افسانه های فراهان
(افسانه و قصه های ایرانی)
نویسنده:
هوشنگ فراهانی
695,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
298
شابک
9786222676049
تاریخ ورود
1405/06/04
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1405
وزن (گرم)
276
قیمت پشت جلد
695,000 تومان
کد کالا
155881
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
افسانههای فراهان مجموعهای از فرهنگ شفاهی و ادبیات مردم است که در طی نسلها از دل تاریخی کهن سربرآورده است. این افسانهها بازتابی از باورها، آداب، آیین و ساختار فکری جامعهای است که امروزه در معرض تهدید و نابودی است. همچنین، بیشک در گذر زمان، بخش ارزشمندی از فرهنگ عامه و گویشهای محلی به دست فراموشی سپرده میشود. افسانههای فولکلوریک از منظر مردمشناسی، منبعی ارزشمند در تحلیل رفتارها و اندیشههای اقوام سرزمینهای مختلف به شمار میرود و میراثی برای نسلهای پس از ما خواهد بود. گردآوری و ثبت این داستانها گامی در جهت حفظ میراث فرهنگی و شناخت ریشههای هویتی سرزمینهای دور و نزدیک است. این کتاب روایتی است از فرهنگ شفاهی مردم کهنِ دیار فراهان که میتواند برای پژوهشگران فرهنگ عامه، علاقهمندان به ادبیات شفاهی و خوانندگانی که در جستوجوی پیوندی عمیقتر با تاریخ فرهنگی ایراناند، سودمند باشد.
بخشی از کتاب
پادشاهی بود که نذر کرده بود صد تومان به مردم فقیر و بیچاره کمک کند. یک روز صبح پولی را به وزیرش داد و گفت:
«به بازارِ شهر برو و این پول را به یک فقیر و بیچارهای ببخش و بازگرد.»
وزیر هم پول را برداشت و به بازارِ شهر رفت و شروع کرد به چرخیدن میان بازار، زمستان بود و هوا سرد. یکدفعه دید که درویشی، لُنگی به کمر بسته که دورتا دور این لُنگ یخ قندیل بسته و با مشک آبی بر دوش در این سرما آب میفروشد.
وزیر با خودش گفت: «از این بدبختتر دیگر کسی نیست!»
وزیر گفت: «گل مولا بیا و این صد تومان را بگیر و دعایی به جان پادشاه کن.»
درویش گفت: «پادشاه خودش اردو و قشون و حقوقببر دارد این پول بیشتر به درد خودش میخورد.»
وزیر برگشت و برای پادشاه تعریف کرد که: «درویشی را دیدم لخت و برهنه توی این سرما آب میفروخت و هر چه اصرار کردم این پول را قبول نکرد.»
پادشاه گفت: «راست شو برویم ببینم این درویش چه جور آدمی است؟»
راه افتادند و آمدند به بازار شهر و دیدند که درویشی مشک آبی به دوش گرفته و آواز میخواند و آب میفروشد.
سلام و احوالپرسی کردند و پادشاه گفت:
«بیا و این صدتومان را از ما قبول کن.»
درویش گفت: «پادشاه خودش اردو دارد، قشون دارد این پول به درد ما نمیخورد.»
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط