#
#
دسته بندی : رمان خارجی

بیگانه

(داستانهای فرانسه،قرن20م)
نویسنده: آلبر کامو
175,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 125
شابک 9789643635633
تاریخ ورود 1394/12/25
نوبت چاپ 18
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14041006
وزن (گرم) 100
قیمت پشت جلد 175,000 تومان
کد کالا 48331
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
بیگانه یکی از مهم‌ترین آثار نویسنده و فیلسوف مشهور و محبوب فرانسوی، آلبر کامو (۱۹۶۰ - ۱۹۱۳) است که اولین انتشار آن در سال ۱۹۴۲ بود. درباره‌ی تأثیر و اهمیت شگرف این رمان فلسفی تحلیل‌ها و نقدهای فراوانی نوشته‌اند، اما بهتر آن است گویاترین وصف را از منظر خودِ کامو درباره‌ی این اثر بخوانیم. کامو در آخرین مصاحبه‌اش درباره‌ی بیگانه چنین می‌گوید: «مدت‌ها پیش، بیگانه را در جمله‌ای خلاصه کردم که اقرار می‌کنم آکنده از تناقض بود "در جامعه‌ی ما هرکس که در خاکسپاری مادرش نگرید با این خطر روبه‌رو است که محکوم به مرگ شود." فقط می‌خواستم بگویم که قهرمان کتاب محکوم است، چون در بازی همگانی شرکت نمی‌کند. پس با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند بیگانه است. او در حاشیه، در کناره‌های زندگی خصوصی، منزوی و لذت‌جو پرسه می‌زند. به همین دلیل، خواننده مایل است او را یک واخورده به شمار آورد. اگر از خود بپرسیم چرا مورسو درگیر بازی نمی‌شود، آنگاه می‌توانیم تصور درست‌تری از شخصیت او بیابیم، تصوری سازگارتر با نیت نویسنده. پاسخ این پرسش ساده است: او از دروغ‌گفتن سر باز می‌زند. دروغ‌گفتن تنها آن نیست که چیزی را بگوییم که نیست. بلکه، به‌ویژه، آن است که افزون بر آنچه هست بگوییم، و در مورد دل آدمی، بیش از آنچه احساس می‌کنیم بگوییم.» از‌آنجا‌که سالیانِ بسیاری از ترجمه‌ی این اثر می‌‏گذرد، مترجم بار دیگر آن را بازخوانی کرده تا ترجمه‌‏ای دقیق‌‏تر با حروف‌نگاری تازه‌‏تری در اختیار خوانندگان قرار گیرد.
بخشی از کتاب
حتی روی نیمکت متهمان هم جالب است که بشنوی درباره‌ات حرف می‌زنند. دادستان و وکیلم در نطق‌هایشان خیلی از من گفتند. می‌توانم بگویم که بیشتر از من گفتند تا از جنایتم. اما مگر بین نطق‌هایشان فرقی هم بود؟ وکیلم دست‌هایش را بلند می‌کرد و می‌گفت مجرمم، اما جرمم را توجیه می‌کرد. دادستان دست‌هایش را دراز می‌کرد و اعلام جرم می‌کرد. اما چیزی به طور مبهم ناراحتم می‌کرد. با وجود مشغله ذهنی، گاهی وسوسه می‌شدم دخالت کنم. آن وقت وکیلم به من می‌گفت: ــ ساکت باشید. برای پرونده‌تان بهتر است. به نحوی، انگار بدون در نظر گرفتن من به پرونده‌ام رسیدگی می‌کردند. همه‌چیز بدون دخالت من پیش می‌رفت. بی آنکه نظر مرا بخواهند سرنوشتم را رقم می زدند. گاهی دلم می‌خواست حرف همه را قطع کنم و بگویم: «آخر متهم کیست؟ بالاخره متهم بودن مهم است. من هم حرفی برای گفتن دارم.» اما فکرش را که می‌کردم هیچ حرفی برای گفتن نداشتم.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است