نفت/ روایت حقیقی ماجرای طلای سیاه در ایالات متحده

13 ساعت پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


رمان «نفت» نوشته‌ی آپتون سینکلر را نشر رایبد به چاپ رسانده است. این رمان یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات انتقادی امریکا در اوایل قرن بیستم است؛ رمانی که با نگاهی تیزبینانه و سیاسی، به پیوندهای پیچیده میان سرمایه‌داری، صنعت نفت، قدرت سیاسی و سرنوشت انسان‌ها می‌پردازد. این کتاب که در سال 1927 منتشر شده، نه فقط داستانی اجتماعی، بلکه بیانیه‌ای ادبی علیه ساختارهای ناعادلانه اقتصادی است؛ ساختارهایی که سینکلر سال‌ها با آن‌ها مبارزه‌ی فکری و سیاسی داشت.
داستان «نفت» در بستر کالیفرنیای اوایل قرن بیستم می‌گذرد؛ دورانی که صنعت نفت به‌سرعت در حال رشد است و تب استخراج «طلای سیاه» زندگی هزاران نفر را دگرگون کرده است. محور اصلی رمان، رابطه میان جی. آرنولد راس، یک کارآفرین موفق و ثروتمند صنعت نفت، و پسرش بانی راس است. جی. آرنولد نماد سرمایه‌داری جاه‌طلب و عمل‌گراست؛ مردی که با هوش اقتصادی، ریسک‌پذیری و بی‌اعتنایی نسبی به پیامدهای اخلاقی تصمیماتش، به ثروتی عظیم دست یافته است. در مقابل، بانی جوانی حساس، آرمان‌گرا و جست‌وجوگر حقیقت است که به‌تدریج نسبت به نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های اجتماعی پیرامون خود آگاه می‌شود.

آپتون سینکلر

سینکلر با هوشمندی، تقابل فکری پدر و پسر را به موتور محرک روایت تبدیل می‌کند. جی. آرنولد جهان را میدان رقابت می‌بیند؛ جایی که موفقیت اقتصادی نشانه‌ی لیاقت است، اما بانی، با مشاهده‌ی شرایط کارگران نفت، اعتصاب‌ها، سرکوب‌ها و فساد سیاسی، به این نتیجه می‌رسد که ثروت پدرش بر رنج دیگران بنا شده است. این تضاد، نه‌تنها شکاف نسل‌ها، بلکه شکاف عمیق میان دو نگاه به عدالت اجتماعی را نمایندگی می‌کند.
یکی از نقات قوت رمان نفت، تصویرسازی دقیق از صنعت نفت و سازوکارهای پنهان آن است. سینکلر با جزئیاتی مستندگونه، از معاملات پشت پرده، رشوه‌خواری سیاستمداران، نقش رسانه‌ها در تحریف واقعیت و بهره‌کشی از نیروی کار سخن می‌گوید. او نشان می‌دهد چگونه شرکت‌های بزرگ نفتی با نفوذ در ساختار قدرت، قوانین را به نفع خود شکل می‌دهند و صدای اعتراض کارگران را خاموش می‌کنند. در این میان، اعتصاب‌ها و جنبش‌های کارگری جایگاه مهمی در روایت دارند و سینکلر آن‌ها را نه آشوب، بلکه واکنشی طبیعی به بی‌عدالتی می‌داند.
بانی راس در مسیر رشد فکری خود با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود که هر کدام نماینده‌ی یک جریان فکری یا سیاسی‌اند؛ از فعالان سوسیالیست گرفته تا روشنفکران منتقد نظام سرمایه‌داری. این مواجهه‌ها باعث می‌شود بانی به‌تدریج از یک ناظر منفعل به کنشگری آگاه بدل شود. او در تلاش است راهی بیابد که هم به ارزش‌های انسانی وفادار بماند و هم در دنیایی زندگی کند که منطق آن بر سود و قدرت استوار است. سینکلر از طریق این شخصیت، پرسش‌هایی بنیادین مطرح می‌کند: آیا می‌توان در نظامی ناعادلانه، اخلاقی زیست؟ مسئولیت فردی دربرابر رنج جمعی چیست؟
از نظر سبکی، «نفت» ترکیبی است از رئالیسم اجتماعی و روایت سیاسی. زبان سینکلر مستقیم، شفاف و گاه خطابه‌گونه است. او برخلاف برخی رمان‌نویسان مدرن، علاقه‌ای به ابهام یا بازی‌های زبانی ندارد و هدفش روشنگری است. همین رویکرد باعث شده برخی منتقدان اثر را بیش‌ازحد ایدئولوژیک بدانند، اما درعین‌حال، قدرت اقناعی و تأثیر اجتماعی آن را نمی‌توان انکار کرد. سینکلر نویسنده‌ای است که می‌خواهد خواننده را تکان دهد، نه صرفاً سرگرم کند.

آپتون سینکلر

اهمیت تاریخی رمان «نفت» فراتر از دنیای ادبیات است. این رمان الهام‌بخش فیلم مشهور «خون به پا خواهد شد» به کارگردانی پل توماس اندرسن بوده است؛ هرچند فیلم با برداشتی آزاد و تمرکز بر جنبه‌های روان‌شناختی و تاریک‌تر شخصیت اصلی ساخته شده و از پیام سیاسی صریح سینکلر فاصله گرفته است. بااین‌حال، ریشه‌های مشترک این دو اثر نشان‌‌دهنده‌ی قدرت و ماندگاری ایده‌های مطرح‌شده در رمان «نفت» است.
درنهایت، نفت را می‌توان رمانی دانست درباره‌ی هزینه‌های پنهان پیشرفت. سینکلر با نگاهی انتقادی، این پرسش را مطرح می‌کند که توسعه‌ی اقتصادی به چه قیمتی به دست می‌آید و چه کسانی بهای واقعی آن را می‌پردازند. این کتاب، با وجود گذشت نزدیک به یک قرن از انتشارش، همچنان خواندنی و مرتبط است؛ زیرا مسائلی چون سلطه‌ی شرکت‌های بزرگ، فساد سیاسی و نابرابری اجتماعی هنوز هم بخش جدایی‌ناپذیر جهان‌ معاصرند. رمان نفت نه‌فقط روایت یک خانواده یا یک صنعت، بلکه آینه‌ای است دربرابر جامعه‌ای که میان سود و انسانیت، مدام در حال انتخاب است.

نفت!

نفت!

رایبد
افزودن به سبد خرید 800,000 تومان

قسمتی از رمان «نفت»: 
بانی درباره‌ی آتش‌سوزی‌های نفتی که کابوس صنعت نفت هستند، شنیده بود. او از وسایلی که معمولاً برای خاموش کردن آن‌ها استفاده می‌شد، اطلاع داشت. آب هیچ فایده‌ای نداشت، بلکه برعکس، گرما آب را به عناصر تشکیل‌دهنده‌اش تجزیه می‌کرد و در نتیجه، اکسیژن بیشتری به شعله‌ها می‌رساند. برای خاموش کردن چنین آتشی، باید حجم زیادی از بخار زنده (بخار فوق داغ) در اختیار داشت و این کار مستلزم داشتن تعداد زیادی دیگ بخار بود، درحالی‌که آن‌ها اینجا فقط یک دیگ داشتند. این آتش همچنان شعله‌ور می‌ماند تا زمانی که بتوانند تجهیزات بیشتری فراهم کنند. بانی درباره‌ی آتشی شنیده بود که ده روز تمام سوخته بود، تا اینکه درنهایت یک پوشش فولادی مخروطی‌شکل بزرگ ساختند و آن را روی چاه سراندند؛ این پوشش در بالای خود روزنه‌ای داشت که شعله‌ها از آن خارج می‌شدند و در همان نقطه بخار زنده به درون آن تزریق می‌شد. در این مدت، تمام فشار هدر می‌رفت و میلیون‌ها دلار سرمایه در آتش می‌سوخت! بانی متوجه شد که پدرش، به‌عنوان یک راه‌حل ناامیدانه، قصد دارد با انفجار دینامیت، دهانه‌ی چاه را مسدود کند، حتی اگر این کار به قیمت نابودی کامل آن تمام شود.

دو پسر از دامنه‌ها گذشتند و به سمت باد، دور از شعله‌ها، به چاه بازگشتند. در آنجا خدمه را دیدند که مشغول حفر چاهی در نزدیک‌ترین جای ممکن به آتش بودند. بانی فهمید که این کار برای آماده‌سازی دینامیت است. آن‌ها یک مانع دربرابر گرما ایجاد کرده بودند، دوتا از آن حوضچه‌های فولادی که در آن‌ها سیمان مخلوط می‌کردند. روی این مانع، یک شلنگ آب در حال پاشیدن بود و آب با برخورد با آن به بخار تبدیل می‌شد. مردی به داخل گرمای سوزان می‌دوید و چند ضربه با کلنگ می‌زد، یا چند بیل خاک بیرون می‌ریخت و بعد فرار می‌کرد و مرد دیگری به جایش داخل می‌دوید.
نفت را یوسف کارگز ترجمه کرده و کتاب حاضر در 616 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.      

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط