معرفی کتاب: گفتوگو با استنلی کوبریک
«گفتوگو با استنلی کوبریک» کتابی است که جین دی فیلیپس آن را گردآوری کرده و نشر سَروبُن آن را به چاپ رسانده است. تنها شمار اندکی از کارگردانهای درون نظام استودیویی صنعت فیلمسازی امریکا توانستهاند با استقلالی همچون آنچه کوبریک به دست آورده بود، کار کنند. کوبریک با شهرت دائماً رو به فزونی بینالمللیاش در مقام یکی از مهمترین کارگردانهای دنیا، توانست کنترل هنری کامل آثارش را به دست گیرد و نظارت و اعمال نظر خود بر تکتک مراحل خلق یک فیلم سینمایی، از آغازین مراحل برنامهریزی و نگارش فیلمنامه تا واپسین گامهای پساتولید را در اختیار داشته باشد. او قادر بود با حفظ آزادی هنری خود همچنان با استودیوهای معظم فیلمسازی همکاری کند؛ زیرا اصول یا قواعد پیشهی خود را قدمبهقدم و نوبتبهنوبت از ابتدا آموخته بود و بر هر کدام تسلط داشت. از این منظر او تقریباً بیهمتاست. در طول تاریخ سینما تنها عدهی کمشماری از کارگردانها بودهاند که تکنیکهای فیلمسازی را بدون تجربه کردن مشاغل کوچکتر در استودیوهای فیلمسازی یاد بگیرند. زمانیکه او کار جدی کارگردانی برای استودیوهای معظم را آغاز کرد، درجهای از استقلال یا آزادی هنری را در اختیار داشت که در تاریخ تصاویر متحرک بیسابقه بود. ازاینرو، نخستین مصاحبههای او در اواخر دههی 1950 و اوایل دههی 1960 غالباً بر جایگاه کوبریک بهعنوان فیلمساز مستقلی تمرکز دارند که درحالیکه هنوز در دههی سوم زندگیاش به سر میبرد به الگوی مسلم کارگردانان مشتاق و بلندپرواز جهان تبدیل شده است.
کوبریک در این مصاحبهها از پیشینه و زندگی شخصیاش کمتر سخن میگوید. باوجوداین، در گفتوگو با این مصاحبهکنندگان، بهتنهایی دوران کودکی و گذراندن دوران جوانیاش در سالنهای کوچک غار مانند نمایش فیلم برانکس نیویورک اشاره میکند. علاوهبراین او تصریح میکند که تماشای شمار زیادی از فیلمهای میانمایه هالیوودی او را متقاعد کرده بود که نمیتواند فیلمی بدتر از آنچه بر پردهی سینماها میدید بسازد و در حقیقت هرچه که تولید کند مطمئناً از آنچه میبیند بهتر خواهد بود. او از کودکی شیفته هنر تصاویر متحرک بود و هنگامیکه کارگردان شد سینما، در نظرش نه یک حرفه بلکه همچنان همان هنر شورانگیز دوران کودکی بود؛ حتی در همان سالیان آغازین فعالیت هنری او، مصاحبهکنندگان ژرفنگری که تیزبینی بیشتری داشتند بر این نکته تأکید کردهاند که کوبریک تا همان موقع هم با اتکا به دوربین سینما تخیلات جذابی را به نمایش گذاشته که هالیوود پس از بازنشستگی اورسن ولز هرگز شاهد آن نبوده است. در این راستا، گفتاورد ولز بارها تکرار شده است: در میان نسل جوانتر فیلمسازان، کوبریک بیشتر از دیگران به یک غول سینمایی شباهت دارد.
عادتها و ویژگیهای منحصربهفرد این کارگردان، پیش از آنکه برای نخستینبار در برابر مصاحبهکنندگان مشتاق بنشیند، تثبیت شده بود. در یکی از نخستین مقالات منتشرشده دربارهی کوبریک، مصاحبهکننده پس از اشاره به تسلط و شیفتگی او بر تکنیک فیلمسازی میگوید: «کوبریک سرسختانه دقت و صحت جزئیات کوچکی که پسزمینه فیلمهایش را میسازند، زیر نظر دارد؛ زیرا به باور او همین جزئیات ظریف، به مخاطب کمک میکند تا آنچه بر پرده میبیند را باور کند.»
این علاقهی وسواسگونه به جزئیات سبب شده است که او فرآیند تولید تکتک آثارش از نخستین گامهای طراحی، ایدهپردازی و نگارش فیلمنامه تا واپسین مراحل تدوین را موشکافانه هدایت کند. درواقع، زمانیکه جرمی برنستاین به محل تولید فیلم 2001 میرود، متوجه میشود که کوبریک تنها در طول یک روز کاری، به کارگاه سانتا سر میزند تا پیشطراحی یک فضاپیما را بررسی کند، طرحهای طراحان لباس برای یونیفورم فضانوردان را مرور میکند و به وارسی ماکتی از ماه میپردازد که توسط دپارتمان طراحی هنری ساخته شده است. توصیفات برنستاین از شیوهی کاری کوبریک به ما میفهماند که او یکی از نخستین مؤلفین سینما بوده است. او نیروی نظارتگری بوده که تلاش تکنسینها و هنرمندان همکار خود در تولید فیلمهایش را با هم هماهنگ و ترکیب میکرده است.

قسمتی از کتاب گفتوگو با استنلی کوبریک:
ـ تقریباً سه سال طول کشید تا شما «2001» را ساختید. شش ماه پیشتولید، چهارماهونیم کار با بازیگران و یکسالونیم فیلمبرداری جلوههای ویژه. به نظرتان، ساختن فیلم «ناپلئون» چقدر طول خواهد کشید؟
*به شکل قابلتوجهی زمان کمتری طول خواهد کشید. ما امیدوار هستیم که کار تولید را در زمستان 1969 آغاز کنیم و مستقیماً به سراغ فیلمبرداری صحنههای خارجی برویم. سکانسهای مربوط به نبردها و کلیه نماهای بیرونی باید در طول دو یا سه ماه آماده شود. پس از آن کار در استودیو بیشتر از سه یا چهار ماه دیگر، طول نخواهد کشید.
ـ صحنههای خارجی را کجا فیلمبرداری خواهید کرد؟ مکانهای اصلی؟
*هنوز تصمیم نهایی را نگرفتهام، با وجود این شرایط تا حد زیادی امیدوارکننده است. شوربختانه مکانهای واقعی کمی وجود دارد که ما بتوانیم صحنههای مربوط به نبردهای ناپلئون را در آنجا فیلمبرداری کنیم. شمار زیادی از این میادین نبرد یا خود به تصرف توسعهی صنعتی و شهرسازی درآمدهاند و بهطورکلی از عناصر تاریخی تهی شدهاند یا آنچنان در احاطهی سازهها و مؤلفههای مدرن قرار گرفتهاند که امکان فیلمبرداری نماهای لانگشات در آنها به هیچ عنوان میسر نیست. ما در حال حاضر مشغول تصمیم گرفتن و انتخاب کردن بهترین لوکیشنها برای فیلمبرداری هستیم. علاوهبراین ما باید مکانهایی را انتخاب کنیم که بتوانند هم تعداد سربازان موردنظر ما را در خود جای دهند و هم لجستیک آنها امکانپذیر باشد. ما قصد داریم برای نبردهای بزرگ از چهل هزار سرباز پیادهنظام و ده هزار سوارهنظام استفاده کنیم و این یعنی مجبور هستیم سرزمینی را پیدا کنیم که بتوانیم این عده را از ارتش همان کشور اجاره نماییم. مطمئناً خودتان میتوانید تصور کنید که هزینهی به استخدام درآوردن پنجاه هزار نفر و هزینهی انتقال آنها به محلی در دوردست چقدر خواهد شد، بهویژه هنگامیکه فاصلهی مراکز نظامی با محل فیلمبرداری زیاد باشد و ما مجبور شویم زمان زیادی را صرف جابهجایی کنیم. از این مسئله که بگذریم حتی زمانی که محل مناسب را پیدا کنیم باز هم با مسئلهی لجستیک مواجه خواهیم بود که میتواند بسیار مشکلساز باشد. مثلاً یک لوکیشن نبرد باید همجوار یک شهر یا شهرک یا سربازخانه باشد تا آدمهایی که ما استخدام کردهایم بتوانند شبها را در آنجا سر کنند. تصور کنید ما میخواهیم با چهل هزار سرباز پیادهنظام کار کنیم، اگر هر چهل نفر از آنها را در یک کامیون نظامی سوار کنیم برای جابهجایی آنها به هزار کامیون نظامی احتیاج خواهیم داشت. بنابراین علاوهبر پیدا کردن منطقهی مناسب برای فیلمبرداری، این منطقه باید در حوضهی دسترسی سربازخانههای بزرگ باشد.