تله‌ی بدبینی/ چگونه امید را پس بگیریم

7 ماه پیش زمان مطالعه 6 دقیقه


کتاب «تله‌ی بدبینی» نوشته‌ی جمیل زکی را نشر نوین توسعه به چاپ رسانده است. جمیل زکی روان‌شناس برجسته و استاد دانشگاه استنفورد، است که کتاب «تله‌ی بدبینی» او سفری عمیق، صمیمی و تأثیرگذار به درون جهان تیره‌ی بدبینی و راه‌های عبور از آن به سوی همدلی و امید است. نویسنده در این کتاب، ترکیبی شگفت‌انگیز از روایت‌های شخصی، پژوهش‌های علمی، مصاحبه‌ها و تحلیل‌های روان‌شناختی را ارائه می‌دهد تا نشان دهد حتی در عصری که زخم‌های بی‌اعتمادی بر پیکره‌ی اجتماع سنگینی می‌کنند، هنوز می‌توان چراغی روشن کرد؛ نوری که از دل همدلی و تغییرات تدریجی انسان‌ها می‌تابد.
در دنیایی که اخبار پر از خشونت، خیانت، بی‌عدالتی و فساد است، زکی می‌پرسد: آیا امید داشتن ساده‌لوحی است؟ آیا اعتماد به دیگران نشانه‌ای از ناآگاهی است یا دلیلی بر شجاعت روانی؟ او با شجاعت تمام می‌کوشد نشان دهد که بدبینی، گرچه منطقی به نظر می‌رسد، اما از بنیان قابل بازنگری است. این کتاب درواقع دعوت‌نامه‌ای است برای همه‌ی ما که در دام بدبینی گرفتار شده‌ایم، اما هنوز به جایی در قلبمان امید بسته‌ایم.
جمیل زکی پیش‌تر با کتاب موفق «مبارزه‌ای برای مهربانی» نشان داده بود که همدلی مهارتی است آموختنی، نه صرفاً یک ویژگی ذاتی؛ اما در «تله‌ی بدبینی» گامی فراتر می‌گذارد. این‌بار نه فقط در باب همدلی، بلکه درباره‌ی دشمن پنهان‌تر آن، یعنی بدبینی.
زکی به جای موضع گرفتن از نقطه‌ی بالای دانایی، خود را نیز در جایگاه یک بدبین معرفی می‌کند. او شرح می‌دهد که چگونه خود نیز زمانی درگیر تردیدها، زخم‌ها و بی‌اعتمادی‌های عاطفی و اجتماعی بوده و حتی نسبت به این ایده که می‌توان تغییر کرد، بدبین بوده است؛ اما مواجهه‌اش با علم، تجربه‌ی تدریس، گفت‌وگو با دانشجویان و مشاهدات میدانی، او را به این نتیجه رسانده که بدبینی یک انتخاب است ـ انتخابی که ما روزانه و ناخودآگاه انجام می‌دهیم.
در بخش‌های آغازین کتاب، زکی ریشه‌های روان‌شناختی و اجتماعی بدبینی را بررسی می‌کند. او از مطالعات گسترده در روان‌شناسی اجتماعی، علوم اعصاب و علوم رفتاری استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه تجربیات فردی ما ـ از خیانت‌های عاطفی تا فساد سیاسی ـ به شکل‌گیری الگویی از جهان کمک می‌کنند که در آن «دیگری» همیشه تهدیدی بالقوه است.
او به تأثیر فرهنگ، رسانه و حتی فناوری نیز اشاره می‌کند: رسانه‌های اجتماعی اغلب تصاویر تحریف‌شده‌ای از انسان‌ها ارائه می‌دهند، بر خطاها و اشتباهات تمرکز می‌کنند و کمتر از مهربانی، همکاری یا اعتماد گزارش می‌دهند. نتیجه، جهانی است که در آن بدبینی عقلانی‌تر از خوش‌بینی به نظر می‌رسد. 
اما زکی هشدار می‌دهد که این تلقی عقلانی صرفاً توهمی از کنترل و ایمنی به ما می‌دهد، درحالی‌که در عمل، ما را از ارتباطات انسانی، دلسوزی متقابل و حتی سلامت روان محروم می‌سازد. 
یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب زمانی است که زکی به علوم اعصاب می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که ذهن انسان به‌گونه‌ای طراحی شده که الگوهای اجتماعی را براساس تجربه، نه حقیقت می‌سازد. به بیان ساده، اگر چندبار مورد خیانت یا سوءاستفاده قرار گیریم، مغز ما الگویی از «دیگران غیرقابل اعتمادند» را شکل می‌دهد و آن را به‌عنوان پیش‌فرض اعمال می‌کند ـ حتی در موقعیت‌های ناآشنا.
این چرخه‌ی معیوب، بدبینی را تبدیل به عادتی شناختی می‌کند که تغییر آن دشوار، اما ممکن است. زکی با اشاره به پژوهش‌هایی در حوزه‌ی نوروساینس و رفتارشناسی نشان می‌دهد که مغز انسان دارای انعطاف‌پذیری قابل‌توجهی است. عادت‌های شناختی، حتی آن‌هایی که سال‌ها جا افتاده‌اند، می‌توانند با تمرین و تکرار مجدد ساخته شوند.
در نقطه‌ی اوج کتاب، زکی مفهومی بنیادی را معرفی می‌کند: «امید به مثابه کنش»، نه احساس. از نظر او، امید یک حالت انفعالی نیست که منتظر وقوع اتفاقی خوب بنشیند، بلکه کنشی فعالانه است دربرابر پوچی، بی‌اعتمادی و شکاکیت. امید، عملی آگاهانه و مقاومتی است دربرابر واگذاری کامل خویش به منطق سرد بدبینی.
او نمونه‌هایی از افراد، جنبش‌ها و جوامعی ارائه می‌دهد که در سخت‌ترین شرایط ـ جنگ، قحطی، ظلم و تبعیض ـ نه‌تنها خود را نباخته‌اند، بلکه به کمک همدلی، بخشش و شجاعت جمعی، راهی برای زندگی بهتر یافته‌اند. برای زکی، این افراد نه رؤیاباف‌هایی ساده‌دل، بلکه قهرمانانی جسورند که امید را نه به‌عنوان توهم، بلکه به‌عنوان استراتژی در زیستن انتخاب کرده‌اند.
یکی از نقاط قوت برجسته‌ی کتاب «تله‌ی بدبینی»، استفاده‌ی استادانه‌ی زکی از روایت‌های شخصی است. او با ذکر داستان‌هایی واقعی از افرادی که به رغم تجربه‌های دشوار توانسته‌اند از دایره‌ی بدبینی بیرون آیند، خواننده را با خود همراه می‌سازد. 
کتابِ «تله‌ی بدبینی» درنهایت ما را با این پرسش رها نمی‌کند که «آیا می‌توان امیدوار بود؟» بلکه پاسخی ارائه می‌دهد: «بله ـ اگر اراده کنیم، تمرین کنیم و همراه شویم.»

تله بدبینی (چگونه امید را پس بگیریم)

تله بدبینی (چگونه امید را پس بگیریم)

نوین توسعه
افزودن به سبد خرید 290,000 تومان

قسمتی از کتاب تله‌ی بدبینی نوشته‌ی جمیل زکی:
مردم بیشتر از آنچه تصور می‌کنیم از ما پیروی می‌کنند: ونسا بونز، روان‌شناس، این الگو را «غفلت از تأثیر» می‌نامد. بونز در مطالعاتش از افراد می‌خواهد که از غریبه‌ها درخواست‌هایی مانند استفاده از تلفنشان یا کمک در پیدا کردن یک نشانی محلی کنند. قبل از شروع، بونز از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که حدس بزنند چند نفر به درخواست آن‌ها پاسخ مثبت خواهند داد. مشخص می‌شود که مردم در وادار کردن دیگران به انجام ‌دادن کارها بسیار خوب عمل می‌کنند، اما در درک قدرت خود بسیار ضعیف‌اند. شرکت‌کنندگان حدس می‌زنند که کمتر از 30 درصد غریبه‌ها به درخواست آن‌ها پاسخ خواهند داد. درواقع، بیش از 50‌درصد آن‌ها این کار را کردند. در مطالعه‌ی دیگری، از مردم خواسته شد تا از غریبه‌ها بخواهند کتابی از کتابخانه را خراب کنند. باز هم آن‌ها حدس زدند که کمتر از یک سوم به درخواست پاسخ خواهند داد و دوباره، بیش از نیمی این کار را کردند. ما نقش تأثیر خود را چه در کمک‌رسانی به دیگران، چه در آسیب‌رسانی به آن‌ها دست‌کم می‌گیریم.
داستان‌هایی که درباره‌ی مردم برای خود تعریف می‌کنیم، نحوه‌ی رفتار ما با آن‌ها را تغییر می‌دهد که می‌تواند مسیر زندگی‌شان را دستخوش تغییر کند. معلمانی که فکر می‌کنند دانش‌آموزی باهوش است، زمان بیشتری را برای آن دانش‌آموز صرف می‌کنند و او احتمالاً موفق خواهد شد. رؤسایی که از کسی حمایت می‌کنند، شانس موفقیت او را افزایش می‌دهند. دوستان، همکاران و همسایگان به همان افرادی تبدیل می‌شوند که ما وانمود می‌کنیم هستند.

0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط