آواز کشتگان

نویسنده: رضا براهنی
1,200,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 520
شابک 9789643514969
تاریخ ورود 1393/05/19
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1405
تاریخ تجدید چاپ 14050514
وزن (گرم) 672
قیمت پشت جلد 1,200,000 تومان
کد کالا 38714
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
محمود پسر مشهدی‌قربان، پادوی یکی از تجارت‌خانه‌های بازار تبریز، بعد از سال‌ها استاد دانشگاه شده اما به‌دلیل مبارزه‌ی‌ روشنفکرانه در محیط دانشگاه و انتشار مقالات و اقدامات افشاگرانه علیه رژیم شاهنشاهی سرنوشت دیگری پیدا می‌کند. زندان، کابل، شوک‌ برقی، شکنجه‌های جوراجور و دست‌آخر هم شاید مرگ… و حالا فاجعه اینجاست، اگر مرگ نباشد، سوء‌تفاهم مردم به‌خاطر آزادی‌اش، نوعی مرگ تدریجی است. رمان در سه‌بخش «قهرمان زشت»، «حدیث پری‌داران» و «حدیث آینه چشمان» پیش می‌رود. داستان این‌طور آغاز می‌شود: محمود شریفی به زندان رفته و برگشته است. اول‌ها بت جوانان شده بود و در هر اثری از او تصویری از یک‌ مبارزه طولانی پیدا می‌شد. بعدتر از سمت استادی اخراج و به کارمند اداری دانشگاه تبدیل شد. در فصل دوم رمان، محمود که تا قبل از زندان اول، استاد ادبیات تطبیقی است، حالا در مخزن کتابخانه‌ی دانشگاه پشت میزی زهواردررفته می‌نشیند و قصه‌ی حمله گرگ‌ها به تبریز را می‌نویسد؛ قصه‌ای که پیوند عجیبی با زندگی محمود پیدا کرده است. اما دانشگاه در جریان یک‌کنگره، شلوغ می‌شود و او در پایان این فصل درحالی‌که سه‌روز است کنگره تمام شده و شرکت‌کنندگان هم رفته‌اند، پشت همان میز روی قصه‌ی گرگ‌ها کار می‌کند که بازداشت می‌شود. فصل سوم و آخر رمان با تلفنی از دکترخرسندی از استانبول شروع می‌شود که از به‌جریان‌افتادن پروژه‌ی افشای ساواک و شاه در خارج از کشور خبر می‌دهد و بالاخره با تصویری از یک بازجویی جهنمی ادامه پیدا می‌کند. بعد رییس زندان، محمود را از بند به دفتر زیر هشت آورده تا با کمک فردی خارجی که متخصص خط است، از او اعتراف بگیرد که نوشته‌های افشاگرانه‌ای که در خارج از کشور چاپ شده و می‌شود، به خط و امضای اوست. و بالاخره رمان با بازنگری واقعه‌ی ۳۰‌تیر و ۲۸مرداد و ۱۵خرداد از زبان محمود و پدرش تمام می‌شود. «آواز کشتگان» سرشار از شخصیت‌های واقعی و مکان‌یابی‌شان در تاریخ است. شخصیت‌های تاثیرگذار بسیاری به این رمان فراخوانده می‌شوند تا با نگاه انتقادی براهنی تاثیرشان در تاریخ و سیر روزگار ما معین شود.
بخشی از کتاب
این‌بار که می‌آمدند، دیگر دفعه آخر بود. این را می‌دانست. چیزی ساده‌تر از این نمی‌توانست باشد. آنها باید تصمیم می‌گرفتند، مستقیم، دقیق و بدون رودربایستی وارد عمل می‌شدند و عمل را تا مرحله آخر اجرا می‌کردند… طرف‌های او دیگر او را خوب می‌شناختند و او هم آنها را خوب می‌شناخت. این دفعه به هر صورتی که پیداشان می‌شد، دفعه آخر بود.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است