دسته بندی : فلسفه و منطق

نزدیک ایده (درباره مکان ها و نامکان هایی که در آن ها فکر می کنیم)

(اندیشه و تفکر)
مترجم: ستاره نوتاج
297,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 176
شابک 9786226194723
تاریخ ورود 1402/11/16
نوبت چاپ 5
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14041120
وزن (گرم) 132
قیمت پشت جلد 297,000 تومان
کد کالا 130743
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
«نزدیک ایده» پاسخ نویسندگان، هنرمندان و متفکران به پرسش‌هایی از این دست است: «کجا می‌اندیشید؟»‌، «کجا افکارتان به نظر و ایده‌ای خاص ختم می‌شود؟» و مهم‌تر از این‌ها «مکان اندیشیدن چه تأثیرهای کمی و کیفی‌ای بر افکار و ایده‌هایتان دارد؟» «نزدیک ایده» قرار نیست مثل کتاب‌های خودیاری، روش‌های تمرکز و بهینه‌سازی مسیر تفکر را به ما بیاموزد. متن‌های این کتاب در نگاه اول ما را با آشپزخانه و کافه و سالن‌کنفرانس به‌عنوان مکانی برای فکرکردن آشنا می‌کنند، اما فراتر از این مثال‌ها فراخوانی‌هستند برای اندیشیدن درباره‌ی اندیشیدن. «نزدیک ایده» از زبان آلمانی به فارسی ترجمه شده و ما را با فضای فکری جدیدی آشنا می‌کند. آنچه بیش از هر چیز در مواجهه با ادبیات، اندیشه و فرهنگ آلمانی به چشم می‌آید، دیدگاه انتقادی و بازنگری‌های دائمی آن‌هاست. آلمان همواره خاستگاه اندیشه و تأمل بوده است. متفکران این کشور در طول تاریخ هیچ امری را بدیهی و مسلم فرض نکرده‌اند و همواره درحال بازنگری در هنجارهای فرهنگی و هنری خود هستند. برنت بوزل، هانا انگلمایر، کاترین پسیگ، بیرته مولهف، اسون هانوشک، کارولین امکه، نورا اشترنفلد، رباب حیدر، آن کاتن، و مشاله تولو نیز به‌عنوان ده نویسنده‌‌ای که در فضای فکری آلمان پرورش یافتند، در متن‌هایشان بسیاری از بنیادهای فکری و فرهنگی سرزمین خود را نقد می‌کنند؛ از نهادی ستبر همچون دانشگاه گرفته تا سخنرانی‌های علمی و موعظه‌های کلیسا. حتی پای فلسفه را به میان می‌آورند و فیلسوف مهمی چون آدورنو را هم به بوته‌ی نقد می‌کشند.
بخشی از کتاب
«در ذهنم همه‌ی فضاهایی را مرور می‌کنم که در کودکی و جوانی دنبال‌شان می‌گشتم، برای خود می‌ساختم، یا به آنها پناه می‌بردم؛ مخفی‌گاه‌هایی در جنگل یا در سرداب، فضاهای چفت‌و‌بست‌شده و همچنین گاه فضاهای باز. همه‌ی این فضاها بیش از هر چیز بر اساس آنچه نبودند، تعریف می‌شدند: پرسروصدا نبودند؛ اِشغال نبودند؛ بی‌واسطه یا باواسطه تحت سلطه‌ی هیچ‌کس، یعنی هیچ بزرگتری، نبودند؛ تسلیم ایده‌ها یا آداب و رسوم و عرف دیگران نبودند. به بیان دیگر، فضاهای آزاد، خالی و آرامی بودند که می‌شد در آنها نفس کشید. «نه ضرورتی برای شتاب بود، نه ضرورتی برای درخشش، نه ضرورتی برای اینکه آدم کسی جز خودش باشد.» همین است، این جاها بیش و پیش از هر چیز، مکان‌هایی برای اندیشیدن بودند. جاهایی که شاخصه‌شان این بود: مجبورت نمی‌کردند کسی غیر از خودت باشی؛ حتی در آن سال‌های جوانی که هنوز درست نمی‌شد نامی بر این «خود» گذاشت، ولی کاملا دقیق می‌شد حسش کرد.»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است