معرفی کتاب: پیکان سرنوشت ما
کتاب «پیکان سرنوشت ما» که براساس نوشتهها و خاطرات احمد خیامی، از بنیانگذاران شرکت کارخانجات ایران ناسیونال و فروشگاههای زنجیرهای کوروش توسط مهدی خیامی گردآوری و نگارش شده است، از جهات بسیاری خواندنی و باارزش است؛ چراکه بسیاری از روایتهای این کتاب، بهطورکلی، دربردارندهی دروس و آموزههایی فراوان برای علاقهمندان به کارآفرینی بومی است. همچنین این اثر روایتکنندهی برخی اصول مهم اخلاق تجاری و رفتار صنعتی است و چگونگی رعایت آنها را توضیح داده است. این کتاب راوی موارد تجربههای بسیاری درخصوص توسعهی صنعت سنگین خودروسازی و نظام توزیع و فروش در فروشگاههای زنجیرهای کوروش، رابطه با شاه، سازماندهی و مدیریت در راه توسعهی شرکت و از همه مهمتر مشکلات روابط خانوادگی و تأثیر آن بر شرکت ایران ناسیونال نیز هست که همگی برای آزمون نظریات مختلف به کار جامعهشناسان و اقتصاددانان خواهد آمد. بهعلاوه، از لابهلای این روایتها، سیاستگذاران اقتصادی بهتر میتوانند مشکلات یک کارفرمای صنعتی را بفهمند؛ اما بیش از اینها «پیکان سرنوشت ما» ارزش معرفتشناسی و روششناسی خاص نیز دارد.
احمد خیامی
از آنجایی که هنوز در میان برخی نخبگان جامعه، بهویژه نخبگان اقتصادی، اهمیت ثبت و انتشار همگانی تجربههای مهم زندگی اقتصادی جدی تلقی نمیشود، انتشار هرچه بیشتر روایات صنعتگران، غیر از اینکه نوگرایی روایتکننده را نشان میدهد، به توسعهی این روند کمک خواهد کرد. یکی از دلایلی که نخبگان اقتصادی به ثبت روایت زندگی و تجربیاتشان کمتر تمایل دارند از این مسئلهی اخلاقی ناشی میشود که انتشار هر خاطرهای نوعی خودستایی و قهرمانسازی محسوب میشود. در این کتاب، نیز احمد خیامی در بسیاری از موارد تأکید میکند که قصدش از روایت زندگیاش خودستایی و قهرمانسازی نیست. این میزان تمایل به ثبت روایت زندگی در میان کارآفرینان عصر پهلوی بعد از ترک ایران و جهانوطنیشدن اجباری، بیشتر از سایرین هم بوده است.
به همین جهت نیز تنها به تعداد انگشتشماری روایت صنعتگران برخورد میکنیم که فراوانی آن در مقایسه با نخبگان فرهنگی و سیاسی اعم از روشنفکران و سیاستمداران و حتی علما و روحانیون نیز ناچیز است. اولین آسیب این دیدگاه به مطالعات شرح زندگی کارآفرینان است که باید با زندگیپژوهی جبران شود. هرچند گسترش انجام این نوع تحقیقات نیز تمایل کارآفرینان به روایت زندگی حرفهایشان برمیگردد.
احمد خیامی در حقیقت یکی از بنیانگذاران شرکت صنعتی خودروسازی ایرانناسیونال بود که خودرویی به نام پیکان تولید میکرد که در حافظهی تاریخی ایرانیان بهخوبی ثبت شده است. احمد خیامی و برادرش، محمود، این کارخانه را تأسیس کردند. کارخانجات صنعتی ایرانناسیونال، در سال 1341 شمسی، با سرمایهی یکصد میلیون ریال، با نام شرکت سهامی عام کارخانجات ایرانناسیونال با شمارهی 7352 به ثبت رسید و در تاریخ پانزدهم مهرماه 1344 بهرهبرداری از آن آغاز شد. اولین محصولات شرکت، اتوبوس و مینیبوس با امتیاز دایملر بنز آلمان بود. سپس این کارخانه در بیست شهریور 1345 اجازهی تأسیس کارخانجات ساخت انواع اتومبیل سواری چهار سیلندر را نیز به دست آورد. سرمایهی شرکت نیز چندینبار افزایش یافت. در تاریخ بیستوسوم اردیبهشت 1346، سالن تولید پیکان، با امتیاز گروه روتس انگلستان که بعداً به کرایسلر بریتانیا تغییر نام داد و بعد از آن نیز با امتیاز شرکت تالبوت ساخته شد و در کارخانهی شمالی مورد بهرهبرداری قرار گرفت؛ سپس در زمینهی توسعهی تولید انواع خودرو از نوع اتوبوس و مینیبوس سالنهای ساخت اتوبوس مدل 302 و مینیبوس 309 با امتیاز دایملر بنز آلمان گشایش یافت. در مجموع، از سال 1348، شروع تولید خودروی سواری پیکان تا سال 1357 نزدیک به 400 هزار دستگاه انواع خودرو پیکان تولید شد.
این کتاب موضوعات زیادی را که در مورد شرکت کارخانجات ایرانناسیونال مبهم باقی مانده بود روشن میکند و بحثهای جدیدی را در صنعت خودروسازی و تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران به میان خواهد آورد.
پیکان سرنوشت ما (با بهره گیری از نوشته ها و خاطرات احمد خیامی)
نشر نیقسمتی از کتاب «پیکان سرنوشت ما»:
کارگران ما فوقالعاده بودند و معرکه کار میکردند. برای مثال، جوانی به نام مداح را استخدام کرده بودیم. او را که یکی از دوستان قدیمی ما معرفی کرده بود برای فراگیری شیوهی صندلیسازی به آلمان فرستاده بودیم. مداح به ابتکار خودش صندلیهای متحرک و راحتی میساخت که با بهترین صندلیهای ساخت آلمان رقابت میکرد. روکش صندلیها مخملِ قابل شستوشو بود. او با ساخت روزانه 45 صندلی برای یک اتوبوس شروع به کار کرد، درصورتیکه در اواخر کار، یعنی در سال 1357، با همکاری دیگر کارگران متخصص روزانه بیشتر از دو هزار صندلی لوکس و معمولی یکنفره یا سهنفره برای سواریهای پیکان و مینیبوس و اتوبوس میساخت. صندلیهای پیکان جوانان را او خود طراحی کرده بود که به چند جهت حرکت میکردند. این صندلیها اگر از حیث استحکام و مرغوبیت از صندلیهای سواریهای بنز و بامو برتر نبودند لااقل با آنها برابری میکردند.
زیر دست مداح بیش از 1500 کارگر و سرکارگر متخصص کار میکردند. او سالنهای بزرگی در اختیار داشت و تمام لوازم مورد نیاز خود را نیز مستقیماً به ادارهی خرید سفارش میداد. در طول پانزده سالی که ایرانناسیونال زیر نظر ما دو برادر بود ـ ازجمله در ده سال اول که همهی اختیارات آن را در دست داشتم ـ حتی یکبار نیز پیش نیامد که از لحاظ ساخت صندلی مشکل یا کمبودی داشته باشیم. بیش از هفتاد نفر کارگر چون مداح داشتیم و صدها نفر مثل او در ایرانناسیونال تربیت شده بودند و کارخانجات دیگر آنها را جذب کردند. بیشتر کسانی که استخدام میکردیم ابتدا کارگران سادهای بودند که پس از شش هفته کارآموزی کارگران فنی ارزندهای میشدند.