موهبت‌های شکست/ چگونه از دل شکست‌ها، مسیر موفقیت را بیابیم

3 ماه پیش زمان مطالعه 5 دقیقه


کتابِ «موهبت‌های شکست» نوشته‌ی شارل پِپَن را نشر شمعدونی به چاپ رسانده است. «دوباره شکست بخور، بهتر شکست بخور» این جمله‌ی آشنا از ساموئل بکت نمایشنامه‌نویس شهیر ایرلندی، عصاره‌ی این کتاب است. 
کتاب «موهبت‌های شکست» در شانزده فصل مزایای شکست خوردن را شرح می‌دهد. البته در این زمینه کتاب‌های بسیاری وجود دارد که نویسنده یا به ورطه‌ی درازنویسی می‌افتد یا اسیر شعارزدگی می‌شود.
نویسنده‌ی این کتاب، شارل پپن فیلسوف و رمان‌نویس فرانسوی است. پپن به‌عنوان چهره‌ی علمی و ادبی در فرانسه شناخته می‌شود و چندین رمان پرفروش از او منتشر شده است. این کتاب در فرانسه بیش از 65 هزار نسخه فروخته و در سیزده کشور جهان منتشر شده است. 
شارل پپن به‌واسطه‌ی وسعت دانش و آگاهی به روزش، مثال‌های متعددی از چهره‌های مختلف جهان برای تبدیل‌ کردن شکست به پیروزی می‌آورد. سیاستمدار، کارآفرین، ورزشکار، نویسنده و بازرگان در میان مثال‌های او فراوان‌اند. پپن به دنیای فلسفه و روان‌شناسی هم سرک می‌کشد و از فیلسوفان برای بهتر فهمیده شدن کلامش مدد می‌جوید. از شعر، هنر، سینما و ادبیات سخن به میان می‌آورد. دایره‌ی اطلاعات و دانش امروزینش آن‌قدر وزین است که این کتاب را، ورای یک کتاب انگیزشی یا روان‌شناسی جلوه می‌دهد.

شارل پِپَن


توماس ادیسون پیش از اختراع لامپ روشنایی بارها شکست خورد تا جایی که یکی از همکارانش از او پرسید چگونه می‌تواند هزاران شکست را تحمل کند. ادیسون در پاسخ گفت: «من هزاران‌بار شکست نخورده‌ام، بلکه هزاران تلاشی را که به ثمر ننشست رقم زدم.» توماس ادیسون به‌خوبی می‌دانست که دانشمند فقط با اشتباه کردن است که بیشتر می‌آموزد؛ زیرا هر خطای اصلاح‌شده یک گام او را به حقیقت نزدیک‌تر می‌کند.
سرژ گنزبور به‌سختی از حرفه‌ی نقاشی که برای او مقدر شده بود کناره‌گیری کرد. طعم تلخ شکست هنوز زیر زبانش بود که به هنر موسیقی روی آورد و این دقیقاً همان چیزی بود که او را از بار فشار نقاش بودن رها می‌کرد. استعداد تفسیر و نویسندگی او به اصطلاح پنجه‌های طلایی گنزبور نیز زاده‌ی همین شکست و بخشی انکارناپذیر از قدرت رها شدن است. 
نویسنده در این کتاب به ما می‌آموزد چگونه می‌توانیم از شکست‌ها برای موفقیت بهره بگیریم. او در این کتاب با ذکر مثال‌های متعدد از چهره‌های موفق در حوزه‌‌های مختلف ما را با اندیشه‌ی پیروزی آشنا می‌کند.
اگر در زندگی خصوصی احساس عقب‌افتادگی یا شکست دارید یا در زمینه‌ی شغلی و حرفه‌ای احساس می‌کنید روی هر کاری دست می‌گذارید، فاجعه به بار می‌آورید، این کتاب مخصوص شما و راه نجات شماست.


قسمتی از کتاب «موهبت‌های شکست»:
«وجود بر ذات مقدم است»؛ این ادعای سارتر شاید پیچیده به نظر برسد، اما درحقیقت این‌طور نیست. منظور او این است که ما آزاد هستیم شیوه‌ی زندگی خود را انتخاب کنیم، خود را احیا کنیم و با گذر زمان خود را بهبود ببخشیم. از نظر او، حقیقت این است، نه آنکه وابسته به ذاتی باشیم که خداوند برای ما مقدر کرده است یا آنچه ژنتیک و طبقه‌ی اجتماعی برای ما در نظر گرفته است. ژان پل سارتر، براساس این تعبیر که در بطن فلسفه اگزیستانسیالیستی او جای دارد، در زمره‌ی فیلسوفان صیرورت قرار می‌گیرد. نیچه نیز در «چنین گفت زرتشت» دستور پیندار را می‌پذیرد: «به آنچه هستی تبدیل شو.» اغلب یک عمر طول می‌کشد تا به این هدف دست پیدا کنیم و منحصربه‌فرد بودن خود را اثبات کنیم. باید به ماجرایی و آزمون و خطا تن دهیم و از نقطه امن خود خارج شویم.
فیلسوفان صیرورت با فیلسوفان ذات مخالف هستند؛ زیرا آن‌ها بیش از حقیقت تغییرناپذیر، بر پیشینه فرد تمرکز دارند و این حقیقت همان چیزی است که در مسیحیت «روح» نزد لایب‌نیتس «جوهر» یا نزد دکارت «من» خوانده می‌شود. در حقیقت این مخالفت به اوایل دوران فلسفه و عالمانی که پیش از سقراط بوده‌اند، «پیش سقراطیان» بازمی‌گردد؛ هراکلیتوس و پارمنیدس. از طرفی هراکلیتوس، متفکر صیرورت، از استعاره‌ی رودخانه برای نمادسازی حرکت جهانی کمک می‌گیرد: «نمی‌توان در یک رودخانه دو بار پا گذاشت.» ازسوی‌دیگر پارمنیدس، متفکر ذات، خدا را همچون «وجودی ساکن و ابدی» تعریف می‌کند. در سنت ما پارمنیدس بر هراکلیتوس چیره می‌شود. پیروان هراکلیتوس نیز مانند نیچه یا سارتر بی‌شمار نیستند. فیلسوفان بزرگ مانند افلاطون، دکارت یا لایب‌نیتس تقریباً همگی از پیروان پارمنیدس هستند؛ درواقع بیش از صیرورت به ذات اعتقاد دارند. این دیدگاه در میان موهبت‌های شکست مشکل به شمار می‌آید. اگر شکست‌های ما بتوانند امکان بدل شدن را برای ما فراهم آورند مواجهه با ذات خطرناک به نظر می‌رسد؛ زیرا بر این باوریم که شکست پاسخی است به کیستی ما و مشکلاتمان. اما اگر بخواهیم نگرشی متفاوت به شکست داشته باشیم باید فکر کنیم که شکست از ما می‌پرسد تبدیل به چه خواهی شد. در حقیقت برای پذیرش این مسئله که شکست می‌تواند به ما کمک کند تا به عقب بازگردی، تغییر مسیر دهیم و خود را احیا کنیم باید از پیروان فلسفه‌ی صیرورت باشیم؛ انتخاب هراکلیتوس دربرابر پارمنیدس.

یکی دیگر از موهبت‌های شکست این است که ما را آماده می‌کند و امکان تغییر مسیر را فراهم می‌آورد، وقتی بر سر دوراهی هستیم ما را به‌سوی موفقیت هدایت می‌کند. گاهی معنای شکست در مسیر جدیدی که در زندگی ما آغاز شده است نمایان می‌شود. از طرفی شکست فقط ما را داناتر، متواضع‌تر یا قوی‌تر نمی‌کند، بلکه برای چیزهای دیگر آماده می‌شویم.
موهبت‌های شکست را محیا احمدی‌پور ترجمه کرده و کتاب حاضر در 136 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.   

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط