رهایی از وابستگی

2 ماه پیش زمان مطالعه 6 دقیقه

«رهایی از وابستگی» با زیر عنوان راهنمایی برای شکستن چرخه‌ی ناسالم زندگی، اثر تری کول، در انتشارات ذهن‌آویز منتشر شد.
آیا تابه‌حال احساس کرده‌اید در رابطه‌ای هستید که تمام انرژی‌تان را می‌گیرد، اما هرچه بیشتر وقتتان را در اختیار دیگران می‌گذارید، کمتر از شما قدردانی می‌شود؟ آیا همیشه سعی دارید آرامش و رضایت دیگران را حفظ کنید، حتی به قیمت فراموش کردن خودتان؟ اگر پاسختان بله است، کتاب «رهایی از وابستگی»  نوشته‌ی تری کول شاید زندگی‌تان را از نو تعریف کند.
تری کول، روان‌درمانگر معروف و متخصص روابط ناسالم، در این کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از افراد موفق و دلسوز، درگیر نوعی وابستگی با عملکرد بالا هستند؛ یعنی توانایی کنترل، کمک و تحمل بالا دارند، اما اغلب در روابطی گرفتار می‌شوند که با افراد خودشیفته شکل گرفته است. این افراد خودشیفته، با ظاهری جذاب و اعتماد‌به‌نفس بالا، به‌تدریج از انرژی و محبت دیگران تغذیه می‌کنند و آن‌ها را در چرخه‌ی بی‌پایان «در اختیار دیگران باش، تحمل کن، ولی دیده نشو.» نگه می‌دارند.

تری کول

کول با زبانی صمیمی و علمی، به خواننده کمک می‌کند تا این الگوی ناپیدا را در خود و اطرافیانش شناسایی کند. او تمرین‌ها و بینش‌هایی ارائه می‌دهد تا بتوانیم مرزهای خود را بازسازی کنیم، احساس گناهِ مراقبت ‌نکردن از دیگران را، که نتیجه‌ی ارتباط با افراد خودشیفته است، رها کنیم و یاد بگیریم چگونه دربرابر جذابیت‌های ظاهری افراد خودشیفته مقاومت کنیم.
خواندن «رهایی از وابستگی» مثل بیدار شدن از خوابی طولانی است؛ ناگهان می‌فهمید چقدر از مهربانی شما سوءاستفاده شده و چطور می‌توانید بدون احساس شرم، خودتان را در اولویت بگذارید.
اگر در روابطتان همیشه شما «شنونده، حامی و ناجی» هستید، وقت آن رسیده یاد بگیرید که نجات اصلی، نجات خودتان است.
«رهایی از وابستگی» فقط درباره‌ی درمان وابستگی نیست؛ درباره‌ی بازیابی قدرت، عزت‌نفس و آزادی دربرابر خودشیفتگی پنهان است.

قسمتی از کتاب رهایی از وابستگی
دختر یک مادر خودشیفته بودن، به‌خصوص برای عزت‌نفس و ادراک شخص از خود، بسیار آسیب‌زاست. ما به‌عنوان انسان‌های کوچک در حال رشد، به کمک مادران خود نیاز داریم تا عواطف مختلف و نحوۀ مدیریت آن‌ها را به ما بیاموزند. وقتی کودک مضطرب می‌شود، اغلب این مادر است که متوجه این موضوع شده و کاری می‌کند که کودک احساس دیده شدن، شنیده شدن و تأیید شدن کند. اگر مادر شما فردی خودشیفته می‌بوده، احتمال بروز این اتفاقات خیلی کم بوده است. دختران مادران خودشیفته با این حس بزرگ می‌شوند که هر کاری که انجام می‌دهند به‌قدر کافی خوب نیست، انگار که آن‌ها به‌قدر کافی خوب نیستند. این موضوع می‌تواند به توسعۀ عزت‌نفس سالم آسیب برساند و نه‌تنها در بزرگسالی به الگوهای ارتباطی ناسالم منجر می‌شود، سطوح بالای خودناباوری، خودانتقادی و کمال‌گرایی را نیز در پی خواهد داشت. این ویژگی همچنین می‌تواند محرک و شتاب‌دهنده‌ای برای اختلالات غذایی، افسردگی، مرزهای نامشخص، روابط مشکل‌دار و ترس از صمیمیت شود. بسیاری از دختران مادران خودشیفته حتی به‌دلیل ترس از تکرار این چرخۀ دردناک با دختر خودشان، از مادر شدن امتناع می‌کنند.
وقتی صحبت از در میان گذاشتن زندگی خود با یک مادر خودشیفته می‌شود، هیچ‌یک از کارها و احساسات شما مهم یا خاص تلقی نمی‌شود. عروسی، ترفیع و بچه‌های شما به‌نوعی به او مربوط می‌شوند و او شما را نادیده می‌گیرد. وقتی از او انتقاد می‌کنید، او متوسل به دروغ‌های آشکار و مقصر جلوه دادن شما می‌شود و هر آنچه خود شما مستقیماً شاهد گفتن و انجام دادنش بودید را انکار می‌کند. مادران خودشیفته اغلب این جملات را به زبان می‌آورند: «نمی‌توانم باور کنم که تو این‌طوری با من رفتار می‌کنی. وقتی بمیرم از کارهایت پشیمان می‌شوی.» مادر خودشیفته به‌سرعت رفتار خود را تغییر می‌دهد و تقصیر را گردن دیگران می‌اندازد یا با گفتن جملۀ «من مادرت هستم.» رفتارش را توجیه می‌کند: انگار این واقعیت که او شما را به دنیا آورده است، به او حق دسترسی کامل و بی‌نهایت به زندگی شما را می‌دهد.

 داشتن یک مادر خودشیفته می‌تواند احساس پوچی و تنهایی عمیقی ایجاد کند. ممکن است شما سعی کنید، برای اجتناب از این درد عاطفی، خود را سرگرم انجام دادن بیش‌ازحد کارها کنید تا لحظه‌ای هم برای درک احساس و هویت خود درنگ نکنید. بخشی از آنچه این تجربه را تا این حد منزوی‌کننده می‌کند این است که جامعه ما مادران را محترم می‌شمارد. بنابراین، اگر شما مادری ندارید که در قالب یک مادر ایده‌آل و همیشه مراقب و فداکار و ابرقهرمان‌پرور باشد، احتمالاً تمایلی به اشتراک‌گذاری تجربه‌های واقعی خود ندارید. بزرگ شدن با یک مادر خودشیفته اغلب یک راز سربه‌مهر است. از ما انتظار می‌رود که جایگاه والایی برای مادران خود در نظر بگیریم و آن‌ها را بستاییم، اما اگر مادران شما خودمحور، بی‌توجه و از نظر عاطفی فریبکار بوده باشند، تظاهر به چیزی که نبوده است کار سختی خواهد بود.
افرادی که مادران سالم‌تری دارند ممکن است با گفتن جملات نسنجیده‌ای مانند: «خب، همۀ مادرها می‌توانند آزاردهنده باشند.» یا «همۀ مادران شایستۀ احترام هستند.» به‌طور ناخواسته این درد را تشدید می‌کنند. بسیار خب اگر این‌طور است، آیا همۀ مادران از نظر روانی با فرزندان خود بدرفتاری و آن‌ها را مادام‌العمر زخمی می‌کنند؟
می‌خواهم به‌طور ویژه از دخترانِ مادران خودشیفته یاد کنم؛ چراکه این تجربه آن‌قدر دردناک است که می‌خواهم بدانید شما صرفاً به‌خاطر آنچه هستید دیده و دوست داشته می‌شوید. مهم نیست که تصمیم می‌گیرید به‌عنوان یک بزرگسال چگونه با مادر خود رفتار کنید (تماس کم داشته باشید، یا اصلاً تماس نداشته باشید) انتخاب با شماست، مهم نیست دیگران چه فکری می‌کنند.

«رهایی از وابستگی» را معصومه عزیزی ترجمه کرده و این کتاب در 240 صفحه رقعی و با جلد نرم چاپ و روانه کتابفروشی‌ها شده است.

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط