تراژدی ریچارد سوم

(نمایشنامه انگلیسی،قرن 16م)
نویسنده: ویلیام شکسپیر
مترجم: رضا براهنی
650,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 192
شابک 9786003760202
تاریخ ورود 1405/06/15
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1405
وزن (گرم) 181
قیمت پشت جلد 650,000 تومان
کد کالا 156044
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
«تراژدی ریچارد سوم» یکی از نمایشنامه‌های تاریخی ویلیام شکسپیر است که احتمالاً در سال‌های ۱۵۹۲ و ۱۵۹۳ نوشته شده و نخستین‌بار در سال ۱۵۹۷ به‌صورت چاپی منتشر شد. داستان نمایشنامه به سال‌های پایانی جنگ‌های داخلی موسوم به «جنگ رزها» بازمی‌گردد و مسیر رسیدن ریچارد، دوک گلاستر، به تاج‌وتخت انگلستان را دنبال می‌کند. ریچارد در آغاز نمایشنامه هنوز پادشاه نیست، اما از همان ابتدا آشکارا اعلام می‌کند که قصد دارد برای رسیدن به قدرت، موانع پیش روی خود را کنار بزند. او با فریب و دستکاری اطرافیان، ابتدا زمینه‌ی نابودی برادرش کلارنس را فراهم می‌کند و سپس با مجموعه‌ای از توطئه‌ها، اعدام‌ها و قتل‌ها راه خود را به سوی تاج‌وتخت باز می‌کند. حتی ازدواج او با لیدی آن نیز بخشی از این مسیر است؛ زنی که ریچارد پیش‌تر شوهر و پدرشوهرش را کشته است. پس از مرگ ادوارد چهارم، دو پسر خردسال او وارثان تاج‌وتخت هستند. ریچارد آن‌ها را به برج لندن می‌فرستد و با ایجاد شرایطی سیاسی که به نفع اوست، خود را پادشاه می‌کند. اما قدرتی که با توطئه و خشونت به دست آمده، به‌تدریج با مقاومت و فروپاشی روبه‌رو می‌شود. در پایان، نیروهای ریچارد در نبرد بوسورث با سپاه هنری تودور، ارل ریچموند، مواجه می‌شوند و ریچارد شکست می‌خورد و کشته می‌شود؛ ریچموند سپس با عنوان هنری هفتم به سلطنت می‌رسد. یکی از ویژگی‌های مهم نمایشنامه، تمرکز بر شخصیت ریچارد است. شکسپیر او را چهره‌ای بسیار مسلط، زیرک و در عین حال بی‌رحم نشان می‌دهد و تماشاگر را برای مدتی در جریان نقشه‌های او با خود همراه می‌کند. بااین‌حال، تصویر هیولایی و بدنیِ ریچارد در نمایشنامه تا حد زیادی تحت تأثیر روایت‌های تاریخی دوره تودورهاست و پژوهش تاریخی جدید بسیاری از این تصویرها را تأیید نمی‌کند. «تراژدی ریچارد سوم» در نهایت نمایشی درباره‌ی قدرت، جاه‌طلبی، فریب، خشونت سیاسی و پیامدهای تلاش برای حفظ قدرت به هر قیمت است؛ اثری که در آن صعود یک حاکم به قدرت، هم‌زمان با آغاز سقوط او پیش می‌رود.
بخشی از کتاب
ریچارد به بدن مردة پادشاه خیره شد. او که زمانی به برادرش کمک کرده بود تا تاج‌وتخت را به‌دست آورد، اینک مصمم بود که روزی خود بر تخت بنشیند و تاج بر سر نهد. از صلح بیزار بود و می‌گفت که صلح او را به نقص اندام، کوتاهی قد و گوژپشتی‌اش وقوف می‌دهد. اما در جنگ، با هر مردی می‌توانست به ستیزه برمی‌خیزد؛ زیرا خوی جنگجویی‌اش به او مهارت در رزم را آموخته بود. او معتقد بود که قدرت می‌تواند او را برتر از دیگران سازد و او را به تاج‌وتخت برساند. «عزم جزم کرده‌ام تا نشان دهم که آدمی پست و شریر هستم… توطئه‌ها چیده‌ام… تا برادرم کلرسن و پادشاه را به نفرتی کشنده به ضد یکدیگر برانگیزم.»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است