معرفی کتاب: ذهن‌بینی

3 ماه پیش زمان مطالعه 7 دقیقه


کتاب «ذهن‌بینی» نوشته‌ی دنیل جِی سیگل یکی از تأثیرگذارترین آثار در حوزه‌ی روان‌شناسی عصب‌محور و رشد شخصی است. این کتاب، تلاشی است برای نشان دادن اینکه چگونه می‌توان با آگاهی از ذهن، احساسات و الگوهای رفتاری خود، زندگی‌مان را از اساس تغییر دهیم. سیگل که عصب‌پژوه، روان‌پزشک و استاد دانشگاه یو سی ال ای است، در این کتاب مفهومی نو به نام مکانیسم ذهن‌بینی را معرفی می‌کند؛ قابلیتی که به انسان امکان می‌دهد ذهن خود و دیگران را به شکل عمیق و آگاهانه درک کند و از این درک برای بازسازی رابطه با خود و جهان بهره گیرد. 
مفهوم ذهن‌بینی درواقع ترکیبی از دو حوزه‌ی بزرگ است: عصب‌شناسی و روان‌درمانی. سیگل می‌کوشد نشان دهد که ذهن انسان، برخلاف آنچه روان‌کاوی سنتی یا زیست‌شناسی کلاسیک تصور می‌کرد، نه صرفاً محصول مغز است و نه کاملاً مستقل از بدن یا اجتماع. او ذهن را فرآیندی پویا میان مغز، بدن و روابط می‌داند؛ شبکه‌ای از تعاملات که اگر به شکل سالم تنظیم شود، موجب آرامش، همدلی و رشد می‌شود و اگر آشفته گردد، منجر به اضطراب، افسردگی یا انزوا می‌شود.
ذهن‌بینی درواقع توانایی مشاهده‌ی ذهن است؛ دیدن احساسات و افکار، بدون آنکه در آن‌ها غرق شویم. سیگل آن را «چشم ذهن» می‌نامد؛ ابزاری که با آن می‌توانیم از درون خود فاصله بگیریم، الگوهای تکرارشونده‌ی عاطفی را تشخیص دهیم و با بازتنظیم مدارهای مغزی، مسیر تازه‌ای برای زندگی روانی‌مان بسازیم. این رویکرد شباهت‌هایی با مراقبه‌های ذهن‌آگاهی دارد، اما فراتر از آن می‌رود؛ زیرا با یافته‌های علوم اعصاب درهم‌آمیخته است و مکانیزم‌های زیستی پشت رشد ذهنی را توضیح می‌دهد.
یکی از محورهای فکری اصلی کتاب، مثلثی است که سیگل آن را سه‌گانه‌ی مغز، ذهن و روابط می‌نامد. او می‌گوید هیچ‌کدام از این سه عنصر به‌تنهایی معنا ندارند؛ ذهن از مغز برمی‌خیزد، اما در روابط انسانی شکل می‌گیرد و از طریق تجربه تنظیم می‌شود. به همین دلیل، تغییر واقعی در زندگی، تنها از راه درک درونی و تعامل بیرونی با دیگران ممکن است.

دنیل جِی سیگل

سیگل در کتاب توضیح می‌دهد که چگونه تجارب دوران کودکی، ساختار مغز را شکل می‌دهند و بر نحوه‌ی واکنش ما به جهان تأثیر می‌گذارند؛ برای مثال، کودکی که در محیطی ناامن رشد کرده، در بزرگسالی نیز ناخودآگاه تمایل دارد الگوهای دفاعی مشابهی را بازتولید کند اما ذهن‌بینی به ما یاد می‌دهد که با آگاهی از این الگوها، مدارهای عصبی مغزمان را دوباره تنظیم کنیم. او این فرآیند را بازآرایی عصبی می‌نامد.
در قلب ایده‌ی سیگل، مفهوم ادغام قرار دارد. او سلامت روان را نه‌فقط فقدان تعارض یا استرس، بلکه توانایی ادغام بخش‌های مختلف ذهن می‌داند. به عبارت دیگر، ذهن سالم، ذهنی است که میان هیجان و منطق، ناخودآگاه و آگاه، گذشته و حال، درون و بیرون، تعادلی پویا برقرار کند.
سیگل برای توضیح این ایده از استعاره‌ی ارکستر استفاده می‌کند: مغز انسان مانند گروهی از نوازندگان است که بر بخش (هیپوکامپ، آمیگدال، قشر پیش‌پیشانی و...) نقش خاصی دارد. اگر رهبر ارکستر (بخش آگاه ذهن) بتواند این صداها را هماهنگ کند، موسیقی روانی هماهنگی پدید می‌آید؛ اما اگر ارتباط میان این بخش‌ها قطع شود، آشفتگی، اضطراب و رفتارهای تکراری شکل می‌گیرد. 
او نشان می‌دهد که ادغام عصبی نه‌تنها باعث کاهش استرس و افزایش آرامش می‌شود، بلکه ظرفیت همدلی، خلاقیت و تصمیم‌گیری اخلاقی را نیز بالا می‌برد. به باور سیگل، این همان نقطه‌ای است که علم اعصاب با معنا و فلسفه‌ی زندگی تلاقی می‌کند.
بخش قابل‌توجهی از کتاب به روایت‌های درمانی اختصاص دارد. سیگل بیماران واقعی خود را به تصویر می‌کشد تا نشان دهد ذهن‌بینی چگونه در عمل کار می‌کند. او از زنی می‌گوید که در روابطش پیوسته احساس طردشدگی می‌کرد، تا مردی که در خشم خود غرق می‌شد و نمی‌توانست دلیل آن را بفهمد. در هر داستان، نویسنده نشان می‌دهد که چطور آگاهی از الگوهای ذهنی پنهان و بازنویسی روایت درونی، مسیر تحول را می‌گشاید.
یکی از بخش‌های جذاب کتاب، توضیح علمی سیگل درباره‌ی انعطاف‌پذیری عصبی است. او می‌گوید ذهن ما می‌تواند با تمرین و تمرکز، ساختار مغز را تغییر دهد. هر فکر، احساس یا تجربه‌ی جدید، درواقع پیامی الکتروشیمیایی است که مسیر تازه‌ای در شبکه‌ی عصبی می‌سازد. وقتی فرد آگاهانه به احساسات خود توجه می‌کند و واکنش‌های خودکار را متوقف می‌سازد، مغزش به‌تدریج الگوهای جدیدی از خودتنظیمی می‌آموزد. 


سیگل این فرآیند را «آموزش مغز برای دیدن خود» توصیف می‌کند. این بدان معناست که آگاهی نه‌تنها تجربه‌ی ذهنی ما را دگرگون می‌کند، بلکه فیزیولوژی مغز را نیز تغییر می‌دهد. به همین دلیل است که تمرین‌هایی مانند مدیتیشن، یادداشت احساسات یا گفت‌وگوهای بازتابی می‌توانند به‌طرز واقعی و قابل‌مشاهده‌ای بر سلامت روان تأثیر بگذارند.
«ذهن‌بینی» فقط درباره‌ی خودشناسی نیست، بلکه به درک دیگران نیز می‌پردازد. سیگل تأکید دارد که ذهن ما در ذات خود رابطه‌محور است. مغز انسان برای ارتباط ساخته شده است؛ نورون‌های آینه‌ای، بخش‌هایی از مغز هستند که هنگام مشاهده‌ی احساسات دیگران همان واکنشی را نشان می‌دهند که گویی خودمان آن را تجربه می‌کنیم. این مکانیسم، پایه‌ی زیستی همدلی است.
اما بدون تمرین آگاهی، این سیستم می‌تواند خطا کند؛ ما ممکن است احساسات دیگران را اشتباه تفسیر کنیم یا واکنش‌های خود را کنترل نکنیم. «ذهن‌بینی» با تقویت توانایی مشاهده‌ی ذهن خود و دیگران، کیفیت روابط را بهبود می‌بخشد. در روابط خانوادگی، میان‌فردی یا حتی کاری، این مهارت می‌تواند تعارض‌ها را کاهش دهد و احساس پیوند و اعتماد را افزایش دهد. 
درنهایت، ذهن‌بینی کتابی است درباره‌ی «دیدن ذهن» برای تغییر زندگی. دنیل سیگل باور دارد که بسیاری از رنج‌های انسانی ناشی از نادیده‌ گرفتن ذهن است: وقتی احساساتمان را سرکوب می‌کنیم، وقتی از ترس یا خشم فرار می‌کنیم یا وقتی در الگوهای تکراری گیر می‌افتیم. راه رهایی، به گفته‌ی او، نه در اجتناب، بلکه در مشاهده است.

ذهن بینی (مبانی علمی جدید برای تحول فردی)

ذهن بینی (مبانی علمی جدید برای تحول فردی)

اسبار
افزودن به سبد خرید 470,000 تومان


قسمتی از کتاب ذهن‌بینی نوشته‌ی دنیل جی سیگل:
انرژی و اطلاعات، با هم در ذهن ما جریان می‌یابند. ما می‌توانیم در لحظه، تجربه‌ی مستقیم داشته باشیم؛ برای مثال، هنگام گرسنگی از حس‌های موجود در شکم‌مان آگاه باشیم یا وقتی ناراحتیم از جریان هیجانات آگاه باشیم. ما همچنین می‌توانیم از طریق ترسیم نقشه‌ی این حس‌ها و احساسات آکنده از انرژی در نواحی بالاتر مغزمان، بر این حس‌ها و احساسات تکیه کنیم. ما می‌توانیم بدانیم که قاروقور شکم یعنی باید چیزی بخوریم، سپس به ساعت نگاه کنیم و به خودمان بگوییم نیم ساعت دیگر صبر می‌کنم و بعد ناهار می‌خورم. ما می‌توانیم معنای یک هیجان را تفسیر کنیم و سپس انگیزه بگیریم کاری کنیم، مثلاً با دوستی حرف بزنیم تا تسکین یابیم. به این ترتیب است که ذهن ما از جریان انرژی، اطلاعات می‌سازد و سپس این اطلاعات به انگیزه منجر می‌شود و انرژی به شیوه‌های جدید و سازگارانه به کار گرفته می‌شود.         

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط