بیوگرافی: رندی گیج
رندی پل گیج، زادهی ۶ آوریل ۱۹۵۹، نویسنده و سخنران انگیزشی امریکایی است. او بهخاطر نوشتن کتابهای خودیاری و سخنرانیهایش در زمینهی موفقیت و رفاه شهرت دارد. در جایی که دیگران فقط چالشها را میبینند، رندی گیج چگونگی کشف فرصتهای پنهان را آشکار میکند. کتابهای وی با عباراتی همچون «یک مشت توی دل و روده» و «یک تودهنی شیرین» توصیف شدهاند. رندی شما را به اندیشه وامیدارد تا به هرچیز به روشهایی بنگرید که قبلاً هرگز تجربه نکردهاید. او از اینکه هرکس یا هرچیزی را به مبارزه بطلبد هراسی ندارد؛ از دولتها و مذاهب سازمانیافته گرفته تا باورهای عامی و سنتی. رندی به یقین افسونکنندهترین رهبر فکر در زمینهی ویروسهای ذهنی، رفتار بشر و آن چیزی است که به مردم انگیزه میدهد تا زندگیشان را تغییر دهند.
رندی نویسندهی ۱۴ کتاب است و کتابهایش به ۲۵ زبان ترجمه شده است. همچنین کتابهای «امنیت در ریسکپذیری» و «نابغهی دیوانه» وی در ردهی پرفروشهای نیویورک تایمز قرار دارد.
او با بیش از دو میلیون نفر در بیش از ۵۰ کشور صحبت کرده و عضویت سخنرانان تالار مشاهیر امریکا و فروش مستقیم تالار مشاهیر امریکا را دارد. وقتی رندی برای پشت تریبون قرار گرفتن تلاشی نمیکند یا شما فکر میکنید که خودش را در اتاق زیر شیروانی حبس کرده تا کتابی بنویسد، احتمالاً او را جایی در زمین فوتبال خواهید یافت که دور سوم را بازی میکند.

قسمتی از کتاب تولدی بنیادین نوشتهی رندی گیج:
پول وسیلهی مبادلات و دادوستد است. دولتها تلاش میکنند تا ارزشی یکطرفه به آن نسبت دهند، اما در واقع پول همیشه و در هر زمان در نوسان است. تنها ارزش واقعی پول همان چیزی است که شما مایل هستید به ازای آن دریافت کنید یا با آن خرید کنید. پول چیزی خنثی است؛ هیچچیز بد یا خوب دربارهی آن وجود ندارد مگر اینکه شما، خواسته یا ناخواسته، احساس یا انگیزهای را به آن نسبت دهید.
اگر به این موضوع منطقی بیندیشید، باید بفهمید که هیچ ارتباطی بین پول و اینکه شخصی خوب یا شیطانصفت است وجود ندارد. در حقیقت پول آشکار میکند که شما واقعاً چه کسی هستید. اگر شخصی با عزتنفس مثبت باشید و شخصیتی قوی داشته باشید، به محض آنکه به میزان بسیار زیادی پول دست یابید، به سمتی هدایت میشوید که از آن پول برای مقاصد بسیار بهتر برای خودتان و دیگران استفاده کنید. اگر فرد فریبکار، متقلب و خودشیفتهای باشید، وقتی به میزان بسیار زیادی پول دست یابید، از آن برای کنترل و دستکاری ذهن و زندگی دیگران با هدف منافع شخصی خود استفاده خواهید کرد.
عباراتی شبیه این را مکرر شنیدهاید: «با پول نمیتوان خوشبختی خرید.»، «با هر ماشینی میشود به هر جایی رفت»، «من این یکی را دوست دارم»، «وقتی چراغها را خاموش میکنی، تمام اتاقهای هتل شبیه هم میشوند.» کسانی که عباراتی شبیه این را باب میکنند مصمم هستند که آنها را با صفاتی همچون معقول و مقدس معنادار و نشاندار کنند. چنین بیانیههایی عملاً جهالت و نادانی آنها را افشا میکند.
ما میتوانیم قبول کنیم که با پول نمیتوان خوشبختی خرید. اما آیا این را هم میتوانیم بپذیریم که فقر و تنگدستی هم خوشبختی نمیآورد؟ هرکس که در عمرش با فراری یا وایپر رانندگی کرده باشد یا در سایهی یک بنتلی کانتیننتال جی تی جادهها را درنوردیده باشد، باید احمق باشد که بگوید فرقی نمیکند با چه ماشینی رانندگی کنی و ماشینها با هم فرقی ندارند و با هر ماشینی میشود مسافتها را طی کرد.
علاوهبراین، هیچ آدم منطقی نمیگوید که اتاق مجلل هتل با چشمانداز دریا در هتلهای چهار فصل در مقایسه با اتاق هتلهای هالیدیاین با منظرهی زبالهدان پشت رستوران محلی آی اچ او پی برتری ندارد. یا دستکم هیچ آدم عاقلی نیست که تحت تأثیر حرفهای من قرار نگیرد.
اکنون، اگر میخواهید با دوراندیشی و احتیاط بهخاطر موقعیت مالی خود تصمیم بگیرید که به جای رزرو کردن اتاقی با دورنمای سرتاسری، اتاقی با منظرهی تمامآجر رزرو کنید یا به جای ماندن در هتل ماندارین خاوری در هتل ماریوت اقامت کنید، شاید انتخاب معقولی برای شما باشد. اما آن تصمیمات را عاقلانه اتخاذ کنید، نه بهخاطر اشتباه کاری یا نمایش غیرواقعی مسخره و مضحک. پول و متعلقات آن برای شما شادی و خوشبختی به همراه نمیآورند، اما قطعاً به شما اجازهی خوداظهاری، آزادی عمل و تفریح میدهند و همینها باعث شادی و خوشبختی شما خواهد شد.