تاریخ مستطاب آمریکا

(تاریخ،سیاست و دولت،کاریکاتورها و کارتن ها،ایالات متحده،باهمکاری:محمد قطرانی،مهدی روحانی)
نویسنده: محمدصادق کوشکی
330,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 240
شابک 9786008857457
تاریخ ورود 1399/08/24
نوبت چاپ 53
سال چاپ 1405
تاریخ تجدید چاپ 14050708
وزن (گرم) 348
قیمت پشت جلد 330,000 تومان
کد کالا 97329
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب تاریخ مستطاب آمریکا اثر دکتر محمدصادق کوشکی است که با تصاویر کاریکاتوری مازیار بیژنی از سوی انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است. کتاب پیش رو اثری است که با روند و شیوه‌ای متفاوت تاریخ آمریکا را در سه سرفصل تاسیس آمریکا و فضای داخلی آن، سیاست‌های آمریکا در عرصه‌ی بین‌الملل و سیاست‌های آمریکا در برابر ایران تشریح می‌کند؛ در این اثر به شیوه‌ای طنز و تلطیف‌شده همراه با کاریکاتورهایی که پیام کتاب را تکمیل‌تر می‌کنند موضوعی کاملا جدی و مستند با مخاطب در میان گذاشته شده و همه‌ی آنچه که به نگارش درآمده از منابع و اسناد موجود وام گرفته شده است.
بخشی از کتاب
همه می‌دانند ترویج صفاتی مثل عقلانیت، وفای به عهد، صداقت و... کار سختی است. چه رسد به اینکه قرار باشد این فضائل اخلاقی را به یک مشت بومی سرخ‌پوست آموزش بدهید! سفیدپوست‌ها برای ساختن کشوری نمونه، با فضیلت و اخلاقی به نام "آمریکا"، با هزار جور مانع و دردسر روبرو بوده‌اند که یکی از این موانع، آموزش اخلاق به بومیان سرخ‌پوست بود. آمریکایی‌ها برای غلبه بر این مانع از روش "آموزش عملیاتی اخلاق" بهره بردند. مثلا آنها برای هرکسی که سر بریده یک مرد سرخ‌پوست را تحویل سربازان دولتی می‌داد صد سکه طلا پرداخت می‌کردند، در حالی که حق‌الزحمه بریدن سر یک زن یا کودک سرخ‌پوست و تحویل آن فقط پنجاه سکه طلا بود! این نحوه قیمت‌گذاری به همگان، بویژه به سرخ‌پوستان می‌فهماند که ارزش مردها چقدر بیشتر است و لذا باید به پدرها احترام بیشتری گذاشت! از آن سو قیمت کمتر سرهای کودکان و زنان موجب می‌شد که افراد رغبت کمتری به بریدن سر کودکان و زنان سرخ‌پوست پیدا کنند و همین امر موجب آموزش ترحم و توجه به افراد ضعیف در دنیای نو -همان آمریکا- می‌شد. آندرا جکسون -رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در سال‌های 1829 الی 1837- ازجمله شخصیت‌هایی است که برای آدم کردن بومیان سرخ‌پوست خون دل فراوانی خورد و زحمات زیادی کشید. او در جایی گفته بود: «اگر ما همه زمین‌های سرخ‌پوستان را هم می‌گرفتیم، بر حق بودیم! واقعیت این است که گروه بزرگی از قبایل و جنگجویان سرخ‌پوست به قدرت ایالات متحده احترام نگذاشتند. آنها خیال کردند ما ملت کوچک و بی‌اهمیتی هستیم. سرخ‌پوستان آن‌قدر گوشت بوفالو خورده بودند که چاق شده و باید تنبیه می‌شدند و شلاق می‌خوردند. ما در چنین مواردی خون دشمنانمان را می‌ریزیم تا عقل به سرشان بازگردد.»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است