میزانسن: جیب‌بُری

1 سال پیش زمان مطالعه 4 دقیقه

 

«جیب‌بُری» نمایشنامه‌ای در دو پرده، نوشته‌ی نمایشنامه‌نویسِ انگلیسی، جو اورتن است. این نمایشنامه یک مضحکه‌ی سیاه است که کلیسای کاتولیک رومی، نگرش‌های اجتماعی به مرگ و یکپارچگی نیروی پلیس را به سخره می‌گیرد.

اورتن در این نمایشنامه با بازی با قراردادهای محبوب ولی مسخره، دنیایی پر از هیجان خلق می‌کند و نگرش‌ها و آداب و رسوم انگلیسی را در اواسط قرن بیستم به زیر ذره‌بین می‌برد. این نمایشنامه در مدت اجرای خود در لندن جوایز متعددی را از آن خود کرد و اجراهای بسیاری نیز در سراسر جهان داشته است.

جیب‌بُری داستانِ دو دزد جوان، هال و دنیس را پی می‌گیرد. آن‌ها با هم از بانک کنار سالن تشییع جنازه که دنیس در آن کار می‌کند سرقت می‌کنند و برای مخفی کردن پول به خانه‌ی هال برمی‌گردند. مادر هال به‌تازگی مرده است و پول در تابوت او پنهان شده است! با ورود بازرس تراسکات، اوضاع عجیب‌وغریب‌تر می‌شود، زیرا هال و دنیس سعی می‌کنند او را از مسیرِ خود دور کنند. این نمایشنامه آیین‌های سوگواری و عدم تطابق بین معیارهای اسمی رفتار مذهبی و سکولار با رفتار واقعی مردم را به طنز می‌کشد. همچنین پلیس، که بازرس تروسکات نماینده‌ی آن است، به‌عنوانِ جنایتکار و فاسد به تصویر کشیده می‌شود.

همان‌طور که در نوشته‌های اورتن معمول است، طنزِ فضا از تضاد بین عناصر تکان‌دهنده و عجیبی که از دل دیالوگ شخصیت‌ها بیرون می‌آید و بیان مکانیکی ملایمی که در گفتار آن‌ها غالب است ناشی می‌شود.

اورتن اولین پیش‌نویس را در اکتبر 1964 تکمیل کرد که در اول فوریه 1965 در کمبریج به نمایش درآمد. در این اجرا جرالدین مک‌ایوان، کنت ویلیامز، دانکن مکری و ایان مک شین بازی کردند و پیتر وود کارگردانیِ آن را بر عهده داشت.

واکنش‌ها به نخستین اجرا بسیار متفاوت بود. بسیاری از تماشاگران خشمگین شدند و نقدهای منفی تا حد زیادی بر باکس آفیس تأثیر گذاشت. ستون‌نویسِ لندن ایونینگ نیوز آن را «یکی از خشمگین‌کننده‌ترین چیزهایی که تاکنون دیده‌ام» توصیف کرد.

نخستین اجرا در ویمبلدون هم در 20 مارس 1965 تعریفی نداشت و شکست خورد. بااین‌حال «جیب‌بُری» سال بعد و پس از بازنویسی با موفقیت احیا شد.

همچنین با اقتباس از «جیب‌بُری» در سال 1970، فیلمی به همین نام به کارگردانی سیلویو ناریزانو و با بازی ریچارد آتنبرو، لی رمیک، هایول بنت و دیک اِمری ساخته شده است.

قسمتی از نمایشنامه‌ی جیب‌بُری نوشته‌ی جو اورتن:

هَل: (در حال صدا کردن) آهای! بابا!

فی: آروم‌تر! اینجا عزاداریه.

هَل برمی‌گردد و می‌نشیند.

کشیشی که واسه تسلیت گفتن اومده بود ان‌قدر آروم حرف می‌زد که فکر کردم یه کشیش لال فرستادن.

مک‌لیوی به همراه تاج گلی بزرگ و شماره‌گذاری‌شده وارد می‌شود.

مک‌لیوی: دوستانِ شب‌های بازی تاج گل فرستادن. غنچه‌ها فوق‌العاده زیبان.

تاج گل را روی زمین می‌گذارد. می‌نشیند. روزنامه‌ای را برمی‌دارد. فی کنار تابوت ایستاده، به آن نگاه می‌کند، زیر لب دعا می‌خواند، تسبیحی بین انگشتانش است.

(با تعجب زیاد) یه فاجعه‌ی دیگه تو شهراتفاق افتاده! دزدها کلی پول از بانک دزدیدن.

فی: (سرش را بالا می‌آورد.) کدوم بانک؟

مک‌لیوی: کنار مسئول‌های کفن و دفن. از زیرزمین رفتن. بیست تا تابوت رو با سنگ پر کردن.

فی: سنگ؟

مک‌لیوی: سنگ دیوار. دیوار رو منفجر کردن.

فی: آدم‌ها این روزها دیگه تعادل ندارن. ممکنه اونی که کنار دستت تو اتوبوس نشسته یه روانی باشه.

مک‌لیوی: پلیس هنوز دنبال پول‌هاست. فکر کنم یکی از باندهای خلاف‌کاری بزرگ باشن.

هَل: تو از باندهای خلاف‌کاری بزرگ چی می‌دونی؟ یه باند کوچیک بوده.

فی: می‌شناسی‌شون؟

هَل: من اگه اون پول رو داشتم الان اینجا نبودم. فرار می‌کردم.

فی: قصد فرار که داری.

هَل: زودتر فرار می‌کردم.

فی: کجا می‌رفتی؟

هَل: اسپانیا. شهربازی خلاف‌های بین‌المللی.

فی: تو کجا می‌ری؟

هَل: پرتغال.

مکث.

باید صبح زود بیدار شی تا من رو ببینی.

زنگ در را به صدا درمی‌آید. هَل به سمت پنجره می‌رود، پرده را کنار می‌کشد و بیرون را نگاه می‌کند.

خرید نمایشنامه جیب‌بُری

جیب بری

جیب بری

قطره
افزودن به سبد خرید 125,000 تومان
0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط