معرفی کتاب: عبور از والدین دشوار

20 ساعت پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


«عبور از والدین دشوار» کتابی است از مجموعه‌ی مدرسه‌ی زندگی که نشر میلکان آن را با ترجمه‌ی حامد شانکی به چاپ رسانده است. والدین ما-فارغ از چگونگی رابطه‌مان با آن‌ها-نقشی بنیادین در شکل‌گیری شخصیت امروز ما داشته‌اند؛ از داستان‌های عاشقانه‌ای که تجربه می‌کنیم گرفته تا نگرش‌ها، عزت‌نفس و شیوه‌ای که جهان را می‌بینیم. پیوند ما با خانواده‌ی اولیه‌مان بسیار عمیق‌تر از چیزی است که معمولاً تصور می‌کنیم؛ پیوندی که تاثیر آن در زندگی کنونی‌مان همیشه و هنوز ادامه دارد.
کتاب عبور از والدین دشوار راهنمایی کاربردی برای پشت‌سرگذاشتن میراث پیچیده و معمولاً ماندگاری است که والدین به ما سپرده‌اند. مهم‌تر از آن، این کتاب راهنمایی است برای یادگیری این‌که چگونه «والدگریِ دوباره» را با خودمان آغاز کنیم. نویسنده با معرفی تیپ‌های مختلف والدین-از والد گرفتار و والد بیش‌ازحد مراقب گرفته تا والد کنترل‌گر-زبانی تازه برای فهم رفتارهای عجیب، آزارنده یا گیج‌کننده‌ی والدین در اختیارمان می‌گذارد و کمک می‌کند از سردرگمی‌های دیرپا رهایی یابیم. تاکید کتاب نه بر سرزنش، بلکه بر یافتن است.
این کتاب با ارائه‌ی راه‌حل‌های عملی برای مواجهه با پیامدهای کودکیِ دشوار، ما را به سفری بازنگرانه می‌برد تا از تکرار اشتباهات والدین‌مان پرهیز کنیم و آینده‌ای آرام‌تر، خلاق‌تر و سرشار از مهر برای خود بسازیم؛ آینده‌ای که حقیقتاً شایسته‌ی آن هستیم.
والدین خوب سادیسم ندارند؛ آن‌ها هرگز از آزاررساندن به فرزند خود احساس رضایت نمی‌کنند. هرگز از اینکه به فرزندی بگویند احمق است، احساس باهوش‌بودن نمی‌کنند یا با نظارت روی تک‌تک حرکات فرزند، احساس نمی‌کنند کنترل امور را به دست دارند. آن‌ها نمی‌خواهند ناراحتی یا پشیمانی خود را به فرزندانشان منتقل کنند و نظرشان این نیست که چون فرد دیگری در گذشته‌ی دور آن‌ها را اندوهگین کرده است، اکنون باید کسی را ناراحت کنند. 

آن‌ها به قدر کافی از مشکلات خود آگاه‌اند که بتوانند به فرزندانشان درباره‌ی آن‌ها هشدار دهند. آن‌ها کار فرزندان خود را در درک مشکلات خانواده و عبور از آن‌ها آسان می‌کنند. آن‌ها به عادی‌بودن خود اصرار نمی‌کنند و بعد این چالش را بر عهده‌ی فرزندان نمی‌گذارند که تشخیص دهند کجا به آن‌ها دروغ گفته شده است. آن‌ها سم خود را به کسی تزریق نمی‌کنند و حسادت، وحشت، بلندپروازی یا ناامیدی‌هایشان به عنوان مسائلی باقی می‌ماند که به خودشان اختصاص دارد.
آن‌ها به توجه افراطی از طرف فرزندان خود نیاز ندارند. آن‌ها نیازمند تمجید و قطعاً نیازمند سپاس‌گزاری نیستند. آن‌ها این نیاز را از جای دیگر برطرف می‌کنند.
آن‌ها می‌دانند چطور آرام و حتی حوصله‌سربر باشند. آن‌ها هیجانات و ترس‌های کودک را از او می‌گیرند، بدون اینکه به آن‌ها اضافه کنند. آن‌ها هر روز حضور دارند و به‌طور اطمینان‌بخشی کسل‌کننده عمل می‌کنند؛ البته که آن‌ها در پس‌زمینه مشکلات خود را نیز دارند، فقط هیچ کودکی نمی‌خواهد والد خود را بیش از حد پیچیده یا سه‌بعدی تصور کند. والد خوب از اینکه به معنای مثبت کلمه، کاریکاتور باشد، ناراحت نمی‌شود.

عبور از والدین دشوار (گره گشایی از دوران کودکی)

عبور از والدین دشوار (گره گشایی از دوران کودکی)

میلکان
افزودن به سبد خرید 275,000 تومان


قسمتی از کتاب عبور از والدین دشوار:
تعادل‌نداشتنِ قدرت آن‌قدر آشکار است که شاید مدتی طول بکشد به‌درستی درک کنیم چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است: فردی بزرگسال که زندگی را سی‌وچند سال زودتر شروع کرده است و احتمالاً شغلی پر مسئولیت، خانه، دوستان و تحصیلات دارد، تصمیم گرفته است احساسات حسادت‌آمیز خود را روی موجود کوچکی اعمال کند که به‌سختی می‌تواند سر خودش را بالا نگه دارد، چه برسد به اینکه لبخند بزند. این موجود دست‌وپاچلفتی و بی‌زبان (جایی در ناخودآگاه بیمار) به شکل فردی دیده می‌شود که ممکن است جایگاه او را غصب کند و شاید در نهایت چیزهایِ ارزشمند را از او بگیرد و او را به همان وضعیت ناکافی و خالی‌بودن برگرداند که از آن می‌ترسد. 
والدِ حسود آن‌قدر زیرک است که چیزی در این موارد از خود بروز ندهد؛ در ظاهر ممکن است بسیار خوش‌برخورد و با اعتمادبه‌نفس به نظر برسد. بااین‌حال به چشم کسی که مطلع باشد، نشانه‌های مشخصی وجود خواهد داشت: بروزندادن لذت، کنجکاوی‌نکردن و گاهی بیان نظرات تند. وقتی فرزند در نوجوانی شکوفا شد، شاید والد نتواند نارضایتی خود را اعلام کند (شاید بگوید: این لباس/کت/تی‌شرت مسخره رو نپوش»، انگار که مشکل این است). وقتی فرزند نمرات عالی در امتحان می‌گیرد یا اولین شغل خوب خود را به دست می‌آورد و با خانه تماس می‌گیرید تا آپارتمان جدید یا مسئولیت‌های جدیدش در دفتر را توصیف کند، والد خوشحال نخواهد شد. شاید والد از تعطیلات او در کشورهای خارجی، محبوبیت، ثروت و آینده‌ی روشنی که هنوز پیش روی فرزند است، خوشش نیاید. او می‌خواست فرزند زندگی کند، اما نه بدین شکل و با چنین هزینه‌ی روانی‌ای برای خودش.

پشت حسادت والد مقدار زیادی ترس از رهاشدن وجود دارد. فرزندی که در ابتدا کسی تصور شده بود که می‌توانست احساس ناکافی‌بودن والد را جبران کند، اکنون بدون اینکه خودش تقصیری داشته باشد، میزان زیادی از احساسات ناراحت‌کننده‌ی جدید را برانگیخته است. فرزند تهدیدی محسوب می‌شود که در والد احساس ناکافی‌بودن درباره‌ی ظاهر، وضعیت اجتماعی، هوش یا خوشحالی و محرومیتی را برمی‌انگیزد که احتمالاً در ابتدای زندگی خود به خوبی آن را می‌شناخته است.
والد حسود احتمالاً هرگز این حس را نداشته است که بدون دستاورد نیز می‌تواند با عشق‌ورزی مواجه شود؛ به همین دلیل هر چیزی که روی جایگاه او سایه بیندازد، تهدید محسوب می‌شود. کمبودهای خود او برایش سنگینی می‌کند و دلیلش معادله‌ای تنبیهی در ذهن اوست که یک طرفش موفقیت و عشق و طرف دیگرش موضعی پست‌تر و تحقیر قرار دارد. امکان ندارد کودکی را تحسین کند که بهتر از خودش عمل می‌کند؛ زیرا ممکن است در مسیر ربودن آخرین پرده‌ی حیثیت او باشد.       

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط