بیوگرافی: الساندرو داونیا
الساندرو داونیا (زاده ۲ می سال ۱۹۷۷) نویسندهی ایتالیایی، معلم و فیلمنامهنویس است. رمان او با نام «سفید همچون شیر، قرمز همچون خون» در سال ۲۰۱۰ شهرتی جهانی برایش به ارمغان آورد. اثری که از روی آن فیلمی به همین عنوان نیز اقتباس شد.
الساندرو داونیا در شهر پالرمو به دنیا آمد. در ۱۴ سالگی در لیچئو کلاسیکوی پالرمو شرکت کرد و در آنجا با پینو پوگلیسیُ معلم خود آشنا شد. پس از فارغالتحصیلی به رُم نقل مکان کرد تا در دانشگاه ساپینزا رم تحصیل کند و در آنجا مدرک خود را در رشتهی ادبیات کلاسیک دریافت کرد. در سال ۲۰۱۰ بود که با اولین کتاب پرفروش خود یعنی «سفید همچون شیر، قرمز همچون خون»، با موجی از تحسینها روبهرو شد.
داونیا تحصیلات خود را در رشتهی ادبیات کلاسیک تا مقطع دکترا ادامه داد و یونان باستان، لاتین و ادبیات را در دبیرستانی در میلان تدریس کرد. او از سال ۲۰۱۰ و در پی استقبال از «رمان سفید همچون شیر...» تاکنون ۴ کتاب دیگر منتشر کرده است. آخرین اثر او با عنوان «هر داستان، یک داستان عاشقانه است» در اکتبر سال ۲۰۱۷ منتشر شد.

قسمتی از کتاب بذرهای جهنمی نوشتهی الساندرو داونیا:
«کشیشه پلیسها رو مخفی کرده. باور کن. این همه آدم میآن و میرن، راحت میتونه مخفیشون کنه.»
این حرف کاپیتان خدمهی برانکاچیو بود.
مام طبیعت میگوید: «مطمئنی؟»
-حتی به تلویزیون هم رفته. اگه اون روزنامهنگارها هم شروع کنن، کارمون ساختهست. ما رو یه مشت احمق جلوه میدن.
مام طبیعت سکوت میکند و به حرفهای آن مرد از خانوادهی کورلئونه فکر میکند: «باید دخل اون کشیش رو بیاریم. بچهها بیش از حد دوستش دارن.»
در برانکاچیو مام طبیعت دستورها را صادر میکند.
مام طبیعت و دو برادرش بخشی از تثلیثی هستند که این محله را مثل پدر، پسر و روحالقدس کنترل میکند؛ یکی از آنها دستور میدهد، دیگری به مسائل مالیشان رسیدگی میکند و سومی هم ماشه را میکشد. تنها تفاوت این تثلیث زمینی این است که باید در خصوصشان لغت عشق را با احترام جایگزین کرد. تلفیقی است بینقص از وفاداری و ترس؛ چیزی که حتی خداوند هم از پسش برنمیآید.
شعارشان این است: «من غذا میخورم و کاری میکنم دیگران گرسنه نمانند.» چیزی که حتی در روحانی هم با نان روزانهاش نمیتواند تضمین کند.
خانوادهی کورلئونه به آنها اجازه داده برانکاچیو را بگردانند و آنها شکرگزار فرصت پیشآمده بودند؛ فرصتی که بعد از ۱۹۸۴ میلادی که قدرت میشله گرکوُ معروف به پاپ، کم شده بود فراهم شد. گروه سهنفرهشان به پسرها معروف است. آنها هم توصیف دقیق این اسم هستند. همهچیز را میدانند. همهچیز را میبینند. هر کاری انجام میدهند. البته کمک به دیگران؛ خدمهی برانکاچیو که شامل شکارچی هم میشود.
آنها جوان و مصمم هستند و بازوان پرتوان و جوان خانواده شدهاند. رئیس مافیا خدای محله است و همهچیز را میداند و در مورد همهچیز تصمیم میگیرد. او چشم و گوش و مغز و حرف محله است. اوست که قدرت مطلق دارد.