اصفهان نصف جهان
(سیر و سیاحت اصفهان،قرن 14)
نویسنده:
صادق هدایت
285,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
104
شابک
9789645942548
تاریخ ورود
1401/12/22
نوبت چاپ
4
سال چاپ
1401
تاریخ تجدید چاپ
14050326
وزن (گرم)
111
قیمت پشت جلد
285,000 تومان
کد کالا
121094
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب اصفهان نصف جهان، اثر صادق هدایت است به چاپ انتشارات الماس پارسیان.
کتاب پیش رو شرح سفر و مشاهدات صادق هدایت از اصفهان است. اصفهان نصف جهان سفرنامهای به قلم اوست. هدایت سفری 4روزه به اصفهان دارد و گزارش این سفر را در قالب تکلیف درسی عرضه مینماید. او پس از رسیدن به اصفهان به بازدید از آثار و بناهای تاریخی شهر زیبای اصفهان مشغول میشود و به توصیف عظمت آنجا میپردازد. این کتاب با بیان خاطرهای از تحصیل او آغاز میشود و سپس از تمام مشاهدات و ماجراهای بین راه سخن میگوید. از خیابان چهارباغ، چهل ستون، مسجد شاه، عالی قاپو، مسجد شیخ لطفالله، پل خواجو و... . صادق هدایت به طور کلی از مردم اصفهان، آداب و رسوم آنها، شیوهی معاشرتشان و مناظر این سرزمین شگفتانگیز صحبت میکند.
بخشی از کتاب
مسجد شاه، برای پیدا کردن آن لازم به پرسش نیست و از دور شناخته میشود. گمان میکنم اگر چشم بسته هم مرا جلو آن پیاده میکردند آن را میشناختم، چون عکسش را زیاد دیده بودم و وصفش را زیاد شنیده بودم. مخصوصا قناسی که سردر آن با گنبد و منارههایش دارد بهترین نشان و معرف آن است. سر در بلند و گنبد آبی آن با آسمان لاجوردی جنگ میکند و در نظر کسی که اولین بار آن را ببیند بیاندازه افسونگر و معجزهآسا جلوه مینماید، به طوری که خیالش در تصور نمیگنجد. این مسجد در ردیف بناهای باعظمت دنیا به شمار میآید، ولی از چیزی که تعجب کردم در این موقع عاشورا گمان میکردم آنجا زنانه و مردانه داشته باشد، تجیر کشیده باشند، چایی و قلیان بدهند، رمال و دعانویس، معرکهگیر، مسئلهگو، روضهخوان و غیره مجال دیدن آن را ندهند. اما برخلاف انتظار به کلی خلوت و فقط یک نفر آخوند ریشسفید در سایه یکی از طاقنماها نشسته بود.
تمام این مسجد از داخل و خارج از کاشی زمینه لاجوردی پوشیده شده تنها ازارههای آن از سنگ مرمر است، به طوری که همه آن از کاشی یکپارچه به نظر میآید و آجر یا گچ در آن دیده نمیشود. روی این کاشیها به قدری نقش و نگارهای زیباست، به قدری مهارت و زبردستی در رنگآمیزی آن به کار رفته که انسان را به جای اینکه متوجه خدا و آن دنیا بینماید و در یک رشته خواب و رویایهای گوارا غوطهور میکند. گویا متولی آنجا، آن پیرمرد ریشسفید که پهلویش یک کتاب است و زیر سایه نشسته، سر درازای عمر او برای این است که هر روز این کاشیها را دیده، باید او روحش قوی و شاد باشد چون این نقش و نگارهای معجزهآسا هر روز جلو چشم اوست، و آن قصر فیروزه که در بهشت وعده میدهند مسکن او میباشد.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط