معرفی کتاب: راهنمای دوست‌داشتنی ‌بودن به روش آدری هپبورن

1 ماه پیش زمان مطالعه 5 دقیقه


کتاب «راهنمای دوست‌داشتنی ‌بودن به روش آدری هپبورن» نوشته‌ی ملیسا هلسترن نه یک بیوگرافی رسمی درباره‌ی آدری هپبورن است و نه یک کتاب آموزشی معمولی در حوزه‌ی سبک زندگی. این اثر نوعی جستار روایی و الهام‌بخش است که تلاش می‌کند عصاره‌ی منش، شخصیت، نگاه و جهان‌بینی زنی را ثبت کند که در حافظه‌ی جمعی جهان فقط یک ستاره‌ی سینمایی نیست، بلکه نماد ماندگاری است از زیبایی اخلاقی، مهربانی و فروتنی. هلسترن در این کتاب می‌کوشد از خلال گفتارها، خاطرات، مصاحبه‌ها و روایت‌های نزدیکان آدری، تصویری از راه‌ورسم زیستن او ارائه دهد؛ شیوه‌ای که آن را از بسیاری ستاره‌های هم‌عصرش متمایز می‌کرد و هنوز برای بسیاری الهام‌بخش است. 
این کتاب در ظاهر ساده است؛ بخش‌هایی کوتاه، نقل‌قول‌های پراکنده و ساختاری غیرروایی دارد؛ اما همین سادگیِ سنجیده، به خواننده اجازه می‌دهد روح آدری هپبورن را در لابه‌لای جمله‌ها لمس کند. گویی نویسنده عمداً از ساختن یک اثر پرزرق‌وبرق فاصله گرفته تا تصویری واقعی، صمیمی و انسانی از او ارائه دهد. نتیجه کتابی است که به جای روایت صرف زندگی یک بازیگر، از چگونه زیستن سخن می‌گوید: اینکه چطور می‌توان در جهانی پر از آشوب، مهربان، اصیل، لطیف و درعین‌حال قوی بود. 
یکی از نکات کلیدی کتاب، تمرکز نویسنده بر تعریف ویژه‌ی آدری از زیبایی است. آدری هرگز زیبایی را یک «ویژگی فیزیکی» نمی‌دانست. او بارها تأکید کرده بود که چشم‌ها دریچه‌ی روح‌اند و زیبایی واقعی زمانی رخ می‌دهد که نگرش و جهان‌بینی فرد از خلال رفتارش تجلی یابد. هلسترن این نگرش را به‌خوبی از خلال جمله‌ها و روایت‌ها استخراج می‌کند و نشان می‌دهد آنچه آدری را بدل به نماد کرد، فقط چهره‌ی ظریف یا اندام باریکش نبود، بلکه وقار درونی، مهربانی بی‌تکلف و آرامشی بود که در حرکاتش موج می‌زد. 

آدری هپبورن

کتاب با بازگویی نگاه آدری به خودشناسی و پذیرش آغاز می‌شود. او معتقد بود که زنان باید بیشتر بر رشد درونی تمرکز کنند تا دنبال ‌کردن تصویری تحمیلی از زیبایی. این باور برخاسته از تجربیات شخصی او بود؛ دوران کودکی سخت، فقر، جنگ و ترکیبی از اضطراب و کمبود که سال‌ها همراهش بود و او را نسبت به بسیاری کلیشه‌های هالیوودی بی‌اعتنا ساخت. هلسترن تأکید می‌کند که اصالت مهم‌ترین عنصر شخصیت هپبورن بود و کتاب در تلاش است این اصالت را نه‌فقط تعریف، بلکه نشان دهد.
هلسترن بدون ورود به جزئیات دقیق تاریخی، به فرازهایی مهم از زندگی آدری اشاره می‌کند: دوران کودکی در هلند، تجربه‌ی فقر و قحطی در زمان اشغال نازی‌ها و شکل‌گیری عمیق حس همدلی در او. آدری بعدها بارها گفته بود که آن روزها به او آموختند که هیچ‌چیز به اندازه‌ی کمک به دیگران ارزشمند نیست. شاید همین تجربه‌ی شخصی بود که او را در سال‌های پایانی زندگی، به یکی از چهره‌های برجسته‌ی یونیسف بدل کرد.
کتاب نشان می‌دهد که چرا آدری همیشه نسبت به کودکان و آسیب‌دیدگان حساس بود. او در دوران جنگ، شاهد گرسنگی، ترس و فروپاشی خانواده‌ها بود. همین تجربه‌ی مشترک با نسل‌های آسیب‌دیده به او احساسی از مسئولیت اخلاقی بخشید؛ احساسی که بعدها به شکل فعالیت‌های بشردوستانه‌اش متجلی شد. یکی از نقاط قوت کتاب همین است: پیوند زدن منش اخلاقی آدری با گذشته‌ی دردناک اما آموزنده‌اش.

آدری هپبورن از ابتدا رؤیای بازیگری نداشت. او رقص باله را انتخاب کرده بود و سال‌ها برای آن تلاش کرد؛ اما محدودیت‌های جسمی و ضعف ناشی از دوران جنگ اجازه نداد حرفه‌ای باله را ادامه دهد. کتاب با نگاهی انسانی نشان می‌دهد که چگونه این ناکامی اولیه، زمینه‌ساز مسیر تازه‌ای شد. آدری وارد دنیای بازیگری شد، جایی که خیلی زود استعداد خیره‌کننده و شخصیت فروتنانه‌اش باعث توجه کارگردان‌ها شد.
هلسترن به نقل از همکاران آدری می‌نویسد که او برخلاف بسیاری ستاره‌ها، هرگز شهرت را جدی نمی‌گرفت. او معتقد بود بازیگری فقط یک شغل است، نه هویت. به همین دلیل، حتی در اوج موفقیت در فیلم‌هایی همچون «تعطیلات رُمی» یا «صبحانه در تیفانی»، رفتاری ساده، مهربان و متواضع داشت. کتاب از این جهت تصویری آرام و انسانی از او ارائه می‌دهد: زنی که هیچ‌گاه اجازه نداد دوربین یا تشویق‌ها هویت واقعی‌اش را تسخیر کنند.

راهنمای دوست داشتنی بودن به روش آدری هپبورن

راهنمای دوست داشتنی بودن به روش آدری هپبورن

میلکان
افزودن به سبد خرید 355,000 تومان

قسمتی از کتاب «راهنمای دوست‌داشتنی ‌بودن به روش آدری هپبورن»:
خانواده
مرد زندگی‌ات هرچه بکند، فرزندانت هر چقدر آزارت بدهند و دلت را بشکنند ـ که زیاد هم می‌شکنند ـ هر چقدر پدرومادرت تو را برنجانند، برایت مهم نیست، چون دوستشان داری.
وقتی موضوع به خانواده می‌رسد، سعی می‌کنیم از داشته‌ها‌یمان به‌درستی استفاده کنیم. زندگی هم مثل برخی بازی‌هاست و شانس در آن نقش زیادی دارد.
ما والدینمان را به‌خاطر خیلی چیزها، مثل کمبود اعتمادبه‌نفس، مشکلات خصوصی و حتی علاقه به پیاز، سرزنش می‌کنیم. تا اینکه می‌فهمیم آن‌ها هم انسان‌اند و هیچ گلایه‌ای هم این مسئله را تغییر نمی‌دهد. در آخر، آن‌ها هم نهایت تلاش خودشان را کرده‌اند.
با آن خوش‌بینی بی‌نهایت والدینمان، ممکن است روزی ما هم فرزندانی داشته باشیم و اگر شانس بیاوریم، می‌توانیم از تکرار اشتباهات گذشته خودداری کنیم و، به‌هرحال، روزی ما هم حرف‌هایی می‌زنیم شبیه حرف‌های والدینمان. لابد این هم از فروتنی‌مان است.   

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط