فروید؛ جان یا روان؟/ به غل و زنجیر کشیده‌شدن فروید

12 ساعت پیش زمان مطالعه 5 دقیقه


کتابِ «فروید؛ جان یا روان؟» نوشته‌ی برونو بتلهایم را انتشارات دمان به چاپ رسانده است. این کتاب اثری بحث‌برانگیز و درعین‌حال روشنگر است که نه به‌عنوان شرحی ساده از روان‌کاوی فروید، بلکه به‌مثابه بازخوانی انتقادی و فرهنگی از میراث فکری او نوشته شده است. بتلهایم که خود روان‌کاوی برجسته، روان‌شناس کودک و از بازماندگان اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها بود، در این کتاب می‌کوشد نشان دهد که چگونه ترجمه‌های انگلیسی آثار زیگموند فروید، به‌ویژه در جهان آنگلوساکسون، روح اندیشه‌ی فروید را تحریف کرده و آن را از عمق انسانی، فلسفی و اخلاقی‌اش تهی ساخته‌اند. از نگاه بتلهایم، فروید پیش از آنکه بنیان‌گذار یک علم خشک و صرفاً پزشکی باشد، متفکری بود که دغدغه‌ی جان انسان را داشت؛ جان یا همان Soul که در ترجمه‌های رسمی و دانشگاهی، اغلب به مفاهیمی مکانیکی و فنی تقلیل یافته است.
بتلهایم کتاب را با این ایده‌ی محوری آغاز می‌کند که زبان، تنها وسیله‌ی انتقال معنا نیست، بلکه شکل‌دهنده‌ی خود معناست. او نشان می‌دهد که فروید در زبان آلمانی، واژگانی را به کار می‌برد که ریشه در سنت فلسفی، ادبی و اخلاقی اروپا دارند؛ اما هنگامی‌که این مفاهیم به انگلیسی ترجمه شدند، اغلب به اصطلاحات سرد، علمی و شبه‌پزشکی بدل گشتند. برای نمونه، بتلهایم به واژه‌ی مشهور  Seele اشاره می‌کند که در آلمانی به معنای جان یا روح است، اما در ترجمه‌های انگلیسی معمولاً حذف یا به‌طور غیرمستقیم و خنثی بازنمایی شده است. به باور او، این حذف تصادفی نیست، بلکه بازتاب نگرشی است که می‌خواهد روان‌کاوی را به شاخه‌ای از علوم طبیعی فروبکاهد و آن را از پیوندش با ادبیات، فلسفه و اخلاق جدا کند.

برونو بتلهایم

بتلهایم در ادامه تأکید می‌کند که فروید را نمی‌توان صرفاً یک دانشمند تجربی دانست؛ او وارث سنتی طولانی از تفکر اروپایی درباره‌ی تراژدی، اخلاق، تعارض درونی و مسئولیت فردی است. فروید، به‌زعم بتلهایم، همچون نویسندگان تراژدی‌های یونان یا رمان‌نویسان قرن نوزدهم، به این پرسش اساسی می‌پرداخت که انسان چگونه با نیروهای متضاد درون خود کنار می‌آید؛ اما هنگامی‌که زبان فروید به زبان فنی و خنثی بدل می‌شود، این بعد تراژیک و انسانی نیز رنگ می‌بازد. روان‌کاوی در چنین خوانشی دیگر نه سفری درونی برای فهم خویشتن، بلکه مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و مفاهیم خشک می‌شود. 
یکی از بخش‌های تأثیرگذار کتاب، جایی است که بتلهایم میان تجربه‌ی شخصی خود از رنج و نظریه‌های فروید پیوند برقرار می‌کند. او که سال‌ها درباره‌ی آسیب‌های روانی کودکان و تأثیرات ویرانگر خشونت و سرکوب نوشته بود، معتقد است فهم فروید از روان انسان، بدون درک رنج، ترس، گناه و امید ممکن نیست. بتلهایم می‌نویسد که فروید هرگز نمی‌خواست انسان را ماشینی زیستی تصویر کند، بلکه می‌کوشید نشان دهد چگونه معنا، اخلاق و انتخاب‌های فردی در شکل‌گیری روان نقش دارند. از این منظر، روان‌کاوی نه‌تنها یک روش درمانی، بلکه نوعی مواجهه‌ی اخلاقی با زندگی است. 

در بخش‌های پایانی، بتلهایم به پیامدهای فرهنگی این تحریف زبانی می‌پردازد. او معتقد است که در دنیای مدرن، به‌ویژه در فرهنگ امریکایی، نوعی گرایش شدید به ساده‌سازی، کاربردی‌سازی و علمی ‌نهایی وجود دارد که تحمل ابهام، پیچیدگی و عمق انسانی را کاهش می‌دهد. ترجمه‌ی فروید نیز قربانی همین گرایش شده است. نتیجه آن است که نسل‌هایی از دانشجویان و درمانگران، فرویدی را می‌شناسند که با فروید اصلی تفاوتی بنیادین دارد؛ فرویدی که بیشتر به یک نظریه‌پرداز تکنیکی شبیه است تا متفکری که دغدغه‌ی جان انسان را دارد.
هدف بتلهایم در این کتاب، بازگرداندن فروید به زمینه‌ی اصیل فکری‌اش است؛ زمینه‌ای که در آن روان‌کاوی تلاشی است برای فهم رنج انسان، تعارض‌های درونی او و امکان رسیدن به خودآگاهی. این کتاب خواننده را دعوت می‌کند که نه‌تنها فروید، بلکه کل سنت روان‌شناسی مدرن را با نگاهی انتقادی و انسانی‌تر بازخوانی کند. ازاین‌رو، اثر بتلهایم همچنان برای خوانندگان علاقه‌مند به روان‌کاوی، فلسفه، ترجمه و مطالعات فرهنگی، کتابی زنده و الهام‌بخش به شمار می‌آید.

فروید،جان یا روان؟

فروید،جان یا روان؟

دمان،میردشتی
افزودن به سبد خرید 234,000 تومان


قسمتی از کتاب «فروید جان یا روان؟» نوشته‌ی برونو بتلهایم:
معنای «عقده‌ی ادیپ» نمادین است و همچون همه‌ی استعاره‌های دیگر فروید، ارزشش را در وهله‌ی نخست از قدرت تداعی‌گری و غنای ارجاعی‌اش می‌گیرد و چندوجهی است، زیرا با ارجاعات آشکار و پنهانش به اسطوره و نمایش‌نامه، به استعاره‌های دیگر نیز اشاره می‌کند. فروید آن را برگزید تا مفهومی را روشن کند و جان بخشد که در بیانی موجزتر نمی‌گنجد. اگر ما نیز معتقد باشیم «عقده‌ی ادیپ» صرفاً به این معناست که پسربچه‌ها می‌خواهند مردی که پدرشان است بکشند و با زنی که مادرشان است ازدواج کنند، دراین‌صورت، درک ما ناشی از ساده‌انگاریِ افراطیِ این اسطوره است. فراموش نکنیم ادیپ وقتی لایوس را کشت و با یوکاسته ازدواج کرد، نمی‌دانست چه می‌کند و بزرگ‌ترین خواسته‌اش این بود که آسیب رساندن به کسانی که والدین خود می‌پنداشت، ناممکن است. آنچه این اصطلاح باید به ذهن ما متبادر کند، اضطراب و احساس گناه کودک به سبب وجود امیال پدرکشانه و زناکارانه و همچنین پیامدهای عمل براساس این امیال است.
احساس گناهِ ادیپ و کشف حقیقت از سوی او، مسائل محوری نمایشنامه‌ی سوفوکل‌اند و در ویژگی‌های اصلیِ عقده‌ی ادیپ نیز بازتاب یافته‌اند. فروید دریافت وقتی از کودکی فاصله می‌گیریم، از آن احساسات منفی به والدِ هم‌جنس و آن احساسات جنسی به هر دو والد که در سنین پایین داشته‌ایم، ناآگاهیم، زیرا بسیاری از جنبه‌های این احساسات را عمیقاً سرکوب کرده‌ایم. 
فروید جان یا روان؟ را احسان کریمخانی ترجمه کرده و کتاب حاضر در 121 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.   

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط