آگاهی از رهگذر هنر
کتاب «ذهنآگاهی از رهگذر هنر»، اثر کریستوف آندره و با ترجمهی مجتبی پردل، از سوی انتشارات ذهنآویز منتشر شد.
دست از کار بکشید، دست از حرکت بردارید، دست از پیچوتاب خوردن بردارید. کریستف آندره، روانپزشک و پزشک برجستهی مدیتیشن، که در این کتاب ما را با هنر ذهنآگاهی راهنمایی میکند، میگوید: «این اولین گام به سوی آرامش درونی و افزایش وضوح ذهنی است.» او در کتاب «ذهنآگاهی از رهگذر هنر»، نقاشیهای کلاسیک، از رامبراند تا هاپر و ماگریتپ، را جمعآوری کرده و تفسیری روشن از کارهای درونی هریک ارائه داده است. آندره پویایی روی بوم را توصیف میکند و به واکنشهای خود بیننده برمیگردد و ارتباط بین آنچه میبینیم و آنچه احساس میکنیم را بررسی میکند. او با فراتر رفتن از هنر در صفحه به ما یاد میدهد که توجه به محیط اطراف، تعاملات و تعهدات روزانه و تأثیر آنها بر سلامت درونی ما به چه معناست. این نقاشیها اولین گام بصری و ملموس برای درک ذهنآگاهی و مزایای زندگی در لحظه هستند. با تمرین ذهنآگاهی، در درون خودمان و در خارج از جهان، هریک از ما میتوانیم تغییرات فوری، معنادار و دائمی در سلامت خود و رفاه دیگران ایجاد کنیم. نگاه کردن به ذهنآگاهی، گامهای عملی و درک جامعی از تمرین و معنای ذهنآگاهی و مدیتیشن ارائه میدهد. آندره با کلامی اصیل، وضوح را به معنای زندگی آگاهانه و چگونگی تلاش آگاهانه برای انجام دادن این کار میآورد.
کریستف آندره روانپزشک و متخصص مدیتیشن است که با کمک هنر تمرکز حواس به خوانندگانش کمک میکند تا به ذهنآگاهی برسند. او نقاشیهای کلاسیک را، از رامبراند گرفته تا هاپر و ماگریت، جمعآوری کرده و در این کتاب، تفسیری شفاف درخصوص عملکرد درونی هریک ارائه داده است. آندره پویاییِ روی بوم را توصیف میکند و به واکنشهای خود بیننده روی میآورد و ارتباط بین آنچه را میبینیم و آنچه را احساس میکنیم بررسی میکند. او فراتر از هنر نقشبسته بر صفحه، به ما میآموزد که در نظر گرفتن محیط اطراف، تعاملات و تعهدات روزانه و تأثیر آنها بر رفاه درونی و وضوح ذهنی ما چگونه است. این نقاشیها اولین گام بصری و ملموس برای درک ذهنآگاهی و مزایای زندگی در لحظه هستند. با تمرین ذهنآگاهی، هریک از ما میتوانیم تغییراتی فوری، معنادار و دائمی برای رفاه خود و دیگران ایجاد کنیم.
«ذهنآگاهی از رهگذر هنر» بهزیبایی نوشته شده است و بهطرز شگفتانگیزی برای مبتدیان و متخصصان قابل درک است. این کتاب، گامهای عملی و درک جامعی از تمرین و معنای ذهنآگاهی و مراقبه ارائه میدهد. نویسنده، با کلامی اصیل و ساده، معنای زندگی آگاهانه را روشن میکند؛ معنایی که ما هرگز نمیتوانیم بهتنهایی به آن دست یابیم.

بخشی از کتاب ذهنآگاهی از رهگذر هنر
دومین ضرورت برای ذهنآگاهی غیاب زوائد است. نیازی نیست تا همانند مریم مجدلیه گذشته یا لباسهایمان را دور بریزیم، اما بهواقع لازم است برخی از نگرشهای روانشناختیمان را کنار بگذاریم. یک گام مهم در این راه خلاصکردن خودمان از دست افکار خودکار و غیرارادی است، بهویژه انتظارات و قضاوتها. ذهنآگاهی مستلزم قضاوتنکردن، فیلترنکردن، نچسبیدن و انتظار نداشتن است؛ چهار نگرشی که باید در تمرینهای ذهنآگاهی پرورششان بدهیم و چهار چیزی که باید بهدنبال این تمرینها کنارشان بگذاریم.
قضاوتنکردن به این معناست که برای مثال، قضاوت نکنیم آیا یک مراقبه موفقیتآمیز بوده است یا خیر. البته این کار سختی است و واقعیت آن است که «قضاوتنکردن» بیشتر به تسلیمنشدن در برابر قضاوتهایی مربوط میشود که خواهناخواه به ذهنمان خطور میکنند و اجازهندادن به آنها برای اینکه قدرت بگیرند و نماندن با آنها و اجازهندادن به آنها تا بر فضا مسلط بشوند.
فیلترنکردن اغلب به این معناست که چنانکه دیدیم، به حسهای بدنی، افکار و احساساتمان اجازۀ وجود بدهیم، هراندازه هم که ناخوشایند باشند. برای نمونه، این امید را کنار بگذاریم که وقتی در حال مراقبه هستیم هیچ صدایی به گوشمان نخورد. میتوانیم ناراحتی و معذببودن را بپذیریم، اما البته که میتوانیم به آنچه خوب و خوشایند است نیز توجه کنیم. این مسئلهای مربوط به مازوخیسم یا لذتجویی نیست، بلکه فقط آگاهی گشوده و کنجکاوی داریم که به همهچیز توجه میکند و فقط جایی میرود که خودش بخواهد.
نچسبیدن به معنای این است که مثلاً برای رسیدن به امری که خوشایند است سماجت نکنیم، پدیدهای که اغلب یک واکنش غیرارادی اساسی است. این بدان معناست که نخواهیم به هر قیمتی که شده در حالتی از خوشی و بهروزی بمانیم که با حرکتهای نفسکشیدنمان به آن رسیدهایم. چرا باید این نگرش را اتخاذ کنیم؟ این مسئله به آرزوی توقف احساسات خوشایند مربوط نیست، بلکه به آموزش این موضوع به خودمان مربوط میشود تا از نگرانی دربارۀ این دست بکشیم که مبادا احساسات مزبور متوقف شوند، خودمان را از این فکر خلاص کنیم که «کاش این احساس بیشتر بماند» و همینطور از اضطرابهایی که بهشکل طبیعی پیرامون ازدستدادن چیزهای خوشایند وجود دارند؛ زیرا چشیدن امری خوشایند همراه با ذهنآگاهی بهتر از آن است که دربارۀ از میان رفتنش در آینده نگران باشیم. همین «نگرانی دربارۀ شادکامی» است که افراد مضطرب و افسرده غلبه بر آن را دشوار مییابند.
انتظارنداشتن تقریباً بهطور قطع همان جنبه از تمرین مراقبۀ ذهنآگاهی است که افراد تازهکار بیش از همه آن را پریشانکننده مییابند. انتظارنداشتن یعنی امیدینداشتن به اینکه جلسات منبعی از روشنییافتگی یا آسودگی خاطر باشند. «باید انتظاراتم را دور بریزم؟ اما بدون انتظارات، بدون اهداف، هیچگاه به جایی نمیرسیم!» دقیقاً، اصل مطلب نیز همین است. در ذهنآگاهی، سعی ما بر این نیست که به جایی جز همانجا که پیشاپیش هستیم برسیم...
صداقت
دور ریختن انتظاراتمان سختترین بخش کار است و نباید خودمان را گول بزنیم (وانمودکردن به اینکه انتظار اتفاقی را نداریم، اما در باطن همچنان به انتظار ادامه میدهیم) یا اینکه نباید نگرشی مازوخیستی داشته باشیم (ازدستدادن علاقه به خوشی و بهروزی).
این صرفاً یک کجراهه است. همۀ اهدافی که میتوانستیم به آنها برسیم و از طریق تلاش و اراده ساخت و پرداختشان کنیم چیزهایی هستند که پیشاپیش به آنها رسیدهایم و ساخت و پرداختشان کردهایم. برعکس، بسیاری چیزها، بهویژه در ساحت عواطف، در برابر کنترل و ارادۀ ما مقاومت کردهاند. ازهمینرو میخواهیم سعی کنیم تا خودمان را از «آرزوی حلکردن» بگسلانیم تا بتوانیم چیز دیگری را تجربه کنیم؛ یعنی پذیرش خیراندیشانۀ آنچه وجود دارد. این مستلزم آن است که خواهان چیزی جز حضور کامل در لحظه نباشیم. ذهنآگاهی همۀ آن زمانهایی است که در آنها عمیقاً احساس میکنیم پیشاپیش همانجایی هستیم که میخواستیم، یعنی همینجا و همینحالا.