معرفی کتاب: هزار زندگی بهتر از یک زندگی

2 هفته پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


کتاب «هزار زندگی بهتر از یک زندگی»، خاطرات و زندگی‌نامه‌ی شخصی ژان پل بلموندو، اسطوره‌ی فراموش‌نشدنی سینمای فرانسه است؛ بازیگری که بیش از هر چیز با آزادی، جسارت و سرزندگی شناخته می‌شود. این کتاب که در سال‌های پایانی عمر او منتشر شد، نه تلاشی برای اسطوره‌سازی دوباره از یک ستاره‌ی سینما، بلکه روایتی صمیمی، انسانی و گاه شوخ‌طبع از مردی است که باور داشت زندگی مجموعه‌ای از تجربه‌هاست و هر تجربه خود یک «زندگی» کامل به شمار می‌آید. بلموندو در این اثر، بی‌آنکه بخواهد گذشته‌اش را بزک کند یا از شکست‌ها و ضعف‌هایش بگریزد، داستان زیستن خود را با صداقتی کم‌نظیر روایت می‌کند.
او روایت را از کودکی‌اش در فرانسه‌ی پس از جنگ جهانی دوم آغاز می‌کند؛ دورانی که هنوز زخم‌های جنگ تازه بود و زندگی برای بسیاری از خانواده‌ها با دشواری همراه می‌شد. بلموندو در خانواده‌ای هنری رشد کرد؛ پدری مجسمه‌ساز و مادری حامی و مهربان که نقش مهمی در شکل‌گیری روحیه‌ی مستقل و بی‌پروای او داشت. از همان سال‌ها، میل به حرکت، تجربه و شکستن قواعد در وجودش دیده می‌شد. او چندان با آموزش رسمی کنار نمی‌آمد و از نظم‌های تحمیلی گریزان بود، اما درعوض به زندگی، خیابان، ورزش، رفاقت و تجربه‌های واقعی دل می‌بست. همین ویژگی‌ها بعدها به جوهره‌ی بازیگری‌اش تبدیل شدند.
بلموندو در کتاب از جوانی‌اش و مسیر پرپیچ و خمی که او را به دنیای تئاتر و سپس سینما رساند سخن می‌گوید. ورودش به هنر بازیگری آسان نبود؛ نه چهره‌ای کلاسیک داشت و نه به قواعد مرسوم آکادمی‌های بازیگری تن می‌داد. بااین‌حال، همین تفاوت‌ها و نوعی «ضدقهرمان» بودن، به‌تدریج او را به چهره‌ای تازه در سینمای فرانسه بدل کرد. او از سال‌ها تمرین، شکست، تحقیر و امید می‌نویسد و نشان می‌دهد که موفقیتش حاصل شانس ناگهانی نبوده، بلکه نتیجه‌ی پافشاری بر هویت شخصی اعتماد به حس درونی‌اش بوده است.

ژان پل بلموندو

بخش مهمی از کتاب به دوران شکوفایی حرفه‌ای بلموندو اختصاص دارد، زمانی‌که در میان آثار موج نوی سینمای فرانسه، به نماد نسلی تازه در سینما تبدیل شد. او با لحنی خودمانی از پشت‌صحنه‌ها، همکاری با کارگردانان بزرگ، فضای پرهیجان فیلم‌برداری و حتی خطرهایی که در صحنه‌های بدلکاری تجربه کرده سخن می‌گوید. بلموندو بارها تأکید می‌کند که سینما برای او فقط حرفه نبود، بلکه شکلی از زیستن بود؛ هر نقش فرصتی برای تجربه‌ی یک زندگی دیگر، با ترس‌ها، شادی‌ها و انتخاب‌های خاص خود بود. از همین‌جا معنای عنوان کتاب روشن می‌شود: او احساس می‌کرد در طول عمرش نه یک زندگی، بلکه صدها و هزاران زندگی را تجربه کرده است.
اما این کتاب، تنها درباره‌ی سینما نیست. بلموندو با همان صراحت از زندگی شخصی‌اش، روابط عاطفی، دوستی‌ها، خانواده و لحظات تنهایی سخن می‌گوید. او از عشق‌هایش می‌نویسد، از پیوندهایی که گاه عمیق و گاه ناپایدار بوده‌اند و از دوستی‌هایی که برایش ارزشی هم‌سنگ خانواده داشتند. در این بخش‌ها، خواننده با چهره‌ای بسیار انسانی از بلموندو روبه‌رو می‌شود؛ مردی که با وجود شهرت، همواره به‌سادگی، رفاقت و لذت‌های کوچک زندگی وفادار مانده است.
طنز یکی از عناصر کلیدی این کتاب است. بلموندو حتی هنگام روایت سخت‌ترین یا خطرناک‌ترین لحظات زندگی‌اش، نگاه شوخ‌طبعانه‌اش را حفظ می‌کند. او به زندگی با نوعی خوش‌بینی واقع‌گرایانه نگاه می‌کند: نه ساده‌لوحانه و نه تلخ‌اندیشانه. از نظر او، زندگی ارزش زیستن دارد، دقیقاً به این دلیل که ناقص، غیرقابل‌پیش‌بینی و گاه بی‌رحم است. شکست‌ها، بیماری‌ها و گذر زمان نیز بخشی از همین مسیرند و نباید آن‌ها را انکار کرد.

در لایه‌ای عمیق‌تر، «هزار زندگی بهتر از یک زندگی»، کتابی است درباره‌ی فلسفه‌ی زیستن. بلموندو به‌طور غیرمستقیم این ایده را مطرح می‌کند که انسان نباید خود را به یک هویت ثابت، یک نقش یا یک تعریف محدود کند. هر تجربه، هر انتخاب و هر مسیر تازه می‌تواند شکلی از زندگی جدید باشد. او مخاطب را دعوت می‌کند که زندگی را با جسارت تجربه کند، از خطر کردن نترسد و اجازه دهد که زندگی او را غافلگیر کند.
درنهایت، این کتاب تصویری صادقانه و زنده از مردی ارائه می‌دهد که نماد آزادی و سرزندگی بود، اما درعین‌حال با تمام ضعف‌ها و تردیدهای انسانی‌اش زندگی کرد. این کتاب نه‌تنها برای دوستداران سینمای فرانسه، بلکه برای هر خواننده‌ای که به زندگی‌نامه‌های الهام‌‌بخش و انسانی علاقه‌مند است، اثری خواندنی و تأمل‌برانگیز محسوب می‌شود. ژان ـ پل بلموندو در این کتاب به ما یادآوری می‌کند که زندگی زمانی معنا پیدا می‌کند که آن را با تمام وجود زندگی کنیم؛ حتی اگر این به معنای زیستن هزار زندگی در قالب یک عمر باشد.

هزار زندگی بهتر از یک زندگی

هزار زندگی بهتر از یک زندگی

کتاب پارسه
افزودن به سبد خرید 395,000 تومان

قسمتی از کتاب «هزار زندگی بهتر از یک زندگی»:
علاقه به دیوانه‌بازی، از همان ابتدا در دی‌ان‌ای من حک شده اما در تماس با آدم‌های شوخ و دلقکی مثل ماریل، روشفور، بون، ورنیه و ریش، شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد؛ حتی در ریتم تحمیلی دوره‌های کنسرواتور، موفق می‌شوم بازه‌ی زمانی روزانه‌ای را به شیطنت و خرابکاری اختصاص دهم: وقت ناهار. سالن غذاخوری دانشکده‌ی ما رستورانی عادی نیست و بهترین گزینه برای خرابکاری است. 
ما میزهای بزرگ ناهارخوری را با دانشجویان شوخ‌طبع و شنگول و حقه‌باز رشته‌ی پزشکی شریک نیستیم، بلکه با موش‌های موذی و جوان رشته‌ی اپرا سر یک میز می‌نشینیم که درنهایت مشقت، هشیار و حواس‌جمع‌اند. بنابراین، باید حواسمان را شش‌دانگ جمع کنیم تا آب حیاتی را که توی تنگ‌ها ریخته‌اند، حرام نشود و در نتیجه، به کمک سرخوشی جاری در رگ‌هایمان که قوه‌ی تخیلمان را به کار انداخته، مثل جانمان از تنگ‌ها مراقبت می‌کنیم. گاهی پیش می‌آید که به قول معروف پایمان را از گلیم‌مان درازتر می‌کنیم. 
از خروج از محدوده‌ی ادب یا نجابت هیچ ترسی نداریم. برعکس، هیجان‌زده‌مان می‌کند و به‌راحتی در جنون خالص غوطه‌ور می‌شویم. در تلاشیم تا چرخ‌دنده‌های زنگ‌زده‌ی کنسرواتوار را آزاد و اهالی پیر و جوانش را نرم کنیم. اگر نگذاریم بقیه‌ی دنیا از خوشی‌های پاک و شادمانه‌ی ما سودی ببرند، مایه‌ی شرمساری خواهد بود. 
در این غذاخوریِ پر از آدم‌های جورواجور، با اینکه بین شوخی‌های دیوانه‌وارمان فرصت نمی‌کنیم لقمه‌ای غذا بخوریم، از هیچ‌چیز نمی‌ترسیم، مثلاً یک روز که با صندوقدار به مشکل برمی‌خورم، بشقاب‌های عدسی‌مان را روی اسکناس‌ها و سکه‌هایی که در کشویش بادقت نگهداری می‌کند، خالی می‌کنیم!

   

 

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط