خنده و فراموشی

(داستان های چک،قرن 20م)
نویسنده: میلان کوندرا
580,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 142
شابک 9786223844768
تاریخ ورود 1405/07/21
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1405
وزن (گرم) 249
قیمت پشت جلد 580,000 تومان
کد کالا 157002
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب «خنده و فراموشی» نوشته‌ی میلان کوندرا، رمانی فلسفی و سیاسی است که به موضوعاتی مانند حافظه، فراموشی، قدرت، عشق و هویت فردی می‌پردازد. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۷۹ به زبان فرانسوی منتشر شد و از جمله کتاب‌هایی است که کوندرا در دوران تبعید خود در فرانسه نوشت. نویسنده در این رمان، تجربه‌های شخصی و اجتماعی انسان را با رویدادهای سیاسی و تاریخی چکسلواکی درهم می‌آمیزد و تصویری از زندگی در جامعه‌ای زیر سلطه‌ی قدرت سیاسی ارائه می‌دهد. «خنده و فراموشی» از هفت بخش تشکیل شده است که هرکدام داستان‌ها و شخصیت‌های متفاوتی دارند، اما از طریق مضمون‌های مشترک به یکدیگر پیوند می‌خورند. در بخش‌هایی از کتاب، شخصیت‌ها تلاش می‌کنند خاطرات گذشته را از زندگی خود حذف کنند یا مانع فراموش شدن آن‌ها شوند. در کنار این روایت‌های شخصی، کوندرا به چگونگی دست‌کاری حافظه‌ی جمعی و حذف افراد از تاریخ نیز می‌پردازد. یکی از نمونه‌های برجسته‌ی این موضوع، ماجرای حذف تصویر یک مقام سیاسی از عکسی تاریخی است؛ اتفاقی که نشان می‌دهد قدرت چگونه می‌تواند گذشته را مطابق خواست خود بازنویسی کند. خنده در این رمان صرفاً نشانه‌ی شادی نیست؛ گاهی وسیله‌ای برای اعتراض، تمسخر قدرت یا آشکار کردن تناقض‌های زندگی انسان است. فراموشی نیز تنها به معنای از دست رفتن خاطرات شخصی نیست، بلکه می‌تواند ابزاری برای تحریف تاریخ و تضعیف هویت فردی و جمعی باشد. کوندرا با ترکیب داستان، تأملات فلسفی و نگاه انتقادی به سیاست، رابطه‌ی پیچیده‌ی میان حافظه و قدرت را بررسی می‌کند. ساختار غیرخطی و تعدد روایت‌ها ممکن است مطالعه‌ی کتاب را برای خوانندگانی که به داستان‌های سرراست علاقه دارند، دشوار کند. بااین‌حال، «خنده و فراموشی» برای علاقه‌مندان به ادبیات فلسفی، رمان‌های سیاسی و آثاری که تجربه‌ی فردی را به مسائل تاریخی و اجتماعی پیوند می‌دهند، کتابی قابل تأمل است.
بخشی از کتاب
خنده؟ آیا تاکنون هرگز کسی به خنده اهمیت داده است؟ منظورم خندۀ واقعی است ــ خنده‌ای ورای شوخی، مسخره‌کردن و ریشخند‌کردن. خندۀ ناشی از شعف بیکران، شعف دلپسند، شعف مطلق... به خواهرم گفتم، یا او به من گفت؛ بیا با هم بازیِ خنده بکنیم. در بستر کنار هم دراز کشیدیم و شروع به بازی کردیم. البته اول فقط تظاهر به خنده کردیم. خنده‌های زورکی. خنده‌های خنده‌دار. خند‏ه‌هایی چنان خنده‌دار که به خنده‌مان انداخت. آن‌گاه خندۀ واقعی آمد، خندۀ واقعی و ما را به رهایی بیکران رساند، شلیک خنده، خنده‌ای نو، خنده‌ای تکان‌دهنده، خنده‌ای معنوی، خنده‌ای باشکوه، خنده‌ای عالی و شدید و بی‌ملاحظه... و ما به بی‌پایانیِ خنده‌های‌مان خندیدیم... آه، خنده! خندۀ شعف، شعف مطلق. خندۀ عمیق به معنایِ زندگی عمیق است.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است