم که همواره ما را تحسین کند و بر جایگاهی بالا بنشاند و فقط فضائل و دستاوردهایمان را جشن بگیرد. این نیاز به تحسین مداوم، انتظاراتی غیرواقع‌بینانه ایجاد می‌کند، به‌طوری‌که هر اشارۀ او به ضعف یا نقص خود را، به‌منزلهٔ انکار عشقش به خود تعبیر می‌کنیم؛ درنتیجه آنچه اغلب تلاشی از سوی همسرمان برای کمک به رشد و التیام نقاط کور ماست، از نگاه کودک زخمی درون‌ ما تهدید تلقی می‌شود، نه حمایتی که در واقعیت هست. درنهایت، همسر‌مان اغلب احساس می‌کند که صدایش شنیده نمی‌شود و در تنگنا قرار گرفته است که نیازها، احساسات و بازخوردهای خود را نادیده بگیرد تا بتواند آرامش رابطه را حفظ کند؛ چراکه ما فقط چیزهایی را می‌پذیریم که یا تحسینی مبنی بر برتری ‌ما هستند یا تحقیر و انتقاد از دیگران‌اند تا بر ناتوانی یا حقارتشان تأکید کنیم.

از نظر جنسی، ما، چه از طریق جذابیت ظاهری و ثروت، و چه از طریق موقعیت اجتماعی یا شهرت، به افرادی جذب می‌شویم که غرورمان را تقویت و احساس برتری‌مان را تأیید کنند. ما معمولاً همسر‌مان را همچون «زینت کنارمان» می‌بینیم؛ یعنی، همچون یک دارایی ارزشمند یا تندیس افتخار، به او به چشم امتدادی از خودمان و موفقیت‌هایمان نگاه می‌کنیم.
روش برقراری ارتباط ما، اگر به نفعمان باشد، اغلب چاپلوسانه است، اما اگر برتری‌مان به چالش کشیده شود، به‌سرعت حالت تحقیرآمیز و بحث‌برانگیز پیدا می‌کند. ما همیشه تمرکزمان بر حفظ تصویری است که از خود به‌عنوان «صادق‌ترین» و «باهوش‌ترین» داریم. ما تمایل داریم در گفت‌وگوهایی شرکت کنیم که بر برتری‌ها و هوش فرضی ما تأکید می‌کنند.

تروماهای رابطه را مهدی قراچه‌داغی ترجمه کرده و این اثر در 392 صفحه قطع رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه بازار شده است.

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط