شگفتیهای جهان کتاب: سفری به محلهی کتابفروشی جیمبوچو در توکیو؛ جایی که شهر از میان کتابها میگذرد
در دل توکیوی مدرن، جایی که برجها سر به آسمان میکشند و چراغهای نئون خیال خواب به شهر نمیدهند، محلهای هست که انگار از ریتم تند زندگی جا مانده؛ محلهای که زمان در آن کُندتر قدم برمیدارد و صدای ورق خوردن کتابها هنوز از پشت ویترینها شنیده میشود. نامش جیمبوچو است؛ محلهای که نه یک کتابفروشی، بلکه پایتخت کتاب در ژاپن و یکی از خاصترین نقاط جهان برای عاشقان کتاب به شمار میآید.
جیمبوچو، برای کسانی که به کتاب، نسخههای کمیاب، فرهنگ نشر و رمانتیسمِ قدیمی جستوجو میان قفسهها علاقه دارند، صرفاً یک مقصد گردشگری نیست؛ تجربهای است غوطهورکننده در دنیای کاغذ، مرکب، تاریخ، نوستالژی و کشف. حتی اگر عاشق کتاب هم نباشی، کافی است چند دقیقه در خیابانهای آن قدم بزنی تا بفهمی چرا این محله در ذهن و خاطرهی هر بازدیدکنندهای ماندگار میشود.
داستان جیمبوچو به اواخر قرن نوزدهم در دوران میجی برمیگردد؛ زمانیکه ژاپن درگیر مدرنسازی گسترده بود و دانشگاهها، دانشکدههای حقوق و مراکز آموزشی یکی پس از دیگری در منطقهی کاندا و حوالی جیمبوچو شکل میگرفتند. با حضور دانشجویان، استادان، پژوهشگران و نویسندگان، نیاز به فروشگاههایی برای کتابهای درسی، منابع علمی و آثار تخصصی افزایش یافت.
درابتدا کتابفروشیها کوچک بودند؛ حجرههایی ساده که چند قفسه کتاب داشتند؛ اما بهتدریج و با رشد حجم کتابها، دامنهی موضوعات و افزایش جمعیت دانشجویان، محله بهطور طبیعی به مرکز دادوستد کتاب تبدیل شد. چرخهی خریدوفروش کتابهای دستدوم میان دانشجویان باعث شد فرهنگ «کتاب دستدوم» در این منطقه ریشه بدواند. همین فرهنگ بعدها جیمبوچو را به مشهورترین محلهی کتاب ژاپن تبدیل کرد.
زلزلهها، آتشسوزیها و جنگ جهانی دوم ضربههایی جدی به توکیو زدند، اما جیمبوچو هربار دوباره زنده شد. کتابفروشیها یا بازسازی شدند یا با انرژی تازهتری به میدان برگشتند. حضور ناشران بزرگ، روزنامهها، مجلات و مراکز فرهنگی در این منطقه نیز کمک کرد محله بهتدریج به روح زندهی نشر ژاپن تبدیل شود.
تا دههی 1970، جیمبوچو نهتنها بزرگترین مرکز کتاب توکیو، بلکه یکی از پراهمیتترین نقاط فرهنگی این شهر شده بود. و از آن زمان تاکنون، با وجود پیشرفت رسانههای دیجیتال، کتاب الکترونیک و فروشگاههای آنلاین، این محله جذابیت خود را از دست نداده ـ بلکه تبدیل شده به پناهگاهی برای کسانی که هنوز معتقدند کتاب چیزی بیش از حرفهای چاپشده روی کاغذ است.
هویت اصلی جیمبوچو کتابهای دست دوم است. بیش از صد کتابفروشی کوچک و بزرگ ـ هرکدام با شخصیت، سبک و تاریخچه مخصوص خود ـ در خیابانهای این محله قرار دارند. برخی متخصص کتابهای عتیقه هستند؛ برخی نسخههای چاپ اول میفروشند؛ برخی فقط مانگا عرضه میکنند؛ بعضیها مجلههای فشن یا فیلمهای دهههای 60 و 70 را میفروشند و بعضی دیگر کتابهای فلسفی، ادبی، تاریخی یا هنری نایاب را.
اینجا برای بسیاری از پژوهشگران ژاپنی، تنها جایی است که میتوان برخی منابع قدیمی و نسخههای منحصربهفرد را یافت. چیزی شبیه قدم زدن در یک موزهی زنده؛ موزهای که میتوانی تکتک آثارش را بخری و با خودت ببری.
جیمبوچو نقطهی تمرکز نشر ژاپن است. صدها انتشاراتی بزرگ و کوچک در همین محدوده فعالیت دارند. خیابانها پر است از دانشجویانی که از دانشگاههای اطراف میآیند؛ نویسندگانی که پیاده قدم میزنند؛ استادانی که در کافهها با دانشجویان جلسه میگذارند.
این رفتوآمد دائمی، محله را به محیطی زنده، اندیشمندانه و پر از انرژی فکری تبدیل کرده است. جیمبوچو فقط محل فروش کتاب نیست ـ خانهی کتابفهمی و نوشتن است.
اگر به کافهها و فضاهای نوستالژیک علاقه دارید، جیمبوچو یکی از بهترین تجربههای توکیو را در اختیارتان میگذارد: کافههای قدیمی با نور زرد، میزهای چوبی، دیوارهای پوشیده از پوسترهای سینمای کلاسیک و کتابهای قدیمی.
در برخی کافهها هنوز موسیقی جاز از گرامافون پخش میشود. اینجا جایی است که میتوانی بنشینی، قهوه بنوشی، کتابت را ورق بزنی و حس کنی در دههای دیگر زندگی میکنی.
اگر دنبال جایی متفاوت از توکیوی پر زرق و برق هستید ـ دور از شلوغی شینجوکو یا چراغهای شیبویا ـ جیمبوچو همان جایی است که باید بروید. خیابانهای آن آرام، انسانی و فرهنگیاند. همهچیز تو را دعوت به مکث، تماشا و فکر کردن میکند.
ورود به جیمبوچو مثل قدم گذاشتن در دههای دیگر است. ویترینها پر از کتابهایی است که سالهاست چاپ نمیشوند. بوی کاغذ کهنه، عطفهای رنگرفته، جلدهای چرمی قدیمی و فضاهایی که انگار صاحبانش بیوقفه عاشق کتاباند.
در یک کتابفروشی ممکن است پیرمردی را ببینی که سالها در این کار بوده؛ با چشمانی که برق خاصی دارد و درباره تاریخ هر جلد کتاب حرف میزند. در کتابفروشی دیگر نوجوانانی را میبینی که دنبال مانگاهای کمیاباند. چند قدم جلوتر، شاید کتابی ببینی درباره تاریخ هنر ژاپن که حتی در کتابخانهها هم نایاب است.
پس از یک ساعت قدمزدن، اغلب خودت را روی صندلی یک کافه قدیمی پیدا میکنی. کتابی که خریدهای را باز میکنی و برای لحظهای توکیو را فراموش میکنی. فقط تو، کتاب، بوی قهوه و نور زرد کافه باقی میماند.
جیمبوچو یکی از آن نقاط نادری است که هم اصالت دارد، هم تاریخ، هم فرهنگ، هم شخصیت و هم یک حس عجیب آرامشبخش. محلهای که در آن کتابها فقط کالا نیستند ؛ بخشی از روح شهرند.
اگر روزی به توکیو سفر کردی-حتی اگر برنامهات پر باشد-سعی کن نیمروزی را برای جیمبوچو کنار بگذاری. مطمئن باش با کیسهای از کتابها، حالوهوایی تازه و تجربهای فراموشنشدنی از محلهای که در آن زمان آرامتر میگذرد، بازخواهی گشت.