سه دلار/ جیب‌های خالی از پول

3 ماه پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


رمان «سه دلار» نوشته‌ی الیوت پرلمن را نشر رایبد به چاپ رسانده است. این کتاب اثری کوبنده است که با زبانی تند، واقع‌گرا و بی‌پرده، چهره‌ای نگران‌کننده از جامعه‌ی معاصر استرالیا و به‌طورکلی از منطق حاکم بر سرمایه‌داری متأخر ارائه می‌دهد. این رمان، که نخستین‌بار در سال 1998 منتشر شد، به‌سرعت نام پرلمن را به‌عنوان نویسنده‌ای اجتماعی، سیاسی و متعهد بر سر زبان‌ها انداخت و هنوز هم یکی از مهم‌ترین آثار او به شمار می‌رود. اثری که با گذشت زمان، نه‌تنها کهنه نشده، بلکه امروز حتی خواندنی‌تر و آشناتر به نظر می‌رسد.
داستان حول شخصیت اصلی، سایمون پاتر می‌چرخد؛ مردی جوان، تحصیل‌کرده و ایده‌آلیست که با وجود داشتن مدرک دانشگاهی، در نظام اقتصادی بی‌رحم و نابرابر گرفتار شده است. عنوان کتاب، «سه دلار» به پول ناچیزی اشاره دارد که سایمون در آغاز داستان در جیبش دارد؛ رقمی نمادین که نشان‌دهنده‌ی سقوط اقتصادی، ناامنی شغلی و بی‌ثباتی کامل زندگی اوست. از همان ابتدا، پرلمن مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که فقر نه یک حادثه‌ی استثنایی، بلکه نتیجه‌ی طبیعی یک سیستم معیوب است.
سایمون شغلی موقت و تحقیرآمیز دارد، قرارداد کاری ندارد، هر لحظه ممکن است اخراج شود و هیچ چشم‌انداز روشنی برای آینده نمی‌بیند. او نه تنبل است و نه بی‌مسئولیت‌؛ برعکس، انسانی اخلاق‌مدار، دغدغه‌مند و اهل تفکر است؛ اما همین ویژگی‌ها در جهانی که تنها معیار ارزش، سودآوری و انعطاف‌پذیری بی‌رحمانه است، به نقطه‌ضعف او تبدیل می‌شوند. پرلمن از خلال زندگی روزمره‌ی سایمون نشان می‌دهد که چگونه نظام اقتصادی، انسان‌ها را به کالاهایی مصرف‌شدنی بدل می‌کند.

الیوت پرلمن

یکی از نقاط قوت رمان، روایت صریح و بدون تزئین آن است. زبان «سه دلار» ساده، مستقیم و گاه خشن است؛ زبانی که کاملاً با وضعیت روحی و اجتماعی شخصیت اصلی هماهنگ است. پرلمن از استعاره‌های پیچیده یا بازی‌های فرمی پرهیز می‌کند و به جای آن، واقعیت عریان زندگی طبقه‌ی فرودست شهری را به تصویر می‌کشد. خیابان‌ها، محل‌های کار موقت، کافه‌های ارزان‌قیمت و روابط شکننده‌ی انسانی، همگی فضایی می‌سازند که خواننده را در تنگنای دائمی شخصیت غرق می‌کند.
در بطن رمان، نقدی جدی به نئولیبرالیسم و سیاست‌های اقتصادی دهه‌های پایانی قرن بیستم دیده می‌شود؛ سیاست‌هایی که امنیت شغلی را از بین برده، اتحادیه‌ها را تضعیف کرده و مسئولیت فقر را به دوش فرد انداخته‌اند. پرلمن نشان می‌دهد که چگونه جامعه، شکست را شخصی‌سازی می‌کند و به فرد فقیر القا می‌کند که وضعیتش نتیجه‌ی ناتوانی خودش است، نه محصول ساختارهای ناعادلانه. «سه دلار» از این منظر، نه فقط یک رمان، بلکه نوعی بیانیه‌ی ادبی ـ سیاسی است.
رابطه‌ی سایمون با همسرش نیز بخش مهمی از روایت را شکل می‌دهد. عشق میان آن‌ها واقعی و انسانی است، اما فشار اقتصادی به‌تدریج این رابطه را فرسوده می‌کند. پرلمن بادقت نشان می‌دهد که فقر فقط حساب بانکی را خالی نمی‌کند، بلکه بر عزت‌نفس، روابط عاطفی و حتی توان رؤیاپردازی انسان اثر می‌گذارد. در این رمان، فقر یک تجربه‌ی همه‌جانبه است؛ تجربه‌ای که به درون خصوصی‌ترین لایه‌‌های زندگی نفوذ می‌کند.

«سه دلار» همچنین تصویری تلخ از بی‌عدالتی اجتماعی ارائه می‌دهد؛ جهانی که در آن ثروتمندان هر روز ثروتمندتر می‌شوند و فقرا در چرخه‌ای بی‌پایان از ناامنی گرفتار می‌مانند. شخصیت‌های فرعی رمان، از کارفرمایان بی‌رحم گرفته تا همکاران موقت و آدم‌های حاشیه‌نشین، هرکدام نماینده‌ی بخشی از این ساختار نابرابرند. پرلمن قضاوت اخلاقی ساده‌انگارانه نمی‌کند، اما به‌روشنی موضع خود را دربرابر این نابرابری‌ها نشان می‌دهد.
در مجموع، «سه دلار» رمانی است درباره‌ی انسان‌هایی که له می‌شوند، نه به‌خاطر ضعف شخصی، بلکه به سبب سازوکارهای ناعادلانه‌ی اقتصادی. الیوت پرلمن با این کتاب، صدای کسانی می‌شود که معمولاً دیده نمی‌شوند و نشان می‌دهد ادبیات هنوز می‌تواند ابزاری برای افشاء، اعتراض و همدلی باشد. «سه دلار» رمانی است که پس از بسته ‌شدن آخرین صفحه، مدت‌ها در ذهن باقی می‌ماند.

سه دلار

سه دلار

رایبد
افزودن به سبد خرید 410,000 تومان


قسمتی از کتاب «سه دلار» نوشته‌ی الیوت پرلمن:
سومین‌باری که آماندا را دیدم در طبقه‌ی دوم یک فروشگاه بزرگ در شهر بود. گم شده بودم و دنبال راهی برای رسیدن به طبقه‌ی پنجم و بخش لباس‌های رسمی مردانه می‌گشتم. آماندا آنجا در بخش لوازم آشپزخانه بود و مشخصاً از قبل تصمیم داشت آنجا باشد. چیزی هم نبود که واقعاً به آن نیاز داشته باشد. این‌طور نبود که او خود را در زمان گذشته در آشپزخانه یا اتاق غذاخوری خود ببیند و برای نبود قاشق سالاد، ظرف میوه یا بطری دکوری که می‌توانست در بخش لوازم آشپزخانه خریداری شود فحش بدهد. (هرچند بهترین دکوری‌ها، آن‌هایی که واقعاً خوب بودند، در طبقه‌ی دیگری کنار کریستال‌ها و نقره‌جات نگه‌داری می‌شدند و خودش این را به من گفت). اما، آن‌طور که بعدها فهمیدم، او چیزی نیاز داشت و در آن لحظه داشت با خودش فکر می‌کرد.
من آنجا بودم تا برای دوخت یک دست کت‌وشلوار رسمی اندازه‌ام را بگیرند و با زنی که تانیا با او صحبت کرده و اصرار داشت که اسمش «ماریا ـ لباس رسمی مردانه ـ بفرمایید ـ چطور می‌توانم کمکتان کنم؟» است، قرار داشتم. تانیا خودش هم می‌خواست با من بیاید، اما تمام روز کلاس‌های آموزشی داشت؛ حتی به‌عنوان استاد مدعو تدریس می‌کرد که به گفته‌ی خودش احساس می‌کرد شبیه دختری شده که در برنامه‌ها وقتی مجری اصلی حضور ندارد، اجرا می‌کند. درباره‌ی احتمال افزودن بخشی به سخنرانی‌های تانیا به نام «پیشرفت تانیا» صحبت کردیم. در این بخش، ممکن است او ماشین ما یا یک آخر هفته برای دو نفر با اقامت در خانه‌ی پدرومادرم در ساحل طلایی را به‌عنوان جایزه بدهد. جایی که پدرومادرم همیشه آرزو داشتند که عکس‌های بچگی من را نگاه کنند و به سی‌ورلد بروند. این باعث می‌شد سخنرانی‌های او در میان دانشجویان بسیار محبوب شود و این راهی بسیار سریع‌تر برای پیشرفت آکادمیک بود تا انتشار مقالات، که نیاز به منابع اصلی زیادی داشت و مقدار زیادی غلط‌گیر هم لازم بود.
سه دلار را فرانک حیدریان ترجمه کرده و کتاب حاضر در 344 صفحه‌ی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه‌ی کتابفروشی‌ها شده است.

     

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط