بوی خوش عشق
(داستانهای مکزیکی،قرن 20م)
نویسنده:
گییرمو آریاگا
مترجم:
عباس پژمان
295,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
192
شابک
9786222675288
تاریخ ورود
1403/10/17
نوبت چاپ
2
سال چاپ
1404
تاریخ تجدید چاپ
14040812
وزن (گرم)
175
قیمت پشت جلد
295,000 تومان
کد کالا
140658
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
جسدی که متعلق به دختری است که در سحرگاهی در یکی از روستاهای مکزیک به قتل رسیده است، شروع کرده است بوهای مخصوص جسدها را دادن. اما انگار بوی خوشی هم در میانشان هست که کمکم تبدیل به داستان این کتاب خواهد شد. صحبت از داستانی از عشق است که این بار مرگ آن را مینویسد، نه زندگی. گذشته را تغییر میدهد تا داستان عاشقانهای از آن سر برآورد، که در واقع اتفاق نیفتاده بود!
بخشی از کتاب
جسد بین شیارها افتاده بود. رامون آهسته نزدیکش شد و با هر قدمى که برمىداشت قلبش مىخواست از سینهاش بیرون بجهد. جسد زنی بود که در برکهای از خون افتاده بود. رامون تا آن را دید دیگر نتوانست چشم ازش بردارد. بیشتر با احساس شگفتی بود که آن جسم بیحرکت را نگاه میکرد تا هر چیز دیگر. مثل این بود که زن، با بازوهایى که از هم باز شده بودند، و یک پایی که اندکى خم شده بود، یک وداع آخرینی طلب میکرد. تصویرش حال رامون را پریشان کرد. آب دهانش را به سختى قورت داد و نفس عمیقى کشید. بوى شیرین و گُلیِ عطری ارزانقیمت به مشامش خورد. احساس کرد دلش مىخواهد دستش را بدهد به زن و او را از جایش بلند کند، به او بگوید دیگر به این مرده بودنش پایان دهد. اما زن در همان حالتِ برهنگىاش بىحرکت باقى ماند. رامون پیراهنش را از تن درآورد و تا آنجا که مىشد بدن او را با آن پوشاند. این بهترین پیراهن روزهاى یکشنبهاش بود. وقتىکه روى زن خم شده بود، او را شناخت. آدلا بود. از پشتش چاقو خورده بود.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط