معرفی کتاب: بازیگر

3 ماه پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


«بازیگر» با زیرعنوانِ چگونه اصیل زندگی کنیم؟ کتابی است نوشته‌ی دُن میگل روییز که انتشارات کلک آزادگان آن را به چاپ رسانده است. هنرمند آینه‌ی زندگی‌ است؛ او شرایط انسانی را بازتاب می‌دهد و چشم‌انداز خود را با جهانیان در میان می‌گذارد. اگرچه هنر گونه‌های گوناگونی دارد، اما این کتاب به‌طور ویژه درباره‌ی بازیگر و بازیگری‌ است، چراکه بازیگری، نخستین مهارتی‌ است که انسان می‌آموزد؛ پیش از سخن گفتن و حتی پیش از راه رفتن. ما زندگی‌مان را با تقلید آغاز می‌کنیم؛ می‌نگریم، می‌شنویم همان را به نمایش می‌گذاریم. ما بازیگرانی مادرزادیم و همه‌ی عمر را صرف تکمیل این هنر می‌کنیم. ما نقش‌هایی را که در موقعیت‌های مختلف و برای افراد متفاوت ایفا می‌کنیم، خود برمی‌گزینیم؛ اما درعین‌حال می‌توانیم هنر بازیگری‌مان را بشناسیم، نقش‌هایی را که بی‌اختیار پذیرفته‌ایم بازبینی کنیم، از این نقش‌ها فاصله بگیریم و اصالت گم‌شده‌ی خود را بازپس بگیریم و آگاهانه‌ترین اجرای عمرمان را آغاز کنیم.
دُن میگل روییز، نویسنده‌ی کتاب‌هایی پرفروش در سطح جهانی ا‌ست. کتاب «چهار میثاق» او، بیش از هفت سال در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز جای داشت. از آثار پرفروش او می‌توان «راهنمای چهار میثاق»، «پنجمین میثاق»، «صدای دانش»، «استادی عشق» و «سه پرسش» را نام برد. بیش از هشت میلیون نسخه از کتاب‌های او در امریکا به فروش رسیده و به بسیاری از زبان‌ها در سراسر جهان ترجمه شده‌اند. نزدیک به سه دهه، دُن میگل آمیزه‌ای بی‌همتا از خرد باستانی و آگاهی نو و روزآمد خود را از طریق سخنرانی‌ها، دوره‌های آموزشی و سفر به مکان‌های مقدس در سراسر دنیا با مردم در میان گذاشته است.

دُن میگل روییز

دُن میگل در یکی از روستاهای مکزیک در خانواده‌ای درمانگر به دنیا آمد و با تربیت مادری درمانگر و پدربزرگی شمن بزرگ شد. 
او به‌عنوان کوچک‌ترین فرزند از سیزده فرزند خانواده برای ادامه‌ی قرن‌ها سنت درمانگری آن خاندان و آموزه‌های آن‌ها برگزیده شد؛ اما زندگی مدرن، میگل را جذب کرد. او برای ادامه‌ی تحصیل به دانشکده‌ی پزشکی رفت و در رشته‌ی جراحی، تخصص گرفت.
در بیست و چند سالگی، تجربه‌ی نزدیک به مرگ، زندگی دُن میگل را دگرگون ساخت. در اوایل دهه‌ی 1970، شبی دیروقت، هنگام رانندگی پشت فرمان به خواب رفت. اتومبیل به دیوار بتنی برخورد کرد و واژگون شد. او ناگهان از خواب پرید. دُن میگل به یاد دارد که بیرون از بدن فیزیکی خود بود و در همان حین، خودش را در حال نجات دادن دو دستش از خطر تماشا می‌کرد. 
میگل شگفت‌زده از این تجربه، خودکاوی گسترده‌ای را آغاز کرد و خود را وقف یادگیری مهارت خرد باستانی نیاکانش کرد. او با پشتکار و با کمک مادر به مطالعه‌ی آموزه‌های درمانگری پرداخت و دوره‌ی کارآموزی را در صحرای مکزیک زیر نظر یک شمن بسیار نیرومند به پایان رساند. 
«بازیگر» بیش از یک کتاب آموزش بازیگری ا‌ست؛ راهی ا‌ست برای زیستن آگاهانه‌تر، برگزیدن نقش‌هایی که با قلبمان همخوانی دارند و بازی در نمایشی که خودمان نوشته‌ایم.

بازیگر (چگونه اصیل زندگی کنیم)

بازیگر (چگونه اصیل زندگی کنیم)

کلک آزادگان
افزودن به سبد خرید 450,000 تومان


قسمتی از کتاب «بازیگر» نوشته‌ی دُن میگل روییز:
آیا تاکنون بچه‌ای را دیده‌اید که خودش را در آینه تماشا می‌کند؟ بچه‌ها برای خشنود ساختن خودشان، درست همان کارهایی را می‌کنند که برای خشنودی دیگران انجام می‌دهند. آن‌ها ژست می‌گیرند. کودکان هزاران حالت چهره را امتحان می‌کنند. آن‌ها مانند مدل‌های لباس، دور خودشان می‌چرخند و از همه‌ی این عناصر استفاده می‌کنند تا برای آفرینش نقشی که بتوانند در دنیا بازی کنند، مهارت بیابند.
بازیگران حرفه‌ای یاد می‌گیرند همان مهارت‌هایی را که به‌عنوان بازیگر تازه‌کار به دست آورده‌اند، تقویت کنند: راه رفتن و حرف ‌زدن. در حقیقت، شما نیز همین کار را می‌کنید. با رسیدن به بزرگسالی و بلوغ، مهارت‌هایی را که زندگی به شما داده است، بهبود می‌دهید. بازیگری که با اطمینان روی صحنه حرکت می‌کند، احتمال جذب تماشاچی بیشتری را دارد. بازیگری که واقعاً قانع‌کننده بازی می‌کند، توجه همه را به خود جلب می‌کند. در مورد شما هم همین‌طور است. شیوه‌ی حرکتتان در جهان تعیین‌کننده‌ی واکنش دیگران به شماست. لحن صدا، انتخاب کلمات و حرکت بدن شما این نیرو را دارند که هربار وارد صحنه‌ای می‌شوید، تماشاچی‌ها را به خود جذب کنند.

هر بازیگری به مکانی برای درخشش نیاز دارد و جایگاه شما پیش از آنکه روی صحنه بروید، پیش‌تر جایی در انتظارتان بوده است. می‌توان گفت پرده‌ی پشت صحنه از قبل برای شما آویزان شده است و تمام وسایل جانبی این نمایش نیز در جای خود قرار دارند. شخصیت‌های مورد اعتماد شما برای نقشی که قرار است همراه آن‌ها اجرا کنید، در جایگاه نشان‌شده‌ی خودشان قرار گرفته‌اند. آن‌ها مشتاق بودند که نمایش را با شما اجرا کنند و شما را در تمرین و آماده‌شدنتان یاری دهند. صحنه برای ورود شما آماده بود، بازیگران هم در جای خودشان قرار داشتند و نمایش در حال اجرا بود. نوبت شما بود که بخشی از نمایش باشید.
جای تعجب نیست که برخی از بدترین کابوس‌های شما حضور برهنه روی صحنه و بدون فیلمنامه بودن باشد. شما درست به همین شکل به این دنیا گام نهادید؛ برهنه، در میان نورهایی که چشمانتان را می‌زد و آگاه از اینکه همه شما را تماشا می‌کنند. برای مدتی طولانی، هیچ‌کدام از متن‌هایی را که اطرافیان به خورد شما می‌دادند، نمی‌توانستید بر زبان بیاورید. شما نمی‌توانستید مانند خواهر و برادرانتان نقش اجرا کنید. از همان زمان است که شما روی این صحنه راه می‌روید، اغلب از مهارتتان مطمئن نیستید و می‌هراسید که مورد قضاوت قرار بگیرید. بااین‌حال، شما مانند هر بازیگر ماهری، مدام قدرت بازیگری‌تان را افزایش می‌دهید و بهترین بازی خود را اجرا می‌کنید.   

 

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط