گیچ و منگ‌ها/ زندگی و افسانه‌ی فیلسوفان باستان

4 ماه پیش زمان مطالعه 7 دقیقه


کتاب «گیج و منگ‌ها» نوشته‌ی دیوید برچ را انتشارات ثالث به چاپ رسانده است. این کتاب، سفری زنده و پرهیجان در جهان فلسفه‌ی باستان است؛ سفری که نه از مسیر مفاهیم خشک و دشوار دانشگاهی، بلکه از راه قصه‌گویی، کنجکاوی و لذت سردرگمی آغاز می‌شود.
عنوان کتاب ـ «گیج و منگ‌ها» ـ خود کلید درک فضای ذهنی نویسنده است. برچ از همان آغاز مخاطب را دعوت می‌کند تا با فیلسوفان بزرگ نه به‌عنوان پیکره‌های سنگیِ گذشته، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی زنده و کنجکاو روبه‌رو شود؛ انسان‌هایی که در جست‌وجوی حقیقت بودند و در مسیر این جست‌وجو، بارها حیرت‌زده و گم‌گشته شدند. او معتقد است فلسفه زمانی معنا می‌یابد که ما اجازه دهیم پرسش‌ها ما را بلرزاند و از اطمینان‌های کاذب جدا کند.
ساختار کتاب شامل مجموعه‌ای از فصل‌هاست که هرکدام به زندگی و افکار یکی از فیلسوفان باستانی اختصاص دارد؛ اما آنچه «گیج و منگ‌ها» را از آثار مشابه متمایز می‌کند، نگاهِ داستانی و انسانیِ نویسنده به چهره‌های فلسفی است. دیوید برچ که خود سال‌ها در زمینه‌ی آموزش فلسفه به نوجوانان و بزرگسالان فعالیت کرده، به‌خوبی می‌داند که چگونه باید مفاهیم پیچیده را به تجربه‌ی زیسته و قابل ‌لمس تبدیل کند. او فلسفه را نه به‌عنوان دانشی انتزاعی، بلکه به‌مثابه گفت‌وگویی میان ذهن و زندگی می‌بیند؛ گفت‌وگویی که از دل شگفتی و حتی گیجی زاده می‌شود.
نویسنده در این اثر به سراغ چهره‌هایی چون سقراط، افلاطون، فیثاغورث، هراکلیتوس، اپیکور، سنکا و حتی بودا می‌رود. او تنها به نقل نظریه‌ها اکتفا نمی‌کند، بلکه زندگی و افسانه‌هایی که پیرامون آنان شکل گرفته را نیز روایت می‌کند. برای نمونه، در روایت او از فیثاغورث، فیلسوفی را می‌بینیم که به تناسخ و نظم ریاضی کیهان ایمان داشت و شاگردانش را به سکوت و مراقبه دعوت می‌کرد، اما درعین‌حال با خرافه و جادو نیز آمیخته بود. یا در شرح سقراط، نه‌فقط استدلال‌های منطقی بلکه شوخ‌طبعی، طعنه‌زنی و روح نافرمان اوست که جان می‌گیرد. هرکدام از این شخصیت‌ها در نگاه برچ، همچون چهره‌هایی از یک نمایش بزرگ انسانی ظاهر می‌شوند که فلسفه را زندگی کرده‌اند، نه صرفاً درباره‌اش سخن گفته‌اند.

در پس این روایت‌ها، نویسنده پیامی ظریف پنهان کرده است: فلسفه درواقع تلاشی برای زیستنِ بهتر است، نه‌فقط اندیشیدنِ بیشتر. به همین دلیل او خواننده را در جایگاه شاگردی منفعل نمی‌نشاند، بلکه مدام از او می‌خواهد بپرسد، شک کند، تأمل کند و حتی دچار سردرگمی شود. به باور او، فلسفه زمانی زنده است که بتواند انسان را درگیرِ پرسش سازد. سردرگمی، به تعبیر برچ، نشانه‌ی آغاز دانایی است، نه پایان آن. او از این رهگذر، فلسفه را به نوعی تجربه‌ی زیباشناختی تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که در آن شگفتی و تفکر، هم‌زمان حضور دارند.
زبان کتاب ساده، روایت‌محور و پر از شوخ‌طبعی است. نویسنده با آگاهی از فاصله‌ای که میان فلسفه‌ی آکادمیک و مخاطب عام وجود دارد، تلاش می‌کند میان این دو جهان پلی بزند. برای این کار، از طنز، استعاره و قصه بهره می‌گیرد. او از افسانه‌ها و شایعاتی که در منابع تاریخی درباره‌ی فیلسوفان آمده، بی‌پروا استفاده می‌کند؛ مثلاً روایت‌هایی درباره‌ی امپراتوری‌های دیوانه، جمجمه‌های سخنگو یا فیلسوفانی که در خیابان‌های آتن دیوانه‌وار رفتار می‌کردند. هدف او نه تحریف تاریخ، بلکه زنده کردن روحی است که در پس این داستان‌ها جریان دارد. او باور دارد که مرز میان واقعیت و افسانه در تاریخ فلسفه همیشه شفاف نیست و همین بخش مهم است که الهام‌بخش می‌شود.
از نظر مفهومی، «گیج و منگ‌ها» بر چند ایده‌ی اصلی استوار است. نخست، ایده‌ی «ابهام به‌عنوان سرچشمه‌ی تفکر». برچ می‌گوید فیلسوفان بزرگ از شک و حیرت آغاز کرده‌اند. اگر افلاطون در جست‌وجوی حقیقت بود، نخست از غار تاریک جهل گذشت؛ اگر بودا به روشنی رسید، پیش از آن در تاریکی درد و ناآرامی سرگردان بود. دوم، زندگی فلسفی است. نویسنده تأکید می‌کند که فلسفه جدا از زندگی نیست، بلکه در دل آن معنا می‌یابد. فیلسوفان واقعی کسانی‌اند که اندیشه‌شان را زیسته‌اند. برای مثال، اپیکور تنها درباره‌ی لذت و آرامش ننوشته بود، بلکه جامعه‌ای کوچک بنا کرد تا در آن با دوستانش زندگی ساده و شاد را تجربه کند. یا سنکا که در دربار نرون زندگی می‌کرد، میان وظیفه‌ی سیاسی و آرمان‌های اخلاقی‌اش گرفتار شد و در نهایت با وقار فلسفی به استقبال مرگ رفت. سومین ایده‌ی محوری کتاب، ترکیب شرق و غرب در سیر اندیشه است. برچ نشان می‌دهد که پرسش فلسفی مرز جغرافیا نمی‌شناسد و همان‌قدر که در یونان باستان جریان داشته، در هند و چین نیز نفس می‌کشیده است. آوردن نام بودا در کنار سقراط، یادآور این نکته است که حقیقت همیشه چندصدایی است.

در کنار این مضامین، نویسنده به نقش داستان و اسطوره در شکل‌گیری فلسفه نیز اشاره دارد. به باور او، اسطوره‌ها حامل نوعی خرد جمعی‌اند که زبان فلسفه هنوز نتوانسته به‌طور کامل بیانشان کند. وقتی افسانه‌ای درباره‌ی فیلسوفی نقل می‌شود که با حیوانات سخن می‌گفت یا در خلوت کوه به شهود رسید، آن افسانه لزوماً دروغ نیست، بلکه استعاره‌ای از تجربه‌ی عمیق انسانی است. ازاین‌رو، برچ میان تاریخ و تخیل پلی می‌زند و فلسفه را در مرز میان واقعیت و رؤیا می‌نشاند.
خواندن این کتاب تجربه‌ای است هم لذت‌بخش و هم آموزنده؛ زیرا نشان می‌دهد حتی بزرگ‌ترین اندیشمندان تاریخ نیز در مسیر فهم جهان دچار تردید، اشتباه و شگفتی بوده‌اند. در جهانی که سرشار از اطلاعات سطحی و پاسخ‌های فوری است، «گیج و منگ‌ها» ما را به توقف، به فکر کردن و به پذیرفتن نادانی دعوت می‌کند. همان‌طور که خود نویسنده می‌گوید، فلسفه از لحظه‌ای آغاز می‌شود که بپذیریم «نمی‌دانیم». این کتاب در حقیقت یادآور همین لحظه‌ی فروتنانه و زیباست؛ لحظه‌ای که انسان، در میان حیرت و سردرگمی، قدم به جهان اندیشه می‌گذارد.

گیج و منگ ها (زندگی و افسانه فیلسوفان باستان)

گیج و منگ ها (زندگی و افسانه فیلسوفان باستان)

ثالث
افزودن به سبد خرید 250,000 تومان

قسمتی از کتاب گیج و منگ‌ها نوشته‌ی دیوید برچ:
برخلاف سقراط که اصرار می‌ورزید برای خدمت‌هایش پولی نمی‌خواهد، آریستیپوس تنها به کسانی آموزش می‌داد که می‌توانستند از عهده‌ی پرداخت دستمزدهای چشمگیرش برآیند.
سقراط که از ثروتش متحیر شده بود از او پرسید: «چه کردی که چنین پول هنگفتی به جیب زدی؟»
آریستیپوس پاسخ داد: «درست همان کاری که تو می‌کنی و چنین پول اندکی به دست می‌آوری!»
شاید تناقض‌آمیز به نظر برسد، اما آریستیپوس از آن رو دستمزدهای کلان طلب می‌کرد که پول برایش اهمیتی نداشت. می‌خواست دلبستگی افراد به پول را کاهش دهد و به آن‌ها کمک کند دریابند پول به‌خودی‌خود ارزشی ندارد، بلکه تنها کار ویژه‌ی آن یاری به ما برای به‌دست‌آوردن چیزی است که به‌راستی برایمان ارزشمند است؛ یعنی لذت.
این بی‌اعتنایی به پول آریستیپوس را قادر می‌ساخت دست و دل بازانه زندگی کند. (البته که او هیچ پولی پس‌انداز نمی‌کرد، چون دلیلی نداشت برای آینده‌ای پس‌انداز کند که باور داشت وجود ندارد.) یک‌بار زمانی‌که برای خوردن غذا بیرون رفته بود، مبلغی برابر با پانصد پوند برای کباب کبک خرج کرد. وقتی همخوراکش او را به‌خاطر این ولخرجی و دلبستگیِ بیش‌ازحدش به لذت سرزنش کرد، آریستپوس از او پرسید که آیا اگر او بود همین طعام را در ازای پنج پوند می‌خرید یا نه. وقتی همنشینش پاسخ مثبت داد، آریستیپوس گفت: «خب، برای من پانصد پوند بیشتر از پنج پوند ارزش ندارد. مسئله این نیست که من دلبسته‌ی لذتم، بلکه مشکل دلبستگی تو به پول است.»

گیج و منگ‌ها را مجتبی پُردل ترجمه کرده و کتاب حاضر در 177 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.    

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط