معرفی کتاب: کمیته

3 سال پیش زمان مطالعه 6 دقیقه

«کمیته» عنوان کتابی است نوشته‌ی صنع‌الله ابراهیم که نشر برج آن را به چاپ رسانده است. در ۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ (۲۸ آبان ۱۳۵۶) محمد انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر، پس از یک سخنرانی تاریخی در مجلس این کشور و اعلام آمادگی برای صلح با اسرائیل، به دعوت مقامات این کشور، پا به خاک قدس نهاد. با ورود او به اسرائیل، فصلی تازه در تاریخ مصر و منطقه و تاریخ روابط اعراب و اسرائیل آغاز شد. پیش از آن، مصر و حتی جهان عرب، به رهبری جمال عبدالناصر، جنگ‌های خونینی را با اسرائیل پشت سر گذاشته بودند و فضای مصر و دیگر کشورهای درگیر در این جنگ‌ها سرشار از احساسات ضداسرائیلی شده بود.

اسرائیل در ۱۹۶۷، در راستای سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ی خود، از جمله به صحرای سینا و آبراهه‌ی سوئز حمله و آن‌ها را اشغال کرده بود. در پی آن، مصر جنگ هزار روزه را آغاز کرد که از ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ در سه مرحله ادامه یافت.

در ۱۹۷۰، با درگذشت جمال عبدالناصر، محمد انور سادات عملیاتی گسترده را برای تقویت ارتش مصر آغاز کرد و سپس در ۱۹۷۳، با یاری ارتش سوریه، به اسرائیل حمله و در جنگی که رمضان یا اکتبر نام گرفت، شکست سختی به این رژیم وارد کرد.

در این فضای سرشار از حماسه و شور، محمد انور سادات که پیش‌تر سیاست عبدالناصر در کمک‌گرفتن از اتحاد جماهیر شوروی را تعدیل و روابط دوستانه‌ای را با ایالات متحده آغاز کرده بود، در سخنرانی‌ای در مراسم افتتاحیه‌ی مجلس نمایندگان مصر اعلام کرد که آماده‌ی دوستی با اسرائیل و در صورت لزوم، سخنرانی در کنِسِت (پارلمان) اسرائیل است. در پی آن، به دعوت رسمی مقامات اسرائیل، در رأس هیئتی بلندپایه وارد اسرائیل شد. ازآن‌پس، مذاکرات پیچیده‌ی صلح در کمپ‌ دیوید آغاز شد که پس از کمتر از دو سال در ۱۹۷۸، به امضای توافق‌نامه‌ی مشهور کمپ‌دیوید انجامید. این توافق‌نامه در مصر و جهان عرب و جهان اسلام، واکنش‌های مخالف بسیاری در پی داشت و انور سادات برای برخورد با مخالفت‌های داخلی، بسیاری از فعالان اسلام‌گرا و لیبرال و روزنامه‌نگاران و نویسندگان را بازداشت کرد.

از سوی دیگر، این توافق‌نامه سرمایه‌های امریکایی و اروپای غربی را به سوی مصر روانه کرد. انور سادات، که خود افسر بلندپایه‌ی ارتش بود، در حوادثی که در جنگ‌های مصر با اسرائیل پیش آمد دریافت که نمی‌توان به اتحاد جماهیر شوروی چندان اعتماد کرد. ازاین‌رو، سیاست‌های اقتصادیِ درهای باز را آغاز کرد که طی آن اقتصاد مصر از وضعیت سوسیالیستی به سرمایه‌داری گرایش پیدا کرد. او در راستای اجرای این سیاست‌ها، روابط بسیار دوستانه‌ای با ایالات متحده و اروپای غربی و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌شان و از همه مهم‌تر شاه ایران برقرار کرد. در نتیجه‌ی این سیاست‌ها که بعد از انور سادات نیز ادامه یافت، به‌خصوص پای شرکت‌ها و بانک‌های امریکایی به مصر باز شد و مصر از سالانه حدود یک میلیارد دلار کمک امریکا بهره‌مند شد. از طرف دیگر، بسیاری از کارشناسان اسرائیلی در حوزه‌های کشاورزی و اقتصادی و صنعتی همکاری با مصر را آغاز کردند.

این تغییر سیاست‌ها، که در زمانی کوتاه و بدون توجه به جو غالب ضدغربی در جامعه‌ی مصر اجرا شد، در میان مردم مصر با واکنش‌هایی روبه‌رو شد. رمان «کمیته» در چنین فضایی و برای نشان دادن بازتاب این سیاست‌ها و بلکه به سخره‌گرفتن آن‌ها نوشته شده است. البته این بدان معنا نیست که برداشت ما از آن باید محدود و مقید به فضای ساخت آن شود.

صنع‌الله ابراهیم، از داستان‌نویسان مهم مصر است. در ۱۹۳۷ در قاهره زاده شد و میان سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به علت فعالیت در احزاب کمونیستی به زندان افتاد. نخستین رمان او، «آن رایحه»، توصیف وضعیت مردی است که تازه از زندان آزاد شده و می‌کوشد موقعیت خود را در محیط جدیدی که با آن بیگانه شده بازسازد. این رمان در زمان حکومت جمال عبدالناصر در مصر توقیف شد و نخستین‌بار در بیروت منتشر شد.

«کمیته» نخستین‌بار در ۱۹۸۱ در بیروت منتشر شد و مانند دیگر نوشته‌های ابراهیم بحث‌های فراوانی برانگیخت. نقدها و بررسی‌های بسیاری درباره‌ی این داستان نوشته شده است که خود بیانگر اهمیت و تأثیرگذاری آن است.

قسمتی از کتاب کمیته:

این‌بار که سرِ وقت رسیدم اعضای کمیته همه‌جا حاضر بودند و پیرمرد دربان فوری مرا فرستاد تو.

دیدم همه‌ی اعضا، البته به جز کوتوله، پشت میز بزرگی نشسته‌اند که عرض سالن را پر کرده، به همان ترتیب دفعه‌های قبل نشسته بودند: پیرمردِ روبه‌موت، همان که چشم و گوشش درست کار نمی‌کرد، وسط نشسته بود.

حالت عزا به چشم می‌آمد: همه نواری مشکی‌رنگ لب آستین کتشان زده بودند، دسته‌های گل دو طرف سالن چیده شده بود با روبانی مشکی و برگه‌ای که نام فرستنده درشت روی آن نوشته شده بود. اعضای کمیته زُل زده بودند به من و با دست پرونده‌هایی را که روبه‌روشان بود زیرورو می‌کردند. من با کنجکاوی نام تسلیت‌دهندگان را می‌خواندم. در رأسشان رئیس‌جمهور امریکا، کارتر و بانوی اول امریکا و معاونش والتر، رئیس‌جمهور سابق، مثل فورد و نیکسون، راکفلر و روتشیلد و ماکنمارا، رئیس بانک جهانی، و مدیرعامل کوکاکولا و مدیران چند بانک بین‌المللی و شرکت‌های اسلحه‌سازی و لبنیات و دارو و سیگار و لوازم برقی و الکترونیکی و نفتی، سران فرانسه و آلمان غربی و انگلیس و بلژیک و ایتالیا و اتریش و مدیران مرسدس و پژو و فیات و فورد و بویینگ و البته امپراتور ژاپن.

کار سختی نبود پیدا کردن نام بگین، نخست‌وزیر اسرائیل و وزرای کابینه‌اش، دایان و وایزمن و رؤسای دولت‌های نظامی شیلی و ترکیه و پاکستان و اندونزی و فیلیپین و بولیوی و رئیس‌جمهور زئیر، موبوتو، و چند پادشاه و رئیس‌جمهور عرب و خانواده‌ی شاه سابق ایران و ماما دوک، بانوی اول جزایر هائیتی و رئیس‌جمهوری خلق چین و رومانی و کره‌ی جنوبی و رهبران استرالیا.

بسیاری نام‌های دیگر هم بود؛ شخصیت‌های درخشان جهان عرب و رهبران حزب‌های حاکم و مسئولان بلندپایه‌ی امنیتی و رسانه‌ای و دفاعی و برنامه‌ریزی و عمرانی و نمایندگی‌های شرکت‌های خارجی و البته درخشان‌ترین دکترها از جمله هم‌وطن خودمان.

وقتی بالاخره رو کردم به اعضای کمیته، احساس کردم در مقایسه با دفعه‌ی قبلی که آمدم فرق کرده‌اند. نمی‌توانستم بگویم چه فرقی. هرچه بیشتر نگاهشان می‌کردم برایم عجیب‌تر بودند. بداخمی‌شان برایم چیز تازه‌ای نبود. با وجود عینک‌های دودی‌ای که زده بودند، متوجه شدم همان‌هایی‌اند که دفعه‌های قبل دیده‌ام.

کمیته

کمیته

برج
افزودن به سبد خرید 70,000 تومان
0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط