استقلال/ تاج باشکوه و شروعی که با یک رکاب بود
کتاب «استقلال» از مجموعه کتابهای کی؟ چی؟ کجا؟ نوشتهی چیا فوادی را انتشارات فنی ایران (کتابهای نردبان) به چاپ رسانده است. تازه یک ماهی از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود. ایران هنوز خاطرات تلخ روزهای اشغال متفقین را فراموش نکرده بود. «مزرعهی حیوانات» جورج اورول تازه به بازار آمده بود. پیپی جوراببلند آسترید لیندگرن هنوز داغداغ در چاپخانه بود. بازیهای المپیک، جام جهانی فوتبال و لیگهای اروپایی همه بهخاطر جنگ جهانی تعطیل بودند. در تهران کابینهی چند نخستوزیر پشت سر هم سقوط کرده بود و میشد حدس زد کابینهی دوم ابراهیم حکیمی هم قرار نیست عمر درازی داشته باشد. هوا میان تابستانی ماندن یا پاییزی شدن هنوز مردد بود که دوچرخهسواری تصمیم گرفت باشگاه ورزشیای را که یک سالی بود برای خودش و دوستانش به راه انداخته بود رسمی و ثبت کند.
آن دوچرخهسوار که پرویز خسروانی نام داشت، فقط دوچرخهسوار نبود، بلکه ستوان یکم ارتش ایران بود و بعدتر تا درجهی سپهبدی و ریاست سازمان تربیتبدنی ایران هم پیش رفت. خسروانی سرانجام با کمک مردان سرشناسی چون محمد خاتمی، پرویز عمواوغلی و حسین کیایی در خیابان سوم اسفند و در مکانی بسیار نُقلی باشگاهی با نام دوچرخهسواران تأسیس کرد و به رؤیای خود رنگ واقعیت بخشید.
ورزش وارداتی فوتبال روزبهروز در ایران محبوب و محبوبتر میشد. به پیشنهاد پرویز عمواوغلی ورزش فوتبال به ورزشهای موجود در باشگاه دوچرخهسواران اضافه شد تا بدینترتیب از چهارم مهرماه سال 1324 ماجراجویی پسران آبی رسماً آغاز شود.
علی داناییفرد که از خوشنامترین مردان تاریخ فوتبال ایران به حساب میآید از همان ابتدا هدایت تیم فوتبال دوچرخهسواران را بر عهده گرفت و کوشید تا با کشف استعدادهای ناب، از دورافتادهترین بخشهای کشور با تیمهای قدرتمند آن زمان فوتبال ایران یعنی دارایی و شاهین وارد رقابت شود.
پسران داناییفرد اولینبار در بهار 1325 در یک بازی دوستانه مقابل تیم گیو بندر انزلی صف کشیدند و چند ماه بعد، با پیراهنهایی به رنگ آسمان در اولین بازی رسمی خود دربرابر تیم سرباز در چهارچوب رقابتهای جام باشگاههای تهران رنگ آبی را به نماد دوچرخهسواران تبدیل کردند.
چیا فوادی
علی داناییفرد، که آن زمان ورزشکاری شناختهشده بود، در ابتدا دوومیدانی کار بود. بعدها به فوتبال علاقهمند شد و سه باشگاه به نام سه فرزند شخصیت اسطورهای فریدون در شاهنامه، یعنی سلم، تور و ایرج بنا کرد. او یکی از اعضای حلقهی اول باشگاه ورزشی دوچرخهسواران بود.
داناییفرد بیش از بیست سال سرمربی دوچرخهسواران و تاج بود و از این نظر رکورددار سرمربیگری در تاریخ استقلال است.
ایرج داناییفرد، اولین گلزن تیم ملی فوتبال ایران در جامهای جهانی، فرزند او بود.
با اضافه شدن رشتههای ورزشیای چون پینگپونگ، بسکتبال و بوکس، دیگر نام دوچرخهسواران با باشگاه پروبال گرفتهی خسروانی همخوانی نداشت و به همین خاطر در جلسهای که اعضای هیئتمدیره باشگاه برگزار کردند به پیشنهاد امیرمحمد خاتمی، کاپیتان وقت تیم ملی، نام دوچرخهسواران به تاج تغییر یافت. بدینترتیب ماجراجویی آبیپوشان از سال 1328 تا 1357 با نام «تاج» گره خورد.
پسران آبی با قهرمانی در جام حذفی تهران در سال 1326 به اولین جام رسمی خود رسیدند؛ سپس به افغانستان سفر کردند و با تیم ملی این کشور بازی دوستانهای کردند. تاج اولین تیم ایرانی بود که برای انجام دادن مسابقهای به سفر خارجی میرفت.
باشگاه تاج، برخلاف باشگاه شاهین، از هر قشری بازیکن جذب میکرد. با هدف کشف استعدادهای کشور در زمینهی فوتبال، باشگاههای افسر، دیهیم، همایون، تورج و... را تأسیس کرد. ستارگان برجستهی سالهای بعد فوتبال ایران چون منصور رشیدی، محمدرضا عادلخانی و حسین کلانی را به ورزش کشور معرفی کرد.
قسمتی از کتاب استقلال:
جام تخت جمشید رسمیترین لیگ فوتبال ایران از سال 1352 تا پیش از پیروزی انقلاب 1357 به شمار میآمد. باشگاه تاج در اولین دورهی این مسابقات نایب قهرمان شد اما در دومین دورهی در سال 1353 بعد از 22 مسابقه و با کسب 15 برد، 3 تساوی و 4 شکست به مقام قهرمانی دست پیدا کرد و با درایت زدراکو رایکوف و درخشش بازیکنان جام قهرمانی را صاحب شد.
رایکوف به ملیپوش بودن و سابقهی بازیکنان و بهویژه اسم و رسم آنها توجه خاصی نمیکرد و فقط عملکرد و کیفیت بازیکنان را ملاک قرار میداد. همین باعث شد که عدهای از بازیکنان ملیپوش این موضوع را درک نکنند و تصمیم به ترک باشگاه بگیرند. با خروج بازیکنان سرشناس تیم، رایکوف هم با دستانی بسته راهی سومین دورهی جام تخت جمشید شد و به کسب مقام چهارمی در سومین دورهی این مسابقات بسنده کرد. در دورهی بعدی هم رایکوف با حمایت مدیران باشگاه در تاج ماندنی شد اما بهدلیل کسب نتایج ضعیف و البته رسیدن به این نتیجه که «چیز تازهای برای باشگاه ندارد» به حضور هفت ساله و پرافتخار خود در این تیم پایان بخشید تا بدین شکل آبیها وارد دوران پسارایکوف شوند.
با جدایی رایکوف، جگیچ آلمانیالاصل که مثل رایکوف اهل یوگسلاوی بود، هدایت آبیها را بر عهده گرفت و منصور پورحیدری را بهعنوان دستیار خود در تیم تاج انتخاب کرد. در پنجمین دورهی رقابتهای جام تخت جمشید، تیم تاج با درایت جکیچ دربرابر تیمهای مدعی و بالانشینی چون پاس و پرسپولیس نتایج خوبی گرفت اما بهخاطر نتایج بد برابر تیمهای انتهای جدولی به جام نرسید و با اینکه توانست شاهماهی دریای نقل و انتقالات آن فصل، یعنی ایرج داناییفرد، را از چنگ رقیب سنتی خود یعنی پرسپولیس دربیاورد نتوانست به مقام قهرمانی دست پیدا کند.
فصل فوتبالی 56-57 با برگزاری مسابقات جام جهانی 1978 آرژانتین همزمان بود و اکثر ملیپوشان مجال حضور پررنگ در باشگاههایشان را نداشتند. مسابقات جام تختجمشید و جام حذفی در بعضی از مقاطع بدون ملیپوشان تیمها برگزار میشد. در همین فصل، جام تختجمشید بهدلیل شرایط حاکم بر جامعهی انقلابی نیمهکاره رها شد. جام حذفی که در آن زمان جام پهلوی خوانده میشد خودش را به نقطهی پایان رساند و تیم تاج که در اولین دورهی آن در همان مرحلهی اول حذف شده بود، با شکست دادن تیمهای ایرانجوان، تهرانجوان، آرارات، ملوان و شهباز در دیدار نهایی به مقام قهرمانی دست پیدا کرد و به این ترتیب باشگاه، آخرین جام خود با نام تاج را هم کسب کرد.
کتابِ استقلال در 120 صفحهی رقعی و با جلد نرم چاپ و روانهی کتابفروشیها شده است.