#
#

محیط کار سمی/ آیا شغل شما سمی است یا فقط شغلتان است؟

2 روز پیش زمان مطالعه 5 دقیقه


کتابِ «محیط کارِ سمی» از مجموعه‌ی هاروارد بیزینس ریویو را نشر لیوسا به چاپ رسانده است. هر گاه صحبت از پیچیدگی می‌شود، اغلب، آنچه در وهله‌ی اول به ذهن بیشتر افراد می‌رسد پیشرفت‌های نوین فناوری است. سازه‌های عظیم، سفر به فضا و تراشه‌های ظریف همه نمونه‌هایی است که به پیچیدگی فناوری اشاره دارند، اما بسیاری معتقدند پدیده‌ای پیچیده‌تر از انسان نداریم. اگر انسان را در دو ساحت کالبد جسمانی و روان مجسم کنیم، کالبد جسمانی هنوز سرشار از نامکشوفاتی است که هربار کشف موردی از آن موجب تحیر می‌شود و تحسین خالق متعالی را به دنبال دارد. پیشرفت ما در شناخت کالبد جسمانی کتمان‌ناشدنی است، اما آیا درباره‌ی روان نیز می‌توان با این قطعیت صحبت کرد؟
وقتی صحبت از پیچیدگی انسان می‌شود، منظور روان آدمیزاد است. عالم درون تعبیر دیگری است که می‌توان از ساحت روان داشت. انسان‌ها، در مقایسه با عالم بیرون، بر عالم درون تسلط کمتری یافته و هنوز با دنیایی از نامکشوفات روبه‌رو هستند. دنیای درون ما بنیاد رفتارمان را شکل می‌دهد و نوع رفتارمان شکل‌دهنده‌ی ارتباط‌مان با دیگران است. بی‌تردید پیچیدگی دنیای درون در رفتار و ارتباطات انسان‌ها انعکاس می‌یابد. در حقیقت، سختی از کار از جایی آغاز می‌شود که خوشبختی انسان‌ها تا حد زیادی به رابطه‌شان با دیگران بستگی پیدا می‌کند. تعاملات معیوب، ناکارآمد و سمی می‌تواند مشکلات بسیار زیادی ایجاد کند و ما را از مسیر خوشبختی خارج کند. این تعاملات می‌تواند در بستر خانواده، جامعه یا سازمان شکل گیرد.

انسان پیچیده، با رقم‌ زدن تعاملات و ارتباطات ناسالم، نقش‌آفرین اصلی همه‌ی مشکلات است. تمرکز مباحث این کتاب معطوف بر ارتباطات ناکارآمد و ناسالم در بستر سازمان است. اگر فردی زیست سازمانی را تجربه کرده باشد، نه همه‌ی مطالب کتاب حاضر، اما بخش‌هایی از آن را در سازمان درک کرده است. پرداختن به رفتارهای سمی از زوایای مختلف یکی از نقاط قوت این اثر به شمار می‌آید.
مطالب کتاب شامل بیست‌وشش فصل و شش بخش مجزاست. بخش نخست به محیط کار مضر اشاره دارد. در بخش دوم به گزارش‌دهی به رهبر سمی، در بخش سوم به ماندن یا رفتن از محیطی سمی، در بخش چهارم، به مدیریت گروه در محیطی سمی، در بخش چهارم به فرهنگ به عنوان عاملی تأثیرگذار بر شکل‌گیری محیط سمی پرداخته شده است و نهایتاً در بخش ششم به اقدام سطوح برتر برای کنترل سمی‌ بودن پرداخته می‌شود.
محیط‌های کاری سمی می‌توانند شکل‌های گوناگونی داشته باشند. چه با مدیری خودشیفته روبه‌رو باشید، چه با همکارانی منفعل که با رفتارهای روزمره و آزاردهنده‌ی خود موجب فرسودگی و بی‌انگیزه‌گی بیش‌ازحد در شما می‌شوند.
راهنمای HBR  برای عبور از محیط‌های کاری سمی به شما کمک می‌کند تا در عین حفظ سلامت روان و احترام به خود، مرزهای روشن‌تری تعیین کنید تا دربرابر دشوارترین چالش‌های بین‌فردی در محیط کار، آنچه را می‌توانید تغییر دهید.
در این کتاب خواهید آموخت:
ـ مشکلات را به‌درستی مطرح کنید.
ـ عملکرد حرفه‌ای خود را حفظ کنید.
ـ از اعتبار و مسیر شغلی‌تان محافظت کنید.
ـ تشخیص دهید چه چیزهایی قابل‌اصلاح است.
ـ مانع سرایت فرهنگ سمی به تیم خود شوید.
و
ـ اگر تصمیم به ترک گرفتید، بدون از بین بردن پل‌ها.

قسمتی از کتاب «محیط کارِ سمی»:
هیچ‌کس در هیچ شرایطی سزاوار رفتاری ناعادلانه، قلدری یا سوءاستفاده نیست. بااین‌حال، بسیاری از افراد پس از تجربه‌ی تروما خود را سرزنش می‌کنند. ممکن است درگیر سؤالات «چه می‌شد اگر» شوید، مثلاً «چه می‌شد اگر زودتر حرفم را می‌زدم؟»، یا از رفتاری که با شما شده است احساس شرمندگی کنید.
برای بازسازی اعتمادبه‌نفس، شفقت در حق خود و بازگرداندن قدرت خود راهی طولانی در پیش دارید. از طریق اقدامات سازنده می‌توانید حس‌تان را تقویت کنید.
اگر در شغل قبلی‌تان از شما انتظار می‌رفت شبانه‌روزی در دسترس باشید، خودتان را به‌سبب انعطاف‌پذیری یا راحت‌الحلقومی سرزنش نکنید. مسئول ایجاد محیط کاریِ همیشه در دسترس و محول‌ کردن حجم غیرمنطقی کار به شما کارفرمایتان بوده است. 
به جای سرزنش خود، انرژی‌تان را صرف ارتقای مهارت‌های ارتباطی و قاطعیت خود کنید. اگر درباره دست‌یافتنی ‌بودن یا پایداری پروژه نگرانی دارید، در اسرع وقت این نگرانی‌ها را با مدیر یا ناظر خود مطرح کنید.
با برقراری مرزها و انتظارات شفاف، از تجربیات شغل قبلی خود به بهترین نحو استفاده کنید. به یاد داشته باشید شما لایق احترام و برقراری تعادل بین کار و زندگی خود هستید. 
در شغل جدید خود، به موقعیت‌هایی که یادآور تجربیات گذشته‌تان هستند و باعث بروز واکنش‌های اضطراب‌آور می‌شوند توجه کنید. شناسایی این موقعیت‌ها کمک می‌کند تا برای مقابله با آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. برخی محرک‌های رایج عبارت‌اند از: طرد شدن، احساس درماندگی یا پذیرفته ‌نشدن.
جرالد به‌سبب تجربه‌ی تلخ در ارتباط با رئیس قلدر قبلی‌اش قبل از گفت‌وگو با مدیر جدیدش دچار اضطراب شدیدی می‌شد. او با ربط دادن این تجربه به اضطراب فعلی‌اش یاد گرفت با چند نفس عمیق قبل از جلسات، سیستم عصبی خود را آرام کند. همچنین دریافت که عادت دارد در ذهن خود داستان‌هایی منفی از گذشته را به مدیر جدیدش نسبت دهد، مثلاً اگر مدیرش از او تعریف نمی‌کرد، جرالد به خود می‌گفت: «دوباره شروع شد، درست مثل شغل قبلی‌ام. مدیرم از من قدردانی نمی‌کند.» جرالد با تمرین یاد گرفت که این گفت‌وگوی درونی منفی را تشخیص دهد و به جای فرافکنی تجربیات گذشته، رابطه‌ی خود با مدیر جدیدش را براساس عملکرد و شایستگی‌های خودش قضاوت کند.

محیط کار سمی را علی حمیدی‌زاده و محسن قاسمی به اتفاق ترجمه کرده‌اند و کتاب حاضر در 196 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.     
 

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط