تو مرا خواهی کشت/ دوستی‌ها و قتل‌ها!

3 هفته پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


رمان «تو مرا خواهی کشت» نوشته‌ی کارن ام مک‌منس، نویسنده‌ای که با آثار پرفروش خود جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معمایی معاصر پیدا کرده را نشر نون به چاپ رسانده است. این کتاب که در ادامه‌ی مسیر موفق مک‌منس پس از «یکی از ما دروغ می‌گوید» نوشته شده، اگرچه از نظر داستانی مستقل است، اما همان امضای آشنای نویسنده را در خود دارد: آدم‌هایی معمولی که ناگهان درگیر ماجرایی خطرناک و مرگبار می‌شوند و ناچارند در زمانی کوتاه، حقیقت را از دل دروغ‌ها بیرون بکشند.
داستان «تو مرا خواهی کشت» در یک روز واحد اتفاق می‌افتد؛ روزی که قرار بوده کاملاً معمولی باشد، اما خیلی زود به کابوسی نفس‌گیر بدل می‌شود. سه شخصیت اصلی رمان ـ آیوی، متئو و کال ـ دوستانی قدیمی هستند که هرکدام به دلیلی تصمیم می‌گیرند از مدرسه فرار کنند. این تصمیم، که در ابتدا بیشتر شبیه یک شورش کوچک نوجوانانه است، به‌سرعت آن‌ها را در مسیری قرار می‌دهد که پای پلیس، جنایت سازمان‌یافته و قتل را به زندگی‌شان باز می‌کند.
کارن ام مک‌منس در این رمان، ساختار زمانی فشرده‌ای را انتخاب کرده که یکی از نقاط قوت اصلی کتاب محسوس می‌شود. کل داستان در طول یک روز روایت می‌شود، اما همین بازه‌ی زمانی محدود، با انبوهی از اتفاقات، تعقیب‌وگریزها و افشاگری‌ها پر می‌شود. این انتخاب باعث شده ریتم داستان تند و نفس‌گیر باشد و خواننده بدون وقفه، صفحه‌به‌صفحه پیش برود. حس اضطراب و فشار روانی که شخصیت‌ها تجربه می‌کنند، مستقیماً به خواننده منتقل می‌شود و همین امر، رمان را به اثری غیر قابل ‌زمین ‌گذاشتن تبدیل می‌کند.
آیوی یکی از شخصیت‌های محوری داستان است؛ دختری که با غم از دست ‌دادن مادرش دست‌وپنجه نرم می‌کند. او در تلاش است با بازگشت به خاطرات گذشته و بازدید از مکان‌هایی که برایش معنا داشته‌اند، نوعی آرامش یا پاسخ پیدا کند. آیوی نماینده‌ی نوجوانی است که هنوز سوگش را هضم نکرده و بین خشم، اندوه و سردرگمی در نوسان است. تصمیم او برای فرار از مدرسه، بیش از آنکه از سر بی‌مسئولیتی باشد، تلاشی است برای نفس‌ کشیدن در دنیایی که به نظرش بیش‌از‌حد خفه‌کننده شده.
در کنار او، ماتئو قرار دارد؛ پسری باهوش، محتاط و تاحدی بدبین که همیشه سعی کرده از دردسر دور بماند. ماتئو برخلاف آیوی، از آینده می‌ترسد و مدام در حال سنجیدن پیامدهای تصمیم‌هاست. او بیشتر از دیگران متوجه خطراتی است که آن‌ها را تهدید می‌کند، اما دوستی قدیمی و حس مسئولیت نسبت به دوستانش باعث می‌شود در این ماجرا باقی بماند. شخصیت ماتئو به داستان عمق روان‌شناختی می‌دهد و تعادل خوبی میان هیجان و منطق ایجاد می‌کند.

کال سومین ضلع این مثلث است؛ شخصیتی شوخ، جسور و تاحدی بی‌پروا که اغلب نقش کاتالیزور اتفاقات را بازی می‌کند. کال با طنز و رفتارهای گاه نسنجیده‌اش، فضای داستان را از یکنواختی خارج می‌کند، اما درعین‌حال، گذشته‌ی پیچیده‌ای دارد که به‌تدریج آشکار می‌شود. مک‌منس با مهارت نشان می‌دهد که پشت این ظاهر شوخ و بی‌خیال، نوجوانی آسیب‌پذیر پنهان شده که بار سنگینی از احساس گناه و ترس را به دوش می‌کشد.
جرقه‌ی اصلی داستان زمانی زده می‌شود که این سه نفر به‌طور اتفاقی شاهد یک قتل می‌شوند؛ قتلی که آن‌ها هرگز نباید می‌دیدند. از این ‌لحظه به بعد، داستان وارد فاز تعلیق و خطر می‌شود. آن‌ها نه‌تنها باید از جان خود محافظت کنند، بلکه ناچارند بفهمند مقتول چه کسی بوده، چرا کشته شده و چه کسانی پشت این جنایت قرار دارند. مک‌منس به‌خوبی از عنصر دانستن بیش‌ازحد استفاده می‌کند؛ وضعیتی که شخصیت‌ها را به هدف تبدیل می‌کند و آن‌ها را مدام در حال فرار یا پنهان‌کاری نگه می‌دارد.
یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه رمان، روایت چندصدایی آن است. داستان از زاویه دید هر سه شخصیت اصلی روایت می‌شود و این جابه‌جایی مداوم میان ذهن‌ و احساسات مختلف، باعث می‌شود خواننده درک عمیق‌تری از موقعیت‌ها داشته باشد. هر شخصیت اطلاعاتی می‌داند که دیگران از آن بی‌خبرند و همین تفاوت در دانسته‌ها، به تعلیق داستان می‌افزاید. مک‌منس با تسلط کامل، این صداهای مختلف را از هم متمایز می‌کند تا روایت دچار آشفتگی نشود.
موضوع دیگر، مرز باریک میان انتخاب و اجبار است. شخصیت‌ها بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که باید در چند ثانیه تصمیم بگیرند؛ تصمیم‌هایی که می‌توانند به قیمت جانشان تمام شوند. نویسنده با طرح این موقعیت‌ها، فشار روانی انتخاب در سنین نوجوانی را برجسته می‌کند؛ سنی که در آن، هر تصمیم کوچک می‌تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. 
درنهایت، این رمان داستانی است درباره‌ی رشد در دل بحران، آیوی، ماتئو و کال در پایان این روز پرحادثه، دیگر همان نوجوانان ابتدای داستان نیستند. تجربه‌ی مرگ، ترس و مواجهه با حقیقت، آن‌ها را وادار می‌کند مسئولیت‌پذیرتر، صادق‌تر و آگاه‌تر شوند. مک‌منس به‌خوبی نشان‌می‌دهد که گاهی یک روز می‌تواند مسیر یک زندگی را تغییر دهد. 

تو مرا خواهی کشت

تو مرا خواهی کشت

نون
افزودن به سبد خرید 399,000 تومان


قسمتی از کتاب «تو مرا خواهی کشت» نوشته‌ی کارن ام مک‌منس:
قطار در ایستگاه ساینس پارک از زیرزمین خارج می‌شود و من موزه‌ی علوم را از پنجره می‌بینم. این موزه یکی از مقاصد مورد علاقه‌ی سیستم مدرسه‌ی کارلتون برای اردوهاست، بنابراین حداقل شش‌بار به آنجا رفته‌ام. آخرین‌بار در کلاس هفتم، با آیوی. کال برای یک نمایشگاه تعاملی هم‌گروه شده بودم که یکی از ایستگاه‌هایش واکنش‌های فیزیولوژیک به تصاویر حیوانات مختلف را آزمایش می‌کرد. اگر مردمک چشمتان گشاد می‌شد یا ضربان قلبتان تندتر می‌شد، به این معنا بود که از آن حیوان می‌ترسید. 
آیوی و من به حیواناتِ به‌طورکلی ترسناک ـ یک مار در حال هیس کردن و یک تمساح خشمگین ـ واکنش ترس نشان دادیم، اما کال فقط وقتی به یک خرگوش نشسته در میان گل‌ها نگاه کرد این واکنش را داشت. آیوی نمی‌توانست از خنده دست بردارد. مسخره‌اش کرد: «کال، تو از خرگوش‌ها می‌ترسی!»
کال اعتراض کرد: «معلومه که نه! این تست خرابه.»
من گفتم: «برای ما که درست بود.» و آیوی همچنان می‌خندید.
حالا آیوی متفکر به نظر می‌رسد. «خوب شد نسل بشر از مرحله‌ی شکارچی ـ گردآورنده گذشته، مگه نه؟ کال، تو حتی یک روز هم در طبیعت دووم نمی‌آری. تو از چیزهای بیخودی می‌ترسی.» این آیوی است؛ او این توانایی را دارد که نظراتی بدهد که به نظر پیش‌پاافتاده می‌رسند، اما به‌طرز عجیبی آن‌قدر عمیق‌اند که سال‌ها بعد هم به آن‌ها فکر می‌کنی. هرجا که کال در حال رفتن است، تقریباً مطمئنم خبرهای بدی هست و خودش متوجه نیست.

تو مرا خواهی کشت را یاسمن ثانوی ترجمه کرده و کتاب حاضر در 280 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است. 

   

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط