الفبای ندیدن (بیداری حواس،گذر از تصویر و خواندن جهان های نادیدنی)
نویسنده:
نائومی کوهن
مترجم:
کیوان سررشته
397,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
136
شابک
9786221620012
تاریخ ورود
1405/07/01
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1405
وزن (گرم)
105
قیمت پشت جلد
397,000 تومان
کد کالا
156529
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
▪️الفبای ندیدن از دل تجربهای کاملاً شخصی، پرسشی عمومی را پیش میکشد: وقتی جهان ما مدام زیر و زبَر میشود، وقتی دیگر از پسِ «خواندنِ» جهان برنمیآییم، چگونه میشود زندگی کرد؟
▪️الفبای ندیدن ماجرای کشفِ نسبتِ تازه با جهان است. نائومی کوهن، شاعر و جستارنویس آمریکایی، در این کتاب از نابینایی تدریجیاش مینویسد؛ از میدان دیدی که هر سال کوچکتر میشود و دایرهی ادراکی که گسترش مییابد.
▪️جستارهای کوهن حسرت ازدسترفتهها نیست بلکه قصهی انطباق است. او امکانهای جدید و نسبت تازهاش با جهان را نه در تأملات انتزاعی، که در جزئیترین تجربههای روزمره جستوجو میکند.
الفبای ندیدن قالبی دور از انتظار برای روایتِ درد دارد. روایتهای بیماری معمولاً خطی میسازند که از سه مرحلهی «پیش از بحران»، «بحران» و «پذیرش» عبور میکند. کوهن از این مسیر خطی فاصله میگیرد. تجربهی زیستهی او مطلقاً خطی نیست، پس فرم روایتش هم نمیتواند همان منطق معمول را داشته باشد.
جستارهای کوتاهِ او در قالب دانشنامهای و با نظم الفبایی کنارِ هم نشستهاند؛ انتخابی هوشمندانه برای بازنماییِ مسیرِ پرپیچوخمِ انطباق. در این کتاب فرم فقط ظرف روایت نیست؛ بخشی از معنای آن است.
*نائومی کوهن، شاعر، نویسنده و مدرسِ هنری، در خانوادهای دانشگاهی به دنیا آمد و کودکیاش را در میان دانشگاهیان شیکاگو گذراند. در جوانی، ویراستار دانشنامهی بریتانیکا شد و بعدتر، در کنار انواع و اقسام تجربههای هنری، فعالیتهای متنوعی مثل سازماندهی کنشهای اجتماعی و درمانگری را هم به کارنامهاش اضافه کرد. او تا کنون دوبار نامزد جایزهی پوشکارت شده و آثارش در نشریههایی مثل بالتیمور ریویو، فورث ریور، هیپوکامپوس، تِرِین، و پوئتری به چاپ رسیدهاند.
*کیوان سررشته، نمایشنامهنویس، کارگردان و مترجم، در سال 1365 در تهران متولد شده است. او کارشناسی ارشدش را در رشتهی ادبیات نمایشی گرفته است و از اواخر دههی 1390 با نشر اطراف همکاری داشته. در این سالها کتابهایی مثل باختن به بدن، جماعت بازندگان، اگر به خودم برگردم، به خاطره اعتمادی نیست، دیدار اتفاقی با دوست خیالی و اتاق کار با ترجمهی او در اطراف منتشر شدهاند.
بخشی از کتاب
حسی که من به کتابها داشتم شور بود و اشتیاق و عشق. عشق من به کتابها عشقی جوانانه بود، عشق اول. عشق دیداری. بله، لمس هم اهمیت داشت، نوازش رد زخم حروفچینی هر حرف روی کاغذ. ولی آن همه زیبارو در کتابفروشی! معشوق را که انتخاب میکردم، دوست داشتم به او خیره شوم...
حالا پیرترم و نابیناتر، و عاشق بریل. عشقم به بریل عشق پیری است. لمس عاشقانه، با چراغهای روشن، با چراغهای خاموش، با چشم باز، با چشم بسته. فرقی نمیکند. سخت عاشق شدهام. سالها طول کشیده تا بالاوپایین و غرابتهایش را بشناسم... نمیشود توضیحش داد. خودتان میدانید عشق چطور است دیگر. آن فهم صمیمانه در توصیف نمیگنجد. چطور میشود دربارۀ جایی که لذت رخ میدهد حرف زد؟
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط