رنگین کمان کودکی: سفر به جهان خرگوشی یورگ موله؛ ریشه‌های خلق یک قهرمان کوچک و ماندگار

20 ساعت پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


مجموعه‌ی «خرگوشی» نوشته و تصویرسازی یورگ موله، یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های ادبیات کودک آلمان در دهه‌های اخیر است؛ مجموعه‌ای که با ساختاری ساده، تصویرگری جذاب و روایت‌هایی لطیف و معتبر از زندگی کودک، توانست جایگاه ویژه‌ای در ادبیات کودک اروپا پیدا کند. خرگوشی، شخصیت اصلی این مجموعه، موجودی کوچک، کنجکاو، گاهی ترسو و گاهی شجاع است؛ اما از همه مهم‌تر، موجودی است که در جهان ساده‌ی خود، همان مسائل و چالش‌هایی را تجربه می‌کند که کودکان واقعی تجربه می‌کنند: ترس، دوستی، استقلال، جدایی، نگرانی، دلتنگی، یافتن راه خود در جهان و آموختن اینکه چگونه با احساسات گوناگون کنار بیاید. 
یورگ موله متولد 1973 در فرانکفورت آلمان است. او از همان سال‌های نخستِ زندگی، جذب جهان تصویر، نقاشی و کتاب شد. در دانشگاه هنر اوفر فرانکفورت تحصیل کرد و سپس مدتی در پاریس، در حوزه‌ی طراحی و تصویرسازی ادامه تحصیل داد. این دو تجربه ـ آلمان و فرانسه ـ از مهم‌ترین منابع شکل‌گیری نگاه او به تصویرسازی‌اند: ترکیب نظم آلمانی و لطافت شاعرانه‌ی فرانسوی.
موله پیش از خلق خرگوشی، سال‌ها به‌عنوان تصویرگر مستقل فعالیت می‌کرد و در پروژه‌های مختلف کودکانه همکاری داشت؛ اما نقطه‌ی عطف زمانی بود که او به سمت خلق روایت‌های کوتاه با محوریت تعامل مستقیم کودک با کتاب رفت. بسیاری از آثار او تعاملی هستند؛ یعنی از کودک می‌خواهد کاری انجام دهد: «بخواب!»، «کمک کن»، «حمام کن» و... این لحن مخاطب‌محور، یکی از امضاهای هنری موله است. 

یورگ موله

نکته‌ی دیگری که در آثار او دیده می‌شود، توجه به روان‌شناسی کودک است. موله در مصاحبه‌های متعدد گفته است که همیشه به رفتارهای کوچک، ترس‌های مبهم و نیازهای احساسی بچه‌ها حساس بوده و از آن‌ها الهام گرفته است. او به جای اینکه مخاطب را با مفاهیم پیچیده مواجه کند، جهان را از منظر یک کودک بسیار کوچک می‌بیند؛ جهانی بزرگ، گاهی هولناک، گاهی بامزه و درنهایت قابل اعتماد.
پیدایش شخصیت «خرگوشی» نتیجه‌ی ترکیب چند عامل بود: نیاز به خلق داستانی کوتاه و قابل تعامل، علاقه‌ی موله به حیوانات به‌عنوان قهرمان‌های امن و ساده برای کودکان و تلاش او برای روایت تجربه‌های عاطفی اولیه‌ی کودک.
در دهه‌ی 2010، ادبیات کودک اروپا وارد دوره‌ی تازه‌ای شد؛ دوره‌ای که در آن، کتاب‌های مینیمال برای کودکان اهمیت بیشتری پیدا کردند. والدین به‌دنبال کتاب‌هایی بودند که هم کودک را سرگرم کند، هم از طریق قدرت تصویر پیام‌های لطیف احساسی و تربیتی منتقل کند. در چنین فضایی، یورگ موله به این فکر رسید که شخصیت مرکزی آثار آینده‌اش باید: 
ـ ساده و قابل ارتباط باشد.
ـ احساسی و بامزه باشد اما به دام اغراق نیفتد.
ـ به‌سرعت توسط کودکان پذیرفته شود.
ـ در موقعیت‌هایی قرار بگیرد که کودک روزمره تجربه می‌کند.

خرگوش، از نظر موله، حیوانی بود که این ویژگی‌ها را در خود داشت: لطیف، بامزه، قابل نقاشی در فرم‌های ساده و آشنا. همچنین خرگوش‌ها برای کودکان حس امنیت برمی‌انگیزند؛ نه خطرناک‌اند، نه عجیب و نه دور از ذهن.
در نتیجه، خرگوشی به دنیا آمد؛ یک شخصیت بدون اسم که نامش فقط خرگوشی است، زیرا موله معتقد بود کودکان می‌توانند هر نامی که دوست دارند برای او بگذارند. این موضوع باعث می‌شود کودک حس کند قهرمان داستان به او نزدیک است و خود او هم می‌تواند جای خرگوشی باشد.
محبوبیت جهانی خرگوشی فقط به‌خاطر تصویرهای لطیف یا مشارکت کودک نیست، بلکه به‌دلیل روایت احساساتی است که کودک توان بیان آن‌ها را ندارد. یورگ موله بادقت و حساسیت زیاد، موقعیت‌هایی را انتخاب می‌کند که کودکان در روزهای نخست زندگی با آن روبه‌رو می‌شوند.
1ـ ترس، هیجان و تجربه‌ی تازه
برای کودکی بسیار کوچک، رفتن به حمام، خوابیدن تنها، گم‌ شدن یک اسباب‌بازی یا حتی دست‌ زدن به چیزی ناشناخته بزرگ‌ترین چالش‌هاست. خرگوشی این تجربه‌ها را عیناً زندگی می‌کند.
2ـ نیاز به مراقبت
خرگوشی موجودی است که باید مراقبت شود: باید کمکش کنند، نوازشش کنند، بغلش کنند. این حس به کودک اجازه می‌دهد نقش مراقبت را تجربه کند و در دل‌ آن، احساسات خودش در مورد نیاز به مراقبت بهتر فهمیده شود.
3ـ استقلال و رشد
در برخی داستان‌ها، خرگوشی تلاش می‌کند کاری را خودش انجام دهد. موفقیت‌های کوچک او برای کودک الگویی از کسب مهارت و استقلال است.


4ـ امنیت عاطفی
شخصیت خرگوشی همیشه امن است؛ هر چقدر ترس و نگرانی داشته باشد، پایان قصه آرام و قابل پیش‌بینی است. این موضوع برای کودکان خردسال حیاتی است.
مجموعه‌ی خرگوشی عمدتاً شخصیت‌های محدودی دارد؛ خرگوشی معمولاً تنهاست یا در برخی کتاب‌ها با یک والد یا یک دوست خیالی همراه می‌شود. این خلوت بودن داستان، انتخابی کاملاً آگاهانه است؛ زیرا کودکان خردسال هنوز جهان شلوغ و پرشخصیت را به‌خوبی درک نمی‌کنند.
موله ترجیح می‌دهد رابطه‌ی کودک با مراقب (والد)، خودِ کودک و محیط امن خانه تنها محور روایت باشد. خانه در کتاب‌های خرگوشی همیشه فضایی امن، ساده و قابل‌کنترل است؛ دنیایی که کودکِ خواننده نیز در آن زندگی می‌کند.
یورگ موله با اینکه فضای کتاب‌هایش احساسی و لطیف است، طنز ظریفی هم در آن‌ها قرار داده که ریشه در موقعیت‌های معمول و بامزه‌ی کودکی دارد. این طنز به‌قدری نرم است که نه به ریشخند نزدیک می‌شود و نه شخصیت را مضحک جلوه می‌دهد؛ بلکه کودک و بزرگسال می‌توانند با دیدن بعضی صحنه‌ها لبخندی آرام بزنند. مثلاً خرگوشی که با چشم‌های خواب‌آلود سعی می‌کند بیدار بماند یا وقتی که کف حمام همه‌جا را پر کرده یا موقعی که برای جلب توجه کودک قیافه‌ای بامزه می‌گیرد. 

یورگ موله

طنز در جهان خرگوشی نوعی تسکین عاطفی است؛ روشی برای کاهش تنش یا ترس کودک.
یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های یورگ موله این بود که خرگوشی نام نداشته باشد. نبودن نام باعث می‌شود کودک بتواند خود را در او ببیند. این تصمیم همچنین فراتر از مرزهای فرهنگی عمل می‌کند. یک کودک ژاپنی، اسپانیایی یا ایرانی فرق زیادی بین خرگوشیِ موله و اسباب‌بازی خرگوشی خودش نمی‌بیند و این جهانی بودن شخصیت، یکی از ستون‌های موفقیت بین‌المللی مجموعه است.      

 

مشاهده کتاب‌های مجموعه‌ی «خرگوشی» 

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید