روزگار سخت (ادبیات جهان)
(داستان های پرویی،قرن 21م)
نویسنده:
ماریو بارگاس یوسا
مترجم:
مهدی سرائی
ناموجود
مشخصات
تعداد صفحات
376
شابک
9786003676466
تاریخ ورود
1399/07/13
نوبت چاپ
8
سال چاپ
1403
تاریخ تجدید چاپ
14050208
وزن (گرم)
396
قیمت پشت جلد
590,000 تومان
کد کالا
95288
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
این کتاب را که بهعنوان نقطهی اوج دوبارهی آثار یوسا میدانند، با ترجمهی مهدی سرائی از روی متن اسپانیایی میخوانید.
روزگار سخت جدیدترین رمان ماریو بارگاس یوسا، نویسندهیپرویی، است. یوسا در این کتاب به مداخلهیایالات متحدهی آمریکا در گواتمالا و مشکلات سر راه دولت خاکوبو آربنز در سالهای نیمهی قرن بیستم میپردازد. او بهعنوان رئیسجمهور باور داشت با ترویج دموکراسی و سرمایهداری آمریکایی در کشورش، میýتواند گواتمالا را به مدلی برای پیشرفت دیگر کشورهای آمریکای لاتین تبدیل کند. این رویای او به حقیقت نپیوست و در این مسیر ایالات متحده نقشههای دیگری برای او داشت...
برخی منتقدان معتقدند که یوسا از سال ۲۰۰۲ به این سو یعنی پس از انتشار رمان «سور بز»، در سراشیب عمر نویسندگی قرار گرفته بود. اما او دوباره موفق شد با نوشتن روزگار سخت به دوران اوج برگردد. در انتهای کتاب نیز مصاحبهای از نویسنده با روزنامهالپاییس موجود است که در آن او از صفر تا صد شکلگیری این رمان و نگارش آن صحبت کرده است.
خورخه ماریو پدرو وارگاس یوسا نویسنده، سیاستمدار و روزنامهنگار پرویی است که در ایران با نام ماریو بارگاس یوسا شناخته میشود. او در ۲۸ مارس ۱۹۳۶ در شهر آریکوپیا کشور پرو در یک خانوادهی متوسط به دنیا آمد. او یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات آمریکای لاتین به شمار میرود و برای آثارش جوایز بسیاری را از آن خود کرده است. جایزهی همینگوی، جایزهی سروانتس در سال ۱۹۹۴ و نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۰.
آثار یوسا، تصویری از دوران معاصر کشور پرو و تعامل مردم پرو با رویدادهای این کشور و جهان را به نمایش میگذارد. بارگاس یوسا، بهمانند بسیاری از نویسندگان آمریکای لاتین، زندگی سیاسی پرشوری داشته است. او در آغاز گرایشهای چپ داشت، اما بهتدریج به سوی لیبرالیسم گرایش پیدا کرده و از منتقدان جریان انقلابی آمریکای لاتین به رهبری فیدل کاسترو شد. بخشی از این انتقادهای او متوجه گابریل گارسیا مارکز، دوست سابقش بوده است. یوسا، مارکز را بهسبب پشتیبانی از فیدل کاسترو، به چشمپوشی از حقیقت متهم کرده بود.
بخشی از کتاب
دکتر بوررو لاماس بسیار کند، گویا باید بهزور کلمات را از دهانش بیرون میکشیدی، گفت: «افرن، باید سؤالی رو بهم جواب بدی. ما با هم میرفتیم دبیرستان حضرت مریم و بهرغم دیدگاههای مزخرف سیاسیت، تو رو از بهترین دوستانم میدونم. امیدوارم به حرمت همین دوستی طولانی، بهم دروغ نگی. تو بودی که دخترمو باردار کردی؟»
دید که رنگ صورت دکتر افرن گارسیا آردیلس مثل گچ سفید شد. پیش از پاسخ گفتن چند بار دهان خود را باز و بسته کرد. سرانجام با لکنت زبان و دستانی لرزان گفت: «آرتورو، نمیدونستم حامله شده. بله، من بودم. بدترین کاریه که تا حالا کردهم. به خدا قسم که هرگز دست از سرزنش خودم برنمیدارم.»
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط