میزانسن: پدر و مادر عزیزم

2 روز پیش زمان مطالعه 5 دقیقه


«پدر و مادر عزیزم» نمایشنامه‌ای است نوشته‌ی امانوئل پاترون و آرمل پاترون. بعضی نمایش‌نامه‌ها و رمان‌ها آنچنان زندگی ما را منعکس می‌کنند که گویی از زبان ما نوشته شده‌اند. «پدر و مادر عزیزم» اثر امانوئل و آرمل پاترون از این‌گونه آثار است و یکی از دلایل موفقیت چشمگیرش نیز همین است.
فرزندان خانواده‌ای پیامی اضطراری از پدر و مادرشان دریافت می‌کنند تا هرچه زودتر خودشان را نزد آن‌ها در شهر دیگری برسانند. سه فرزند این خانواده سراسیمه راهی منزل پدر و مادرشان می‌شوند و هرکدام در ذهن بدترین فرضیه‌ها را تجسم می‌کنند. سرانجام حقیقت آشکار می‌شود، سرشار از ناگفته‌ها و کشمکش‌ها و زخم‌های نهفته‌ی خانواده‌ای که تا آن روز خود را منسجم و متحد می‌دانست.

نمایی از اجرای پدر و مادر عزیزم

امانوئل و آرمل پاترون در این نمایشنامه با زبانی طنزآمیز، در قالب کمدی، مسائل روان‌شناختی و هسته‌ی واقعی یک خانواده را بررسی می‌کند. خانواده چیست؟ با هم زیستن و از یک پدر و مادر بودن الزاماً خانواده را تشکیل می‌دهد؟ عشق میان اعضای یک خانواده برای همزیستی و احترام کافی است؟ آیا خواهر و برادرهایی که در ظاهر در مهر و هماهنگی کامل با هم به سر می‌برند، واقعاً یکدیگر را می‌شناسند و از درون هم باخبرند؟ در خانواده‌ای که هرکس وظایف و حقوقی دارد، وظیفه‌ی پدر و مادر نسبت به فرزندان چیست و تا کجاست؟ از خودگذشتگی و فداکاری؟ چرا؟ به چه قیمتی؟ میراثی که خانواده برای نسل‌های آینده می‌گذارد چیست؟ مال و اموال؟ احساس گناه؟ ارزش‌های شخصی؟ و بسیاری پرسش‌ها که با زبانی طنزآمیز و شوخ بیان می‌شود.
این خانواده، تا روزی که با اتفاقی غیرمنتظره مواجه نشده بود، هرگز چنین پرسش‌هایی از خود نمی‌کرد. گاهی در زندگی زلزله‌ای هرچند کوچک لازم است تا لایه‌های درونی انسان آشکار شود. تجربه‌های زیسته‌ای در پس این لایه‌هاست، احساسات سرکوب‌شده‌ای که مجالی برای بروز نداشته‌اند و معمولاً خودمان از وجودشان بی‌خبریم.

نمایی از اجرای پدر و مادر عزیزم

اما در تنش و کشمکش‌ها می‌توان به هم نزدیک شد، در میان فریاد و اشک می‌توان درد دیگری را شنید و درک کرد. تصویر دلخواه و آرمانی خانواده همیشه منعکس‌کننده‌ی واقعیت زندگی افراد خانواده نیست. در بطن خانواده دائم کشمکش‌ها و نزاع‌هایی در جریان است. هریک از فرزندان به‌دنبال جایگاه خود نزد پدر و مادر است و برای به‌دست‌آوردن دل آن‌ها با دیگران رقابت می‌کند. گاهی پول و مال وسیله‌ای می‌شود برای تخمین عشق پدر و مادر به خود. چگونه می‌توان مطمئن بود که پدر و مادرها عشق یکسانی به همه‌ی فرزندان دارند؟ آیا واقعاً یکسان است؟
مفهوم حقیقت از دیگر درونمایه‌های این اثر است. حقیقت چیست و آیا انسان حق دارد حقیقت را بازگو کند و تا کجا؟ آیا خواهر و برادر می‌توانند نظرشان را نسبت به دیگری رک و راست ابراز کنند و دیگری را بیازارند؟ آیا ابراز حقیقت وظیفه است؟ آیا اصلاً لازم است، درحالی‌که هرکس آگاهانه و ناآگاهانه می‌کوشد در پس تصویری پنهان شود؟ این تصویرها حقیقی هستند؟

نمایی از اجرای پدر و مادر عزیزم

اما قدرت و دلیل اصلی موفقیت این نمایشنامه قابلیت اجرایی آن است. تماشاگر و خواننده دائم میان سرگرمی، خنده، تعلیق، غافلگیری، تأمل و حیرت در نوسان است. نویسنده‌ها روح و روان یک خانواده، تضاد نسل‌‌ها، رنجش‌ها، ابهامات و رقابت‌های درونی را با ظرافت بیان می‌کنند.
«پدر و مادر عزیزم» علاوه‌بر اینکه دغدغه‌های همیشگی انسان را منعکس می‌کند، بسیار امروزی و مدرن است. از دل زمان ما برخاسته است و مشکلات و دغدغه‌های کنونی را تصویر می‌کند. داستان در فرانسه می‌گذرد، اما فراتر از آن می‌رود و مرزی نمی‌شناسد و جهان‌شمول است و در هر سرزمینی می‌تواند اتفاق بیفتد. 
این نمایشنامه که نوشته‌ی مشترک یک خواهر و برادر (آرمل و امانوئل) است، نخستین‌بار در دسامبر 2021 در پاریس به روی صحنه رفت و نامزد جایزه‌ی مولیر 2022 شد و خیلی زود به یکی از پدیده‌های نمایشی فرانسه بدل شد. 

پدر و مادر عزیزم

پدر و مادر عزیزم

نشر نی
افزودن به سبد خرید 250,000 تومان

قسمتی از نمایشنامه‌ی پدر و مادر عزیزم:
پیِر روی کاناپه دراز کشیده است، در نیمه‌تاریکی. از روی تبلتش سریالی نگاه می‌کند. نورِ صفحه چهره‌اش را روشن می‌کند. صدای موسیقی سریال دلهره‌آور به گوش می‌رسد. ونسان وارد سالن می‌شود. لبه‌ی کاناپه می‌نشیند. پیِر از جا می‌پرد. 
پیِر: «وای بابا! زهره ترک شدم!»
ونسان: «ببخشید. خوبی؟»
پیِر: «آره، خیلی خوب... داشتم سریال می‌دیدم... همچنان تو اتاق آنتن نمی‌ده. تو چی، خوبی؟... منو ببخش بابت امشب.»
پیِر چراغی روشن می‌کند.
ونسان: (جدی) «باید یه چیزی به‌تون بگیم.»

پیِر: «باز دیگه چی؟ واقعاً که آدم‌های عجیب‌غریبی هستین. چهل و پنج سال آب از آب تکون نمی‌خوره، همه‌چی روبه‌راهه، هیچ اتفاق مهم آنچنانی براتون نمی‌افته، هیچ سورپریز و اتفاقی غافلگیرمون نمی‌کنه... بعدش، حالا، بوم! قرعه‌کشی، سفر، کامبوج، یتیم‌خونه! حالا دیگه چی؟»
ونسان: «چقدر می‌خوای؟»
پیِر: «ببخشید؟»
ونسان: «با مادرت فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که درواقع واکنش‌تون شاید طبیعی باشه. هرچندکه به نظر ما کمی پَست و حقیره. اما تقصیر شما که نیست، ماییم که... شما رو بد بار آوردیم. زیادی تو زندگی‌تون خوش اقبال بودین... و این آدم رو پر توقع می‌کنه. اما دوست‌تون داریم و دل‌مون می‌خواد خوشحال باشین... خب، چقدر می‌خوای؟»
پیِر (خوشحال) شوخیت گرفته؟
ونسان: «نه نه.»
پیِر: «من چقدر می‌خوام؟»
ونسان: «آره، تو چقدر می‌خوای؟»   

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط