او مثل هیچکس نیست
(داستان های نوجوانان فارسی،قرن 15،مناسب بالای 15 سال)
نویسنده:
طیبه رفیع منزلت
275,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
104
شابک
9786228424750
تاریخ ورود
1405/06/02
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1405
وزن (گرم)
94
قیمت پشت جلد
275,000 تومان
کد کالا
155772
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
گاهی یک انتخاب غلط، آدم را به تهِ دره میبرد و گاهی یک شجاعتِ ناگهانی، همهچیز را عوض میکند.
«جنید» خسته است؛ خسته از نادیده گرفته شدن، خسته از تحقیرهای بیپایان قبیله و پدری که او را نمیبیند. او برای ثابت کردن خودش به دنیا، خطرناکترین راه را انتخاب میکند: ایستادن مقابل کسی که همه از او حرف میزنند. جنید با نقشهی قتل پیامبر اکرم راهی میدان جنگ میشود تا با خونِ دشمن، برای خودش اسم و رسمی بخرد. اما در لحظهای که فکر میکند همهچیز تمام شده، اتفاقی میافتد که هیچکس انتظارش را ندارد. در رمان «او مثل هیچکس نیست»، قرار نیست با یک داستان تاریخیِ معمولی و خستهکننده روبهرو شوید. اینجا خبری از قهرمانهای شکستناپذیر نیست. جنید، جوانی است درست شبیه خود ما؛ پر از آرزو، پر از ترس و البته پر از شک. او در میانهی یک بازی بزرگ گیر میافتد؛ جایی که از یک طرف کینهی قدیمی مکه گلویش را میفشارد و از طرف دیگر، لبخندی در مدینه او را به فکر فرو میبرد. بزرگترین سوال این است: وقتی همهچیز طبق نقشه پیش نمیرود و دنیا با تمامِ زورش مقابلت میایستد، به چه کسی اعتماد میکنی؟ به شمشیرت یا به قلبت؟
این کتاب روایتِ لحظههای پرالتهابی است که مرز میان دشمنی و رفاقت، و شک و باور، به باریکیِ مو میشود. جنید باید یاد بگیرد که برای بزرگ شدن، گاهی لازم است تمامِ چیزهایی را که بلد بوده، دور بریزد. اگر اهلِ کشفِ رمز و رازها هستید و دوست دارید بدانید یک جوان چطور میتواند از تاریکترین سیاهچالها تا اوجِ سرفرازی پرواز کند، این سفر سینمایی و پرتعلیق را از دست ندهید.
بخشی از کتاب
از لرزش بدنم بیزارم. اشک در چشمانم حلقه زده. صدای پیامبَر در سرم تکرار میشود: «مبادا درشتی کنی؛ حتی اگر ایمانت را برنتابند! بالهای تواضع را برابرشان فرو آور وآنها را اطاعت کن،مگر در مخالفت پروردگارت.» روی زانو مینشینم. پدر قدمی عقبتر میرود. نگاهم را به زمین میدوزم مبادا شرارۀ خشم و اندوهی که قلبم را میسوزاند، او را نشانه رود:ـ پدر، شما را همواره دوست داشتم و اطاعت کردهام. تمام عمر آرزویم نشاندنِ لبخند بر صورت شما بوده و خود میدانید کسی را گرامیتر از شما نداشتهام. بغضم را فرو میبرم: ... اکنون به آیینی گرویدهام که باز میگوید شما را و مادر را گرامی دارم و میگوید میان انسانها تفاوتی نیست.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط