راز رازها/ حقایق شوکه کننده
رمان «راز رازها» نوشتهی دن براون را انتشارات کتابسرای تندیس به چاپ رسانده است. این کتاب یکی از آثار بحثبرانگیز و پرهیاهوی این نویسندهی امریکایی است که بار دیگر علاقهمندان ادبیات معمایی ـ تاریخی را به دنیایی آکنده از راز، نماد، تاریخ پنهان و پرسشهای بنیادین دربارهی انسان و آگاهی میکشاند. دن براون که با آثاری چون «رمز داوینچی»، «فرشتگان و شیاطین و دوزخ» به شهرت جهانی رسید، در این کتاب نیز از همان فرمول آشنای خود بهره میگیرد: ترکیب دانش تاریخی، نظریههای رازآلود، تعقیب و گریز نفسگیر و دغدغههایی عمیق دربارهی معنای حقیقت. بااینحال، «راز رازها» در مقایسه با برخی آثار پیشین او، تمرکز پررنگتری بر مفهوم «آگاهی انسانی» و مرز میان علم، فلسفه و عرفان دارد.
داستان کتاب بار دیگر با حضور رابرت لنگدان، استاد نمادشناسی دانشگاه هاروارد آغاز میشود؛ شخصیتی که به نوعی امضای ادبی دن براون تبدیل شده است. لنگدان در این رمان نیز ناخواسته وارد ماجرایی میشود که ریشه در گذشتهای دور و رازهایی بهظاهر فراموششده دارد. اینبار، محور اصلی روایت نه صرفاً یک سازمان مذهبی یا فرقهای مخفی، بلکه «دانشی کهن» است که گفته میشود میتواند پاسخ برخی از بنیادیترین پرسشهای بشر دربارهی منشأ آگاهی، قدرت ذهن و ارتباط انسان با جهان هستی را در خود نهفته داشته باشد. عنوانِ کتاب، «راز رازها» بهخوبی نشان میدهد که با لایهای عمیقتر از رمز و معنا روبهرو هستیم؛ لایهای که حتی در میان اسرار بزرگ تاریخ نیز پنهان مانده است.
دن براون
دن براون در این اثر، مانند همیشه، از مکانها و نشانههای واقعی بهره میبرد. شهرها، بناهای تاریخی، نسخههای خطی و نمادهای باستانی همگی نقشی اساسی در پیشبرد داستان دارند. خواننده در طول روایت، همراه با لنگدان از کتابخانهها و موزهها تا مکانهایی کمتر شناختهشده سفر میکند؛ مکانهایی که هرکدام حامل بخشی از پازل بزرگ داستان هستند. یکی از جذابیتهای اصلی کتاب در همین پیوند میان واقعیت و خیال نهفته است. براون با مهارت، اطلاعات تاریخی و علمی واقعی را با فرضیهها و روایتهای داستانی در هم میآمیزد، بهگونهای که مرز میان آنها برای خواننده گاه محو میشود و همین امر حس تعلیق و کنجکاوی را تشدید میکند.
از نظر مضمونی، «راز رازها» بیش از آنکه صرفاً یک تریلر تاریخی باشد، تلاشی است برای واکاوی مفهوم «دانش ممنوعه». کتاب این پرسش را مطرح میکند که آیا همهی دانشی که بشر قادر به کشف آن است، الزاماً باید آشکار شود؟ یا برخی رازها به این دلیل پنهان ماندهاند که افشای آنها میتواند تعادل جهان یا حتی هویت انسان را بر هم بزند؟ دن براون در دل داستان، به نظریههایی دربارهی قدرت ذهن، حافظهی جمعی بشر و حتی پیوند احتمالی میان علم نوین و سنتهای عرفانی اشاره میکند؛ موضوعاتی که خواننده را وادار میکند فراتر از خط داستانی، به تأمل دربارهی جایگاه انسان در جهان بپردازد.
شخصیتپردازی در این کتاب، هرچند همچنان تابع ریتم تند روایت است، اما نسبت به برخی آثار پیشین براون عمق بیشتری دارد. رابرت لنگدان نهتنها بهعنوان یک حلکننده معما، بلکه بهمثابه انسانی درگیر با تردیدها و پرسشهای درونی به تصویر کشیده میشود. شخصیتهای فرعی نیز، از دانشمندان و پژوهشگران گرفته تا افرادی که در پی سوءاستفاده از این راز بزرگ هستند، هرکدام نمایندهی نوعی نگاه به دانش و قدرتاند. تضاد میان کسانی که حقیقت را ابزاری برای سلطه میدانند و آنهایی که به دنبال فهم و آگاهیاند، یکی از محورهای اخلاقی مهم داستان را شکل میدهد.
سبک نگارش دن براون در «راز رازها» همان سبکی است که مخاطبانش انتظار دارند: فصلهای کوتاه، پایانهای تعلیقآمیز، دیالوگهای سریع و توصیفهایی که بیشتر کارکرد اطلاعاتی و روایی دارند تا ادبی صرف. این سبک باعث میشود کتاب بهسرعت خوانده شود و خواننده همواره مشتاق ادامهی داستان بماند. البته منتقدان ادبی ممکن است همچنان بهسادگی نثر یا تکرار الگوهای روایی براون ایراد بگیرند، اما نمیتوان انکار کرد که او در جذب مخاطب عام و ایجاد هیجان، مهارتی کمنظیر دارد.
یکی از نکات قابل توجه کتاب، پرداختن به تنش میان علم مدرن و باورهای کهن است. براون نشان میدهد که چگونه بسیاری از ایدههایی که امروز در قالب علوم شناختی یا فیزیک نظری مطرح میشوند، ریشههایی در فلسفههای باستانی و سنتهای عرفانی دارند، این نگاه، اگرچه گاه با اغراق و سادهسازی همراه است، اما جذابیت فکری خاصی به اثر میبخشد و آن را از یک تریلر صرف فراتر میبرد.
قسمتی از کتاب «راز رازها» نوشتهی دن براون:
از کنار هتل که میگذشت ناگهان از سرعتِ قدمهایش کاست؛ نگاهش جلبِ یک کیوسکِ تبلیغاتی در پارکی کوچک شده بود. پوستری در آنجا بود که ارتشی با امکاناتِ آیندهنگرانه بر سیارهای متروک و ویران رژه میرفتند. بالای سرِ جنگجویان مسلح تککلمهای در اهتزاز بود که در آن لحظهی خاص تصادفی بهشدت عجیب به نظر میآمد.
هِیلو/Halo (هاله)
کائنات داره من رو دست میندازه؟
طبعاً آن پوسترِ ترسناک به نمادِ ذهنِ به اشراقرسیده اشاره نداشت، بلکه نامِ مجموعهبازیهایی کامپیوتری و بینهایت محبوبی بود که به گفتهی دانشجوهای لنگدان، هوشمندانه از اشاراتِ فرهنگیِ مسیحیت استفاده میکرد و عبارات کتاب مقدس را در پسزمینهی ارجاعاتِ مذهبیِ گسترده میآورد: ائتلاف کاوننت (صندوق عهد)، سازهی برون کهکشانی آرک (کشتی نجات نوح)، نژاد بیگانهی انبیا که مدتی بر ائتلاف کاوننت حاکم بود، نژادِ انگلوارِ فلاد (طوفان) که میخواست همهی حیاتهای هوشمندِ کائنات را از بین ببرد.
راز رازها را حسین شهرابی ترجمه کرده و کتاب حاضر در 880 صفحهی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانهی کتابفروشیها شده است.