دسته بندی : رمان خارجی

موسیقی شب

(داستانهای انگلیسی،قرن 21م،از پرفروش های ساندی تایمز)
نویسنده: جوجو مویز
مترجم: طیبه احمدی
200,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 288
شابک 9789644530128
تاریخ ورود 1397/05/08
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1398
وزن (گرم) 321
قیمت پشت جلد 200,000 تومان
کد کالا 66482
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
«موسیقی شب» رمانی از نویسنده معروف این روزهای جهان داستان، جوجو مویز است. جوجو مویز را در ایران با رمان‌های عاشقانه «من پیش‌از تو»، «من پس از تو» و «دختری که رهایش کردی» می‌شناسند. مویز در داستان‌هایش بیشتر به دغدغه‌های زن امروزی غربی به‌ویژه عشق می‌پردازد و با نثر روان و محتوای جذاب کتاب‌هایش توانسته مخاطبان بی‌شماری در سراسر جهان داشته باشد. مت مک کارتی همراه با همسرش لارا همسایه‌ای مریض دارند که مدتها از او مراقب کرده‌اند، آنها هرکاری اعم از غذاپختن، شستن لباس و ظروف و کارهای روزانه دیگر و مهم‌تر از همه کنارآمدن با زبان تند و گزنده او کرده‌اند اما تنها به این امید که او قبل از مرگ، خانه‌اش را به آنها بدهد چون هیچ خویشاوندی ندارد. اما به زودی متوجه می‌شوند که خانه قرار است به یکی از خویشاوندان مرد به اسم ایزابل دالنسی برسد، زنی با دو بچه که به‌تازگی همسرش را از دست داده و به دلیل بدهی‌های او مجبور به ترک خانه اش شده است. در این میان، مت خیال ندارد دست از رویای خود بکشد و برای رسیدن به هدفش شروع به کشیدن نقشه می‌کند، نقشه‌ای که عواقبش زندگی همه را دگرگون خواهد کرد. «موسیقی شب» اولین‌بار در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، این اثر جذاب در نهایت روایتی است از زندگی و خوشی‌ها و ناخوشی‌هایش، تلنگری بر انسان تا از هیچ نعمتی مغرور نشود و آن را ابدی نداند. در خوشی‌ها قدر لحظاتش را بداند و برای بهتر زندگی‌کردن چاره بیندیشد چرا که خالق، او را به‌سبب قوه تفکر و تعقلش برتر از موجودات دیگر آفریده است.
بخشی از کتاب
هیچ‌کس در آن‌جا جز خودش نفس نمی‌کشید. مت را تصور کرد که الان در خانه‌اش کنار جاده با آن بدن قوی، همسرش را در آغوش کشیده و لورا که نیمه‌خواب است، به او لبخند می‌زند. همه‌ی زوج‌هایی را دید که آن بیرون نفس می‌کشند، با هم حرف می‌زنند، دست در دست هم دارند و چشم در چشم یکدیگر دوخته‌اند. با خود می‌اندیشید که دیگر هیچ‌کس مانند لارنت از وجودش لذت نخواهد برد. در تاریکی با خود زمزمه کرد: «لارنت.» اشک از چشمان بسته‌اش سرازیر شد و روی بالش ریخت. «لارنت.» گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت و سعی می‌کرد خودش را با نت‌های موسیقی آرام کند.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است