شرح سودی بر حافظ (4جلدی)
(نقد و تفسیر شعر فارسی،قرن 8ق)
نویسنده:
محمد سودی بوسنوی
مترجم:
عصمت ستارزاده
4,950,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
2344
شابک
9782001490899
تاریخ ورود
1405/02/12
نوبت چاپ
5
سال چاپ
1404
وزن (گرم)
3862
قیمت پشت جلد
4,950,000 تومان
کد کالا
153230
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
شرح سودى بر دیوان حافظ، یکى از بهترین شروح و تفاسیرى است که بر سرودههاى لسانالغیب حافظ، شاعر بزرگ ایرانى نگاشته شده است و این قول بسیارى از حافظشناسان و حافظپژوهان است. محمد سودى بوسنوى که اصل او از سرزمین بوسنى در اروپا و حوزه بالکان و امروز کشور مستقلّى است در روزگار خویش به سه زبان ترکى و عربى و پارسى تسلط داشته و از روى ارادت و شیفتگى نسبت به کلام خواجه درصدد تألیف شرحى کامل بر دیوان وى برآمده است.
سودى بهجز شرح دیوان حافظ، شروحى هم بر مثنوى حضرت مولانا و گلستان و بوستان شیخ اجل سعدى شیرازى نگاشته و از آنجا که استاد فقید سعید نفیسى با این آثار آشنایى داشتهاند و بهویژه ترجمه شرح سودى بر حافظ را از ترکى به فارسى مفید فایده مىدانستهاند، بههنگام گذراندن دوره دکترى ادبیات فارسى از سوى بانوى فاضله عصمت ستارزاده و آگاهى از احاطه ایشان به هر دو زبان مبدأ و مقصد، پیشنهاد ترجمه این اثر را مىدهند و خانم ستارزاده نیز با تبحر کامل دست به ترجمه یازیده و اثرى در 4 جلد پدید مىآورند که فارسىزبانان هرگز از آن بوى ترجمه احساس نکرده و مىپندارند که گویا نثر فارسى آن، اثر طبع شارح است.
بخشی از کتاب
به بوى نافهاى کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکیناش چه خون افتاد در دلها
این بیت را در یک رساله بهطور کامل تحقیق کردهام، طالبین رجوع فرمایند به رساله مذکور، اما
اینجا اجمالا معنایش را مىنویسم.
بوى ــ این لفظ به دو معنى مستعمل است. یکى به معناى بویى که مشهور است و یکىدیگر هم به معنى امید و رجا است و در این شعر هر دو معنى جایز است.
اگر به معناى بویى که به مشام مىرسد بگیریم پس باء اول کلمه سببیت را افاده مىکند، ولى اگر به معنى امید باشد در این صورت معناى معیت دارد.
نافه ــ نافه مشک یعنى غلاف مشک را گویند. در آخرش علامت شبیه به همزه که به شکل عین بترا نوشته مىشود به جاى یاء مىآید زیرا بعد از هاء رسمى یاء نوشته نمىشود.
که ــ صفت را با موصوف ربط داده است.
اخر ــ یک کلمه فارسى است و افاده تقریر و تأکید کند فقط بعضى گفتهاند که آخر به معناى تعریض است. خوب بود معنى تعریض را در این قبیل موارد بیان مىکردند تا مقصودشان معلوم مىشد.
صبا در لغت به معنى باد است، وقتى شب و روز برابر است بادى که از جانب مطلعالشمس مىوزد صبا گویند. اما در زبان شعرا، بادى که از جانب کوى جانان بیاید صبا گویند.
زان ــ مخفف از آن. از به معناى من و عن.
آن ــ اسم اشاره به دور.
طره ــ قسمت بالاى پیشانى و جلو سر است که به عربى آن را ناصیه گویند و بعدها به موهایى که از ناصیه به پیشانى مىریزد طره اطلاق کردند. ذکر محل و اراده حال. جمع طره طرر مىآید به ضم طاء و به فتح راء.
بگشاید ــ یعنى باز کند، مشترک است مابین لازم و متعدى، اما در این بیت متعدى است و حرف باء اولش براى استقبال است.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط