بیوگرافی: لیسا سی

1 سال پیش زمان مطالعه 7 دقیقه

 

لیسا سی سال 1955 در پاریس متولد شد و در لس‌آنجلس بزرگ شد و بیشتر وقتِ خود را در محله‌ی چینی‌ها گذراند. او دختر نویسنده کارولین سی است؛ کسی که به‌عنوان «شخصیت برجسته‌ی ادبی کالیفرنیای جنوبی» توصیف می‌شد و در ژوئن 2016، در 82 سالگی درگذشت. اولین کتاب لیسا، «در کوه طلا: ادیسه‌ی صدساله‌ی خانواده‌ی چینی ـ امریکایی من»، پرفروش‌ترین کتاب ملی و یکی از کتاب‌های برجسته‌ی نیویورک تایمز در سال 1995 بود. این کتاب روایتی است از سفر پدربزرگ لیسا، فونگ سی؛ مردی که در هر قدم بر موانع غلبه کرده و پدرخوانده‌‌ی صدساله‌ی محله‌ی چینی لس‌آنجلس و پدرسالار یک خانواده‌ی بزرگ می‌شود.

حین جمع‌آوری اطلاعات جزئی از تاریخچه‌ی خانواده‌اش برای «در کوه طلا» بود که ایده‌ی اولین رمانش را به نام «تور گل» که در سال 1997 منتشر شد مطرح کرد. پارامونت پیکچرز داستان را دقیقاً به‌خاطر داستان جذابِ تحقیق قتل در چین امروزی خرید و آن را به چهارده کشور فروخت. «تور گل» یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های ملی نیویورک تایمز در سال 1997، در فهرست بهترین کتاب‌های لس‌آنجلس تایمز در سال 1997، بود و در سایت آمازون به‌عنوان برترین داستان هیجان‌انگیز سال رتبه‌بندی شد. تور گل همچنین نامزد جایزه‌ی ادگار برای بهترین رمان اول شد.

در رمان «داخلی» که سال 2000 منتشر شد، لیو هولان و دیوید استارک، شخصیت‌هایی که برای اولین‌بار در تور گل معرفی شدند، یک قاتل (یا قاتلان) را که مسئول یک رشته قتل‌ در چین و ایالات متحده است و همچنین یک طرح مالی بین‌المللی چندمیلیون‌دلاری را با پیوندهایی به حومه‌ی چین کشف می‌کنند. «داخلی»، در قلب خود، داستانی است پیرامون عشقِ گاهی کور بین یک مادر و دختر، برخورد امپراتوری‌های مالی جهانی و اینکه چگونه گاهی اتفاقات گذشته می‌تواند ما را آزار دهد.

«استخوان‌های اژدها» رمانی است که سال 2003، از سوی انتشارات رندوم هاوس منتشر شد. این رمان اسطوره‌های باستانی و ترس‌های معاصر از تعصب مذهبی و تروریسم را ترکیب می‌کند تا داستانی از عشق، خیانت، تاریخ، بوم‌شناسی و قتل‌های وحشتناک را روایت کند. نویسنده، ها جین، درباره‌ی این کتاب گفته است: «استخوان‌های اژدها با ترکیب تاریخ، اسطوره‌ها و رویدادهای جاری، رمانی فوق‌العاده غنی است. این داستان درگیری عاطفی و اقتصادی چین با غرب را آشکار می‌کند و داستانی از خشونت، شهوت، طمع، ترس و استیصال را روایت می‌کند.»

خانم سی نویسنده‌ی پرفروشِ منتخب نیویورک‌تایمز است و کتاب‌های او به 39 زبان منتشر شده است. او علاوه‌بر نوشتن کتاب، به‌مدت سیزده‌سال خبرنگار هفته‌نامه‌ی ناشران ساحل غربی بود. به‌عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل، مقالات او در ووگ، سلف، نقد کتاب نیویورک تایمز، مجله‌ی لس‌آنجلس‌تایمز، دنیای کتاب واشینگتن پست و راهنمای تلویزیون منتشر شده است.

سی دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی گلدن اسپایک از انجمن تاریخی چینی کالیفرنیای جنوبی و جایزه‌ی تاریخ‌ساز از موزه‌ی چینی امریکایی بود. خانم سی برای اپرای لس‌آنجلس براساسِ داستان «در کوهِ طلا» که در ژوئن 2000 به نمایش درآمد، شعری سرود. در همان سال، نمایشگاهِ «در کوه طلا» را نیز سرپرستی کرد: تجربه‌ی چینی امریکایی در موزه‌ی اوتری. این سمت به‌مدت دوازده سال ادامه داشت. در سال 2003، او افتتاحیه‌ی نمایشگاه موزه‌ی چینی امریکایی با نگاهی به گذشته‌ی هنرمند تایروس ونگ، در لس‌آنجلس را سرپرستی کرد. علاوه‌براین، او یک تور پیاده‌روی در محله‌ی چینی‌های لس‌آنجلس طراحی کرد و کتاب «راهنمای همراه برای راهپیمایی فرشتگان ال. ای» را برای جشن افتتاح ایستگاه محله‌ی چینی‌ها نوشت. او به‌عنوان متولی دیرینه و پیشکسوت در بنیاد مطبوعات دانشگاه کالیفرنیا، صندوق موقوفه‌ی لیسا سی را در تاریخ و فرهنگ کالیفرنیای جنوبی تأسیس کرد. سی به‌عنوان کمیسر شهر لس‌آنجلس در اداره‌ی بنای یادبودِ دهکده‌ی لس‌آنجلس به خدمت مشغول بود.

آخرین رمان لیسا سی، «جزیره‌ی زنان دریایی»، درباره‌ی زنان غواص در جزیره‌ی ججو در کشور کُره است. کتاب «جزیره‌ی زنان دریایی» به این شکل توصیف می‌شود: «حیرت‌انگیز... مجذوب‌کننده... و گیرا.»

قسمتی از کتاب جزیره‌ی زنان دریایی نوشته‌ی لیسا سی:

صبح روز بعد بلند شدیم، وسایلمان را جمع کردیم و به سمتِ اسکله به راه افتادیم. قایق خیلی بزرگ نبود و برای خوابیدن همه‌ی ما روی عرشه فضای کافی وجود نداشت یا اگر هوا خراب می‌شد نمی‌توانستیم همگی داخل کابین برویم. ناخدای قایق کُره‌ای بود و قابل اعتماد به نظر می‌رسید. فراتر از مسائل امنیتی و حفاظتی بندر، قایق پیش از آنکه با امواج در هم کوبیده شود، روی آن‌ها سوار شد. دل‌وروده‌ام زیرورو شد. موتور قایق قوی بود، اما دریا هم بی‌انتها و قدرتمند بود. بالا... پایین... بالا... پایین... کمی احساس دریازدگی کردم اما وضع میجا از من بدتر بود و رنگش به‌شدت پریده بود. بااین‌حال هیچ‌کدام از ما شکایتی نداشتیم و در عوض صورتمان را رو به باد می‌گرفتیم و اجازه می‌دادیم قطرات نمکیِ مه روی صورتمان بپاشد.

وقتی ناخدا موتور را خاموش کرد و قایق میان کف‌های سفید روی آب غوطه‌ور شد، لباس‌هایمان را درآوردیم. میجا بندهای لباس غواصی مرا محکم گره زد و من هم مال او را گره زدم. کمربند حاوی ابزار خود را به کمر بستیم، عینک شنای کوچکمان را به چشم زدیم، تیواک‌هایمان را به دریا انداختیم و سپس با پا به داخل آب پریدیم. سرمای نشاط‌برانگیز آب مرا از خود بی‌خود کرد. زیر آب پا می‌زدم تا رویِ آب غوطه‌ور بمانم. بااین‌حال، آب با خشونت تمام به صورتم ضربه می‌زد. نفس اول، نفس دوم، نفس سوم، سپس: مستقیم رو به پایین و سکوتِ همیشگیِ زیر آب. قلبم در گوشم می‌تپید و به من یادآوری می‌کرد که مراقب باشم، هوشیار بمانم، به یاد بیاورم که کجا هستم و کلاً تمام چیزهای دیگر را فراموش کنم. من حریص نخواهم بود. سرِ فرصت کارم را انجام خواهم داد. در حال حاضر، فقط به اطراف نگاه می‌کنم. شمردم، یک، دو، سه عدد صدف عمامه‌ای که می‌توانستم در نفس‌گیری بعدی آن‌ها را برداشت کنم. امروز پول زیادی به دست خواهم آورد! تازه می‌خواستم به سطح آب برگردم که چشمم افتاد به یک خزنده‌ی مکنده‌ی شاخک‌دار که خارج از لانه‌ی سنگی‌اش روی مکنده‌های خود قرار گرفته بود. آن نقطه را به خاطر سپردم و سپس به‌سرعت به سطح آب برگشتم و صدای سامبیسوری من، آااااه! تور را از تیواکم جدا کردم، چند نفس سریع کشیدم و برگشتم زیر آب. وقتی به شکاف رسیدم، نه یک هشت پا، بلکه دو هشت‌پا را دیدم که در حال غلتیدن بودند. به سر هر دو آن‌ها ضربه زدم تا بیهوششان کنم. قبل از اینکه به هوش بیایند، آن‌ها را داخل تورم انداختم و پازنان به سطح آب برگشتم. آااااه! در شیرجه‌ی دوم پیروز شدم!

اول میجا متوجه شد که باردار است. همان‌طور که انتظار داشتم، زد زیر گریه و ابراز نگرانی کرد.

«اگر پسری به دنیا بیاورم که شبیه پدرش باشد چه؟»

«اگر درونت پسری نهفته باشد بدون شک او عالی خواهد بود، چون تو مادرش خواهی بود.»

مشاهده آثار لیسا سی

جزیره زنان دریایی

جزیره زنان دریایی

مروارید
افزودن به سبد خرید 390,000 تومان
0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط