شاه جنگ ایرانیان در چالدران

(اقتباس:ذبیح الله منصوری،تاریخ صفویان،ایران،907-1148ق،تاریخ هخامنشیان،ایران،558-330م،جنگ های یونان)
نویسنده: اشتن متز
495,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 510
شابک 9786222672683
تاریخ ورود 1401/04/04
نوبت چاپ 3
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14050207
وزن (گرم) 905
قیمت پشت جلد 495,000 تومان
کد کالا 153628
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب شاه جنگ ایرانیان در چالدران، اثر اشتن متز است با ترجمه ی ذبیح الله منصوری و چاپ انتشارات نگاه. کتاب پیش رو یکی از شگفت‌انگیزترین رخدادهای تاریخی را روایت می‌کند. این اثر روایتی از تاریخ جنگ ایرانیان در چالدران واقع در آذربایجان در نیمه اول قرن دهم هجری مطابق با نیمه اول قرن شانزدهم میلادی است. این نقطه شاهد جنگی هولناک بین دو ارتش بزرگ بوده، جنگی که قزلباش‌های ارتش شاه اسماعیل صفوی در آن شجاعت و ایثارگری‌های بسیاری از خود نشان دادند. کتاب روایتگر جنگ بین ارتش ایران و عثمانی است و به بیان دلایل شکست ایرانیان و پیروزی عثمانی‌ها و اتفاقات و رویدادهای مربوط به این جنگ تاریخی و افراد موثر در هر دو ارتش می‌پردازد.
بخشی از کتاب
بعضی گفته‌اند که سلیم همان‌طور که دو برادر خود را کشت دستور داد که پدرش را در راه به قتل برسانند ولی این گفته مورد تایید هیچ مورخ نیست و سلیم در مرگ پدر مسئولیت مستقیم نداشته اما دارای مسئولت غیرمستقیم بوده چون اگر برادران خود را به هلاکت نمی‌رسانید و پدرش را که بیمار بود وادار نمی‌کرد که با شتاب و بدون استراحت به مسافرت برود، بایزید دوم به آن زودی زندگی را وداع نمی‌گفت. وقتی سلیم سیزده ساله بود عاشق دختر عمویش شد. امروز عاشق شدن یک پسر سیزده ساله امری غیرعادی است ولی در چهارده قرن قبل از این پسرها و دخترها حتی در اروپا زودتر به سن رشد می‌رسیدند و رشد پسران و دختران سلاطین سریع‌تر از دیگران بود. سلیم در سیزده سالگی با دختر عموی خود ازدواج کرد و سال بعد، از او دارای یک پسر شد. پس از آن، از همان زن دارای دو فرزند دیگر گردید. سلاطین و شاهزادگان آل عثمان زن‌های متعدد انتخاب می‌کردند و سلیم نیز از روش آنها پیروی نمود و یک حرمسرا به وجود آورد که بیش از یکصد زن در آن به سر می‌برد؛ در صورتی که هنوز از سن خود او هیجده سال نمی‌گذشت. هروقت که به حرمسرا نمی‌رفت مقابل نقشه‌ای که از ایتالیا برایش آورده بودند می‌ایستاد و دنیای آن زمان را تماشا می‌کرد. آن نقشه در آن عصر یک چیز جالب توجه به شمار می‌آمد زیرا بااین‌که بیش‌از چند سال از کشف آمریکا به وسیله کریستف کلمب نمی‌گذشت نقشه آمریکا را هم (تا آن‌جا که «کریستف کلمب» کشف کرده بود) در آن گنجانیده بودند منتها نام آمریکا را نداشت و آن‌جا را هندوستان می‌خواندند زیرا کریستف کلمب تصور می‌کرد که هندوستان را کشف کرده است.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است