#
#

معرفی کتاب: روسیه در خاورمیانه چه می خواهد؟

2 سال پیش زمان مطالعه 7 دقیقه

 

«روسیه در خاورمیانه چه می‌خواهد؟» کتابی است نوشته‌ی دمیتری ترنین که انتشارات جهان کتاب آن را به چاپ رسانده است. خاورمیانه منطقه‌ای است که نمونه‌ی خوبی برای بازی‌های قدرت قرن بیست‌ویکم به شمار می‌آید؛ بازی‌های قدرتی که موازنه‌ی جهانی را دستخوش تغییر قرار می‌دهند. مظنونین همیشگی _آن‌ها که طی صد سال گذشته به تناوب در این منطقه مداخله داشته‌اند و آن را به حوزه‌های نفوذ خود تقسیم کرده یا سعی در دستکاری‌ فرآیندهای سیاسی_اجتماعی داشته‌اند (بیش از همه ایالات متحده امریکا و متجددان غربی اروپایی آن)، به‌گونه‌ای دچار درماندگی و دلسردی شده و رفته‌رفته انگیزه و علاقه‌ی خود را از دست داده‌اند. در این فرآیند، آن‌ها هم انگیزه‌های استراتژیک خود و هم قوه‌ی تشخیص راهبردی خود را از دست داده‌اند. جالب آن است که چین، که طی چهار دهه‌ی اخیر در مسیر صعود اقتصادی قرار داشته، همچنان علاقه‌ای به ورود به آب‌های جغرافیای سیاسی جهانی ندارد و تنها به آزمودن این مناطق بسنده می‌کند. قدرت بزرگ در حال رشد دیگر، هند، نیز با فاصله‌ای بیشتر در پشت چین قرار گرفته است. از همه شگفت‌تر، روسیه، بازیگری شاخص که عملاً طی ربع قرن اخیر در منطقه و جهان غایب بوده است، به شکلی دور از انتظار و با تمام قوا به بازی بازگشته است.

البته مسکو جای واشینگتن را به‌عنوان بازیگر اصلی یا تأمین‌کننده‌ی اصلی امنیت در خاورمیانه نگرفته است، چرا که نه علاقه و قصدی برای تحقق این امر دارد، نه منابع مورد نیاز برای ایفای چنین نقشی را در اختیار. در عوض، روسیه از شرایط پساشوروی، که مستلزم حضورش در سر حدات امپراتوری قبلی و غیبت در دیگر نقاط جهان بوده، گذر کرده است. بدین‌ترتیب روسیه علائم بازگشت خود به صحنه‌ی جهانی را به عنوان یک بازیگر مهم و مستقل جغرافیای سیاسی نشان داده است. اگر این روند باقی بماند می‌تواند موازنه‌ی قدرت را در شماری از مناطق تحت تأثیر قرار دهد.

پس از آنکه سلطه‌ی قدرت پساجنگ سرد ایالات متحده طی درگیری‌های اوکراین در سال 2014 شکسته شد، روسیه از انحصار قدرت جهانیِ ایالات متحده رهایی یافت. روسیه در سال 2015 در جنگ داخلی سوریه مداخله‌ی نظامی کرد تا از دولت تحت فشار دمشق حمایت کند. بسیاری از کارشناسان با طعنه از این مداخله یاد کردند و دولت اوباما در واشینگتن به‌یقین «یک باتلاق» را برای روسیه در سوریه پیش‌بینی کرده بود؛ اما در پایان سال 2016، روسیه و هم‌پیمانانش نه‌تنها موفق شدند که شرایط میدانی را به نفع رژیم بشار اسد تثبیت کنند و از فروپاشی کامل دولت سوریه جلوگیری به عمل آورند، بلکه توانستند با اِعمال فشار کافی بر مخالفان سوری و حمایت‌کنندگان آن‌ها، شرایط آتش‌بس را فراهم آورده، زمینه را برای انجام گفتمان‌های سیاسی پیرامون آینده‌ی کشور مهیا سازند. با آنکه چنین موفقیتی بعید است؛ اما اگر حاصل شود ترکیب حضور قدرت نظامی و تدابیر دیپلماتیک روسیه نه‌تنها قادر خواهد بود به نتایجی پایدار در خاورمیانه دست یابد، بلکه می‌تواند به اثرگذاری جهانی نیز بینجامد.

می‌توان گفت که روسیه تقریباً صحنه‌ی خاورمیانه را زمانی ترک کرد که اولین جنگ خلیج فارس رخ داد و اینک زمانی بازگشته است که بیش از دو دهه از آن رویداد می‌گذرد. بهار عربی که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها قدمی میمون در جهت رشد دموکراسی محسوب می‌کردند، از دید مسکو حرکتی مهم در جهت برهم‌زدن ثبات قلمداد شد که می‌توانست عواقب ناگواری نیز برای روسیه به همراه داشته باشد. آنچه باعث آغاز فعالیت‌های روسیه شد، تجربه‌ی سال 2011 لیبی بود. در آن زمان روسیه قصد داشت تا در مشارکت با غرب، مانع از وضع منطقه‌ی پرواز ممنوع از سوی شورای امنیت سازمان ملل نشود و بدین‌طریق از غیرنظامیان محافظت کند؛ اما کشورهای عضو ناتو از این فرمان سازمان ملل به‌سرعت برای نابودی قذافی و رژیم تحت حاکمیت وی استفاده کردند؛ به‌نحوی که دولت لیبی هم در جریان این تحرکات نابود شد. در اینجا بود که روسیه پیش‌قدم شد تا بشار اسد و رژیم سوریه را از دچارشدن به چنین سرنوشتی نجات دهد. این تصمیم برای خاورمیانه به نقطۀ عطفی بدل شد.

روسیه‌ی امروزی اغلب با اتحاد شوروی مقایسه می‌شود. هرچند کشوری که پس از یک وقفه‌ی طولانی به چشم‌انداز خاورمیانه بازگشته به‌وضوح عملکرد متفاوتی نسبت به بازخوانی تاریخی پیشین خود دارد. روسیه‌ی امروز اساساً ضدانقلاب است. قدرتی محافظه‌کار که هیچ‌گونه تغییرات اجتماعی و سیاسی را از خارج پذیرا نیست و دقیقاً حامی روی دیگر سکه است: ثبات رژیم‌های موجود در محدوده‌ی مرزها؛ توافقی درونی که بر پایه‌ی توازن منافع مختلف صورت می‌پذیرد _منافعی همچون منافع قومی، فرقه‌ای (مذهبی) و ملی_ و نکته‌ای که حائز اهمیت است حذف سلطه‌ی یک قدرت خارجی است. مسکو این روزها به جای اعطای کمک‌های اقتصادی کلان و تأمین سلاح در قبال اهداف ایدئولوژیک به جای پول نقد، به‌طور واضح راغب به انجام معامله است، خواه در زمینه‌ی تجارت سلاح باشد یا بخش انرژی، از جمله انرژی هسته‌ای. همچنین به دنبال جذب سرمایه از طرف کشورهای ثروتمند خلیج فارس است.

قسمتی از کتاب روسیه در خاورمیانه چه می‌خواهد؟:

برای روسیه جنگ سوریه در حکم تلاشی بود تا در مقام مقایسه با نبرد افغانستان در دوره‌ی شوروی، در ابعاد وسیع‌تری برای برقراری ائتلاف بکوشد. روس‌ها باید علاوه‌بر ارتش سوریه و نیروهای طرفدار بشار اسد، با ایرانیان و نیروهای متحد آن‌ها نیز هماهنگ می‌شدند. مسکو باید با بغداد هم، که حریم هوایی‌اش برای بمب‌افکن‌های استراتژیک و موشک‌های کروز روسیه حیاتی بود، هماهنگ می‌بود. به‌همین‌منظور، مقر هماهنگی ائتلاف روسیه_ایران_سوریه_عراق در بغداد برپا شده بود.

اتحاد مسکو با دمشق هیچ‌گاه در حد ایده‌آل نبود. روسیه از اسد به‌عنوان ستون اصلی حکومت سوریه حمایت کرد، چراکه وی از نادر رهبران عرب بود که از تسلیم ‌شدن در برابر شورش سر باز زده و به نحو مطلوبی به مسکو وابسته بود. در فاصله‌ی سال‌های 2012 تا 2014، مسکو به دنبال آن بود تا در کوششی همراه با مخالفان رژیم اسد به راه‌حلی سیاسی دست یابد و درحالی‌که بیم آن می‌رفت که موفقیت چنین تحرکاتی پایان حکمرانی اسد باشد، تلاش روس‌ها اغلب از سوی دمشق با مانع مواجه می‌شد.

بااین‌حال در سال 2015، روسیه و سوریه به‌طور تمام‌وکمال متحدان نظامی یکدیگر قلمداد می‌شدند. سوریه حق استفاده از یک پایگاه هوایی را برای مدتی نامحدود به روس‌ها اعطا و همچنین اجاره‌ی زیرساخت‌های دریایی را نیز به مدت چهل‌ونه سال تمدید کرد؛ و این در حالی بود که حملات هوایی روسیه دشمنان رژیم اسد را نابود می‌کرد. واحدهای پدافند هوایی سوریه تحت فرمان رهبری واحد با سامانه‌های توانمندتر روسی هماهنگ شده بودند و این بر قابلیت آن‌ها افزوده بود.

بااین‌حال، بعد از ورود روسیه به جنگ در سال 2015 نیز مسکو و دمشق همیشه با هم در توافق کامل نبودند. سرگی لاوروف به کنایه عنوان کرده بود که سوریه هیچ‌گاه آن‌طور که ترکیه متحد آمریکاست، متحد روسیه نبوده است. کرملین از استراتژی مردد و غیرواقع‌گرای اسد ناخشنود بود. روسیه با بشار اسد درخصوص لزوم پاک‌سازی تمام و کمال سوریه از مخالفان وی موافق نبود. تنها چند هفته پس از آغاز عملیات هوایی، اسد برای انجام مذاکرات مهمی به مسکو فراخوانده شد و به‌وسیله‌ی هواپیمایی نظامی برای دیدار پوتین به کرملین رفت. در مقطعی دیگر نیز پوتین وزیر دفاع خود، سرگی شویگو را به سوریه فرستاد تا از دمشق بخواهد که با مسکو هماهنگ باشد. به‌هرحال، روسیه از همان ابتدا خواسته‌ی مخالفان مبنی بر عزل بشار اسد به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات را رد کرده بود.

روسیه در خاورمیانه چه می خواهد؟

روسیه در خاورمیانه چه می خواهد؟

جهان کتاب
افزودن به سبد خرید 90,000 تومان
0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط