معرفی کتاب: خداحافظ به‌دردنخورها

3 هفته پیش زمان مطالعه 7 دقیقه


کتاب «خداحافظ به‌دردنخورها» نوشته‌ی فومیو ساساکی یکی از اثرگذارترین و شخصی‌ترین کتاب‌ها در حوزه‌ی مینیمالیسم معاصر است؛ کتابی که نه از موضع یک نظریه‌پرداز یا طراح سبک زندگی، بلکه از دل تجربه‌ی زیسته‌ی نویسنده‌ای معمولی بیرون آمده است. ساساکی نه ثروتمند است، نه مشهور، نه راهب یا فیلسوف؛ او یک ویراستار مجله در توکیو است که در میانه‌ی زندگی مدرن، شلوغ و مصرف‌زده‌ی شهری، به نقطه‌ای از فرسودگی روحی و سردرگمی می‌رسد و تصمیم می‌گیرد همه‌چیز را از نو تعریف کند. نتیجه‌ی این تصمیم، کتابی است که بیش از آنکه درباره‌ی «کم داشتن» باشد، درباره‌ی «آزاد شدن» است.
ساساکی در ابتدای کتاب تصویری صادقانه از زندگی پیشین خود ارائه می‌دهد: آپارتمانی پر از اشیای انباشته‌شده، کتاب‌هایی که هرگز خوانده نمی‌شوند، لباس‌هایی که فقط فضا اشغال کرده‌اند، وسایلی که زمانی خریدشان هیجان‌انگیز بود اما حالا فقط بار ذهنی ایجاد می‌کنند. او اعتراف می‌کند که این انباشتگی صرفاً فیزیکی نیست؛ ذهنش هم به همان اندازه شلوغ و آشفته است. احساس عقب‌ماندگی نسبت به دوستان موفق‌تر، حسادت، مقایسه‌ی مداوم، و نارضایتی دائمی از خود، او را به این فکر می‌اندازد که شاید ریشه‌ی بسیاری از این احساسات در رابطه‌ی بیمارگونه‌اش با «داشتن» باشد.
نقطه‌ی عطف کتاب زمانی است که ساساکی با مفهوم مینیمالیسم آشنا می‌شود؛ نه به‌عنوان یک مد یا زیبایی‌شناسی، بلکه به‌عنوان یک شیوه‌ی زیستن. او به‌تدریج شروع به کنار گذاشتن اشیا می‌کند: اول چیزهای اضافه، بعد چیزهایی که دوستشان دارد اما به آن‌ها نیاز ندارد و درنهایت حتی چیزهایی که زمانی بخشی از هویت او بوده‌اند. این فرآیند، که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، در روایت ساساکی به تجربه‌ای عمیقاً روانی و گاه دردناک تبدیل می‌شود. او نشان می‌دهد که هر شیء حامل خاطره، ترس، آرزو یا تصویری از «خود ایده‌آل» ماست و دورریختن آن‌ها یعنی روبه‌روشدن با خود واقعی.
یکی از نکات برجسته‌ی کتاب، لحن صمیمی و بی‌ادعای آن است. ساساکی مدام تأکید می‌کند که مینیمالیسم یک نسخه‌ی واحد برای همه نیست. او قوانین سخت‌گیرانه یا فهرست‌های خشک ارائه نمی‌دهد، بلکه تجربه‌ی شخصی‌اش را با خواننده در میان می‌گذارد؛ از تردیدها، لغزش‌ها و حتی احساس پوچی اولیه‌ای که پس از خالی ‌شدن خانه سراغش می‌آید. همین صداقت باعث می‌شود کتاب بیش از آنکه آموزشی باشد، الهام‌بخش باشد.

ساساکی به‌تدریج نشان می‌دهد که مینیمالیسم فقط درباره‌ی اشیا نیست، بلکه درباره‌ی زمان، روابط، کار و حتی افکار است. با کمتر شدن وسایل، او زمان بیشتری پیدا می‌کند؛ نه فقط زمان فیزیکی برای تمیزکاری کمتر، بلکه زمان ذهنی برای تمرکز، مطالعه و فکر کردن. او متوجه می‌شود که بسیاری از روابطش نیز بر پایه‌ی مقایسه، رقابت یا نمایش شکل گرفته‌اند و با تغییر سبک زندگی، این روابط یا عمیق‌تر می‌شوند یا به‌طور طبیعی کنار می‌روند. کتاب در این بخش‌ها به شکلی ظریف وارد مباحث روان‌شناختی می‌شود، بی‌آنکه زبان تخصصی به خود بگیرد.
یکی از ایده‌های کلیدی «خداحافظ به‌دردنخورها» این است که «داشتن کمتر، به معنای از دست ‌دادن نیست، بلکه به معنای به‌دست‌آوردن است». ساساکی می‌نویسد با رها کردن اشیا، احساس سبکی، شفافیت و حتی شادی بیشتری را تجربه کرده است. او به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از چیزهایی که برای خوشبختی لازم می‌دانست، درواقع مانع خوشبختی‌اش بوده‌اند. این نگاه، نقدی ضمنی به فرهنگ مصرف‌گرای مدرن است؛ فرهنگی که مدام ما را به خرید بیشتر، داشتن نسخه‌های جدیدتر و تعریف ارزش خود از طریق مالکیت تشویق می‌کند.
کتاب همچنین به ترس‌های پنهانی می‌پردازد که ما را به انباشت اشیا سوق می‌دهند: ترس از کمبود، ترس از آینده و ترس از بی‌اهمیت ‌شدن. ساساکی نشان می‌دهد که مینیمالیسم نوعی تمرین اعتماد است؛ اعتماد به خود، به زندگی، و به این ایده که «من کافی هستم، حتی بدون این همه چیز». در این معنا، «خداحافظ به‌دردنخورها» فقط کتابی درباره‌ی خانه نیست، بلکه کتابی درباره‌ی هویت است.
در بخش‌های پایانی، ساساکی به تأثیر مینیمالیسم بر خلاقیت و معنا در زندگی می‌پردازد. او می‌گوید وقتی حواس‌پرتی‌های بیرونی کمتر می‌شوند، امکان مواجهه‌ی واقعی با خود فراهم می‌شود؛ مواجهه‌ای که می‌تواند ترسناک اما رهایی‌بخش باشد. او نوشتن را جدی‌تر دنبال می‌کند، روابط انسانی‌اش صادقانه‌تر می‌شود و زندگی روزمره‌اش کیفیتی آگاهانه‌تر پیدا می‌کند. این بخش‌ها کتاب را از سطح یک راهنمای سبک زندگی فراتر می‌برند و به آن بُعدی فلسفی می‌بخشند.

خداحافظ به دردنخورها (هنر دل کندن و دور ریختن)

خداحافظ به دردنخورها (هنر دل کندن و دور ریختن)

کتاب پارسه
افزودن به سبد خرید 398,000 تومان

قسمتی از کتاب «خداحافظ به‌دردنخورها»:
همه‌ی ما با دستانی خالی پا به این جهان نهاده‌ایم و این زندگی را کمینه‌گرایانه آغاز کرده‌ایم. 
ارزش ما به میزان دارایی‌هایمان نیست. اموال ما فقط برای مدت کوتاهی می‌توانند شادمان نگه دارند. مادیات وقت، انرژی و آزادی ما را می‌گیرند. به نظرم کمینه‌گراها کم‌کم متوجه این قضیه می‌شوند.
همه می‌توانند احساس دل‌انگیزی را که نظم ‌دادن به داشته‌ها و کمتر کردن دارایی‌هایمان به همراه دارند درک کنند، حتی اگر کوهی از اسباب و وسایل همین الان کف خانه‌شان را پوشانده باشد. حتماً چنین حس خوشایندی را حتی برای یک‌بار هم که شده تجربه کرده‌ایم. برای مثال، فکر کنید عزم سفر کرده‌اید؛ قبل از اینکه راه بیفتید، احتمالاً تا دقیقه آخر مشغول جمع ‌کردن وسایلتان هستید. فهرست وسایل مورد نیازتان را چک می‌کنید و با اینکه همه‌چیز به‌نظر خوب می‌آید، چیزی را فراموش کرده‌اید؛ اما ساعت دیواری تیک‌تاک می‌کند و وقت رفتن فرامی‌رسد. از جمع‌ کردن دست می‌کشید، برمی‌خیزید، از منزل خارج می‌شوید، در را پشت سر خود می‌بندید و درحالی‌که در قلبتان احساس رهایی می‌کنید، چمدانتان را روی سنگفرش پیاده‌رو می‌کشید و سفر را آغاز می‌کنید. به این می‌اندیشید که مدت کوتاهی می‌توانید با محتویات آن چمدان سر کنید. ممکن است چیزی را فراموش کرده باشید اما به خود نهیب می‌زنید که در طول سفر هرگاه چیزی لازم داشتید، می‌توانید بخریدش.
به مقصد می‌رسید و آزادانه روی تخت مرتب و تمیز محل اقامت خود دراز می‌کشید. اتاق پاکیزه و خلوت است. شما دیگر با وسایلی که معمولاً حواستان را پرت می‌کنند و انرژی زیادی از شما می‌گیرند، احاطه نشده‌اید. به همین دلیل است که اقامتگاه‌ها طی سفر اغلب راحت و دلنشین به نظر می‌آیند. چمدانتان را در اقامتگاه می‌گذارید و برای پیاده‌روی کوتاهی در اطراف راهی می‌شوید. پاهایتان سبک شده‌اند، گویی برای همیشه می‌توانید به راه‌ رفتن ادامه دهید. آن‌قدر آزاد هستید که می‌توانید هرجایی که دوست دارید بروید. زمان با شما همراهی می‌کند و الزامی برای انجام کارهای معمول خانه یا مسئولیت‌های شغلی که بر دوشتان سنگینی می‌کردند، ندارید.
این موقعیت، نمونه‌ای از یک زندگی کمینه‌گرایانه است که اکثر ما هرازگاهی آن را تجربه کرده‌ایم.        

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط