نظریه رهایش کن

20 ساعت پیش زمان مطالعه 9 دقیقه

کتاب «نظریه رهایش کن» با زیرعنوان تو مسئول افکار دیگران نیستی، هرچه در کنترل تو نیست رهایش کن، اثر مل رابینز در انتشارات ذهن‌آویز منتشر شد.

در دنیایی که همه‌چیز با سرعتی سرسام‌آور در حال تغییر است و شبکه‌های اجتماعی، محیط کار و حتی روابط شخصی مدام ما را در معرض قضاوت و مقایسه قرار می‌دهند، نیاز به یک چهارچوب فکری روشن برای حفظ آرامش و تمرکز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. کتاب «نظریه رهایش کن» دقیقاً در چنین بستری متولد شده است؛ اثری که با یک ایده‌ی ساده اما عمیق، مخاطب را به بازنگری در شیوه‌ی رویارویی‌اش با دیگران دعوت می‌کند. رابینز در این کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از تنش‌های روزمره‌ی ما نه از رویدادها، بلکه از واکنش‌های ما به رفتار و انتخاب‌های دیگران سرچشمه می‌گیرد.
ایده‌ی محوری کتاب در دو کلمه خلاصه می‌شود: «رهایش کن!» این جمله در نگاه اول شاید بیش‌از‌‍حد ساده به نظر برسد، اما رابینز با ظرافت توضیح می‌دهد که همین رویکرد می‌تواند نقطه‌عطفی در کیفیت زندگی فردی و حرفه‌ای ما باشد. او استدلال می‌کند که تلاش برای کنترل دیگران ـ از شریک عاطفی و اعضای خانواده گرفته تا همکاران و دوستان ـ اغلب به ناامیدی، دلخوری و فرسودگی ذهنی می‌انجامد. وقتی انرژی ما صرف پیش‌بینی، اصلاح یا مدیریت رفتار دیگران می‌شود، عملاً تمرکز خود را از تنها حوزه‌ای که واقعاً در اختیارمان است، یعنی نگرش و تصمیم‌های شخصی‌مان، دور می‌کنیم.

مل رابینز

مل رابینز که پیش‌تر با آثار و سخنرانی‌های انگیزشی خود شناخته شده بود، در این کتاب رویکردی پخته‌تر و ساختارمندتر ارائه می‌دهد. او صرفاً به ارائه‌ی توصیه‌های الهام‌بخش بسنده نمی‌کند، بلکه با بهره‌گیری از پژوهش‌های روان‌شناسی رفتاری، تجربه‌های شخصی و مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چرا رها کردن میل به کنترل، نه نشانه‌ی ضعف بلکه نشانه‌ی بلوغ فکری و هیجانی است. از نگاه او، پذیرش این واقعیت که دیگران حق دارند متفاوت فکر کنند، اشتباه کنند یا حتی ما را نادیده بگیرند، نوعی آزادی درونی ایجاد می‌کند که تأثیرش بسیار فراتر از یک رابطه‌ی خاص است.
یکی از نقاط قوت کتاب، پرداختن به موضوع مرزبندی سالم است. رابینز توضیح می‌دهد که «رهایش کن» به معنای بی‌تفاوتی یا انفعال نیست. این رویکرد قرار نیست ما را به افرادی منفعل تبدیل کند که دربرابر هر رفتاری سکوت می‌کنند. برعکس، او تأکید می‌کند که وقتی می‌پذیریم دیگران مسئول انتخاب‌های خود هستند، ما نیز مسئول واکنش‌های خود می‌شویم. در چنین شرایطی می‌توانیم با شفافیت بیشتری تصمیم بگیریم که چه رفتاری را می‌پذیریم، در چه موقعیتی می‌مانیم و چه زمانی لازم است فاصله بگیریم. این همان جایی است که مفهوم مرزهای سالم معنا پیدا می‌کند.
کتاب همچنین به شکل قابل توجهی به مسئله‌ی تأییدطلبی می‌پردازد؛ یکی از الگوهای رفتاری رایج در عصر دیجیتال. بسیاری از ما ناخودآگاه زندگی‌مان را براساس بازخورد دیگران تنظیم می‌کنیم: تعداد لایک‌ها، نظرها، تعریف‌ها یا حتی سکوت دیگران. رابینز با صراحت نشان می‌دهد که وابستگی به تأیید بیرونی چگونه عزت‌نفس را تضعیف می‌کند و ما را در چرخه‌ای بی‌پایان از نگرانی نگه می‌دارد. او خواننده را تشویق می‌کند تا با پذیرش اینکه دیگران ممکن است ما را درک نکنند یا حتی دوست نداشته باشند، از این چرخه خارج شود و ارزشمندی خود را از درون تعریف کند.
از منظر حرفه‌ای نیز «نظریه رهایش کن» حرف‌های قابل تأملی برای گفتن دارد. در محیط‌های کاری، بسیاری از تعارض‌ها ناشی از انتظارات نانوشته و تلاش برای مدیریت برداشت دیگران است. رابینز نشان می‌دهد که با پذیرش استقلال فکری و رفتاری همکاران، می‌توان انرژی بیشتری را صرف عملکرد شخصی و رشد مهارت‌ها کرد. وقتی به جای کنترل تصویر ذهنی دیگران از خودمان، بر کیفیت کار تمرکز کنیم، نه‌تنها بهره‌وری افزایش می‌یابد، بلکه رضایت درونی عمیق‌تری نیز شکل می‌گیرد.

مل رابینز

نثر کتاب روان، صمیمی و درعین‌حال حرفه‌ای است. رابینز توانسته میان روایت‌های شخصی و تحلیل‌های علمی تعادل برقرار کند؛ به‌گونه‌ای که خواننده هم احساس همدلی می‌کند و هم با چهارچوبی منطقی روبه‌رو می‌شود. مثال‌های متعدد از موقعیت‌های روزمره ـ از اختلاف‌های خانوادگی گرفته تا سوءتفاهم‌های کاری ـ باعث می‌شود مخاطب به‌راحتی خود را در متن بیابد و ایده‌ها را در زندگی واقعی به کار ببندد.
شاید مهم‌ترین دستاورد کتاب، تغییر زاویه‌ی دید باشد. «نظریه رهایش کن» درنهایت دعوتی است به تمرکز بر آنچه در اختیار ماست. این تغییر تمرکز، به‌تدریج سطح اضطراب را کاهش می‌دهد و احساس اقتدار درونی را تقویت می‌کند. خواننده درمی‌یابد که آرامش نه در تغییر دادن دیگران، بلکه در مدیریت واکنش‌های شخصی نهفته است. چنین درکی می‌تواند روابط را شفاف‌تر، تصمیم‌ها را آگاهانه‌تر و زندگی را سبک‌تر کند.
«نظریه رهایش کن» اثری است برای کسانی که از تلاش بی‌پایان برای راضی نگه داشتن همه خسته شده‌اند، برای افرادی که می‌خواهند از قضاوت دیگران نترسند و برای حرفه‌ای‌هایی که به دنبال تمرکز عمیق‌تر بر اهداف خود هستند. این کتاب یادآور می‌شود که آزادی واقعی زمانی آغاز می‌شود که بپذیریم دیگران مسیر خود را دارند و ما نیز مسئول مسیر خود هستیم. در جهانی پر از صدا و توقع، شاید بزرگ‌ترین مهارت، توانایی رها کردن باشد؛ مهارتی که مل رابینز در این کتاب با زبانی روشن و کاربردی به مخاطب می‌آموزد.


قسمتی از کتاب «نظریه رهایش کن» اثر مل رابینز

این ما را به یک نکتۀ بسیار مهم دربارۀ اولویت‌بندی نیازهای شما درحالی می‌رساند که رابطه‌های حمایتی و دوست‌داشتنی خود را نیز حفظ می‌کنید. نکته این نیست که به‌عنوان یک فرد خودخواه یا خودشیفته که به دیگران اهمیت نمی‌دهد، در زندگی پیش بروید. 
نکته این است که یاد بگیرید چگونه نیازهای خود را در اولویت قرار دهید، درحالی‌که تعادلی بین آنچه برای شما مناسب است و انتظارات و احساسات دیگران برقرار می‌کنید. در زندگی، نمی‌خواهید که از شما سوءاستفاده شود، همچنین نمی‌خواهید بی‌ملاحظه و زورگو باشید. این یک تعادل است. 
فرض کنید یک آخر هفتۀ بسیار پرمشغله در پیش دارید. از یک طرف، یک دوست نزدیک، جشن تولدی بزرگ دارد و این یکی از آن آخر هفته‌های واقعاً سرگرم کننده است که دوستان همه برای جشن گرفتن دور هم جمع می‌شوند.
برای شما به‌معنای یک سفر چهار ساعته برای رسیدن به جایی است که مهمانی برگزار می‌شود و می‌دانید که تصمیم درست برای شما این است که آنجا باشید. از طرف دیگر، ماه‌ها پیش به والدین خود قول داده‌اید که همین آخر هفته به خانۀ آن‌ها می‌روید؛ چراکه پدربزرگ و مادربزرگتان قرار است به آنجا بیایند. 
شما می‌خواهید هر دو کار را انجام دهید. 
می‌خواهید دوست خوبی باشید، می‌خواهید فرزند خوبی باشید و می‌خواهید نوۀ خوبی باشید؛ بنابراین تمام توان خود را به کار می‌گیرید، چهار ساعت به‌سمت شمال شهر رانندگی می‌کنید تا در جشن‌ آن شب در کنار دوستانتان حضور داشته باشید. 
از این کار خوشحال هستید. تا دیر وقت بیدار می‌مانید، با دوستانتان می‌خندید و نوشیدنی می‌نوشید. به‌طور کامل سرگرم می‌شوید سپس صبح روز بعد ساعت هفت صبح بیدار می‌شوید. از تخت بلند می‌شوید، شلوار ورزشی خود را می‌پوشید، یک یادداشت می‌گذارید و عذرخواهی می‌کنید که بقیۀ آخر هفته را از دست می‌دهید و دوباره به ماشین برمی‌گردید و چهار ساعت به‌سمت خانۀ والدین خود رانندگی می‌کنید، تا بقیۀ آخر هفته را با پدربزرگ و مادربزرگ خود بگذرانید.
وقتی که در حال رانندگی در جاده هستید، به‌خاطر تلاش خود به خودتان افتخار می‌کنید. 

اما نمی‌دانید، (بعداً خواهید فهمید) که دختری که جشن تولد او را ترک کرده‌اید، از شما ناراحت شده و ظاهراً گفته است: «نمی‌دانم چرا اصلاً زحمت کشید که بیاید اگر فقط می‌توانست یک شب بماند.» 
رهایش کنید تا او بگوید. 
چهار ساعت بعد، شما به خانۀ والدینتان می‌رسید، اما خیلی خسته هستید. از ماشین با لباس‌های ورزشی‌تان پیاده می‌شوید و مادربزرگتان را که بسیار هیجان‌زده است، در آغوش می‌گیرید و او چشمانش پر از اشک می‌شود. 
سپس مادرتان را در آغوش می‌گیرید و او در گوشتان می‌گوید: «مادربزرگت خیلی ناراحت شد وقتی‌که دیشب رسید، اینجا نبودی.» و ادامه می‌دهد: «ما باید ۱0دقیقۀ دیگر برای ناهار برویم. باید لباست را عوض کنی.» 
رهایش کنید تا او بگوید. 
این داستان را می‌گویم تا دو نکته را اثبات کنم: اول، حتی وقتی که خودتان را به آب و آتش می‌زنید و سعی می‌کنید همه را راضی کنید و موفق می‌شوید، حتی این هم تضمین نمی‌کند که دیگران فکر مثبتی داشته باشند. «رهایش کن.» 
دوم و این مهم‌ترین نکته است، کسی نباشید که خود را به آب و آتش می‌زند تا همه را خوشحال کند. من قبلاً این‌طور بودم، اما خسته‌ام می‌کرد و احساس می‌کردم هر کاری که انجام می‌دهم، به اندازۀ کافی خوب نیست. 
حالا که نظریۀ «رهایش کن» را می‌دانم، خودم را به آب و آتش می‌زنم تا خودم را خوشحال کنم. بگذارید توضیح دهم. 
دلیل اینکه تلاش زیادی می‌کنید و هم در جشن تولد دوست‌تان شرکت می‌کنید و هم به دیدار پدربزرگ و مادربزرگتان می‌روید، این است که باعث افتخار خودتان شوید. به جشن تولد دوست‌تان نروید تا او فکر کند شما دوست خوبی هستید. به جشن تولد دوست‌تان بروید چون باعث می‌شود خودتان احساس کنید دوست خوبی هستید. 
به خانه نروید تا دیدن پدربزرگ و مادربزرگتان باعث خوشحالی مادرتان شود. به خانه بروید تا دیدن پدربزرگ و مادربزرگتان باعث خوشحالی شما شود و خانواده‌تان را در اولویت قرار دهید. 
وقتی به‌گونه‌ای عمل می‌کنید که باعث افتخار خودتان می‌شود، مهم نیست دیگران چه فکری می‌کنند. آن‌ها از اینکه شما مکانی را زود ترک کردید، عصبانی خواهند شد. آن‌ها از اینکه شما دیر رسیدید، عصبانی خواهند شد. همیشه کسی از تصمیم‌های شما ناامید خواهد شد. هرگز نگذارید خودتان ناامید شوید و نگذارید احساس گناه، تصمیم‌های شما را هدایت کند. 

نظریه رهایشان کن را زهره خیابانی‌زاده ترجمه کرده و این اثر در 288 صفحه و قطع رقعی با جلد نرم، چاپ و روانه کتابفروشی‌ها شده است.

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط