دسته بندی : رمان خارجی

سال مرگ ریکاردوریش

(داستان های پرتغالی،قرن 20م)
نویسنده: ژوزه ساراماگو
مترجم: عباس پژمان
525,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 576
شابک 9786222674618
تاریخ ورود 1403/02/17
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1403
وزن (گرم) 509
قیمت پشت جلد 525,000 تومان
کد کالا 133298
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
فرناندو پسو، شاعر بزرگ پرتغال، معتقد بود «من»های بسیاری در او هست. یکی از این «من»هایش دکتر ریکاردو ریش بود؛ پزشکی که نه ماه بزرگ‌تر از خود پسوا بوده! ساراماگو در این رمانش این ریکاردو ریش را به چنان شخصیتی تبدیل می‌کند که واقعی‌تر از هر شخصیت واقعی می‌شود. او تصویر بسیار زنده‌ای از اوضاع سیاسی در دهه‌ی ۱۹۳۰ و ظهور فاشیسم را هم در قالب این رمان به نمایش می‌گذارد؛ رمانی که بدون شک شاعرانه‌ترین و با تکنیک‌ترین رمانی است که او نوشت.
بخشی از کتاب
اینجا دریا به انتها می‌رسد و خشکی آغاز می‌شود. بر سر شهرِ رنگ‌باخته باران می‌بارد، آب رود گل‌آلود است، باتلاق‌های اطراف رود زیر آب رفته است. کشتیِ سیاهی مسیر تیره‌ی رود را رو به بالا طی می‌کند. هایلند بریگید است که می‌خواهد در اسکله‌ی آلکانتارا لنگر بیندازد. این کشتی بخار انگلیسی، که متعلق به رویال میل لاین است، دائم میان لندن و بوئنوس آیرس در رفت و آمد است، و همیشه در بندرهای خاصی، پلاتا، مونته ویدئو، سانتوش، ریو د ژانیرو، پرنامبوکو، لاس پالماس، به همین ترتیب، یا به ترتیب عکس، پهلو می‌گیرد، و اگر غرق نشود سری هم به ویگو و بولونْیْ _ سورْ _ مِر می‌زند، تا آخرسر وارد تیمز شود، همچنان که اکنون وارد تژو شده، کدامشان رود بزرگتری است، کدام روستا [را گفتی]. کشتی هایلند بریگید کشتی بزرگی نیست، فقط چهارده هزار تن وزن دارد، اما همچنان که در این سفر به اثبات رسید کشتی خوبی است، با وجود این‌که هوا بد بود فقط کسانی که بـه مسافرت در دریـا عادت‌نداشتند، یا کسانی که به دریا عادت داشتند اما مبتلا به ضعف بی‌درمان معده بودند، دچار دریاگرفتگی شدند. به این هم، از آنجا که مثل خواهر دوقلویش هایلند مونارک محیط دنجی دارد، اسم محبت‌آمیز کشتی خانوادگی داده‌اند. در هر دو کشتی عرشه‌های وسیعی برای ورزش و حمام آفتاب هست، حتی برای بازی‌هایی مثل کریکت، که بازی میدانی است، عرشه دارند، و این ثابت‌می‌کند برای امپراتوری بریتانیا هیچ چیزی ناممکن نیست. هر وقت هوا خوش است هایلند بریگید برای کودکان باغی است و برای بزرگسالان بهشتی، اما نه امروز که باران می‌بارد، و بعد از ظهر به پایان خود می‌رسد.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است