دسته بندی : جامعه شناسی

ابن خلدون و علوم اجتماعی:گفتار در شرایط امتناع

(نقد و تفسیر عبدالرحمن ابن خلدون (732-808ق))
نویسنده: جواد طباطبایی
1,250,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 422
شابک 9786004564410
تاریخ ورود 1404/11/19
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1404
وزن (گرم) 599
قیمت پشت جلد 1,250,000 تومان
کد کالا 151956
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
ابن‌خلدون و علوم اجتماعی: گفتار در شرایط امتناع در امتداد پروژه‌ی کلی سید جواد طباطبایی درباره‌ی تاریخ اندیشه‌ی سیاسی در ایران و جهان اسلام، تلاشی است نظری برای بازخوانی جایگاه ابن‌خلدون در تاریخ اندیشه‌ی اجتماعی و سنجش نسبت اندیشه‌ی او با مفاهیم بنیادین علوم اجتماعی جدید. طباطبایی با اتکا به سنت مطالعات ابن‌خلدونی در زبان فارسی و نیز مواجهه‌ی انتقادی با خوانش‌های شرق‌شناسانه و جامعه‌شناختی معاصر، نشان می‌دهد که مقدمه‌ی ابن‌خلدون را نه می‌توان به‌سادگی معادل جامعه‌شناسی یا تاریخ‌نگاری مدرن دانست و نه صرفاً در چارچوب دانش‌های کلاسیک اسلامی محصور کرد. مسئله‌ی محوری کتاب، امکان و حدودِ اطلاق مفاهیمی چون «علم عمران»، دولت، عصبیت و تاریخ‌مندی به دستگاه مفهومی علوم اجتماعی جدید است. نویسنده با گفت‌وگویی انتقادی با تفسیرهای رایج در منابع فارسی -از ترجمه‌ها و شرح‌های مقدمه گرفته تا مقالاتی که ابن‌خلدون را «پیشگام جامعه‌شناسی» معرفی می‌کنند- می‌کوشد تفاوت منطق درونی اندیشه‌ی ابن‌خلدون با عقلانیت نظری مدرن را برجسته کند. در این مسیر، نسبت میان تاریخ‌نگاری، فلسفه‌ی تاریخ و نظریه‌ی دولت در اندیشه‌ی ابن‌خلدون بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که چگونه مفاهیمی مانند «عصبیت» و چرخه‌ی تکوین و زوال دولت‌ها، واجد انسجامی درونی در افق تمدنی خاص خودند ـــ یعنی اندیشه‌ی اسلامی-تاریخی قرن هشتم هجری ـــ و انتقال بی‌واسطه‌ی آن‌ها به زبان علوم اجتماعی مدرن، خطر لغزش مفهومی را در پی دارد. حاصل کار، دعوتی است به خواندن تاریخی و مفهومیِ ابن‌خلدون و پرهیز از تطبیق‌های ساده‌ساز میان سنت‌های فکری ناهم‌زمان. ابن‌خلدون و علوم اجتماعی نخستین اثر از مجموعه آثار سید جواد طباطبایی است که در شکل و شمایل تازه در نشر هرمس منتشر می‌شود. سایر آثار ایشان نیر به‌مرور در هرمس منتشر خواهد شد.
بخشی از کتاب
روشنفکری ایرانی، چنان‌که از نام آن برمی‌آید، حزب روشنفکران ایران است که اصحاب آن نه اهل فکرند و نه توانسته‌اند به عنوان ایرانی در نسبتی با جهان پرسش‌های خود را مطرح کنند، زیرا آن‌گاه که در جهان هستند در ایران نیستند و، در دو سدۀ اخیر، آن‌گاه که ایرانی بوده‌اند مکانی در جهان نداشته‌اند. به عبارت دیگر، روشنفکری ایرانی، به طور عمده، اهل تقلید مضاعفی است و اگر خرقۀ تقلید را از تن بیرون کند، نمی‌تواند تنفس کند. در روشنفکری ایرانی، اصل بر تقلید است و مرجعِ تقلید اهمیتِ چندانی ندارد: آنچه در تقلید از کارل مارکس، ژان پل سارتر، میشل فوکو، کارل اشمیت، و نویسندگان خرده‌ریز دیگر مانند اَلن بَدیو، ریچارد رورتی و ژیژک، مشترک است، که هر یک در دوره‌ای به مرجعی برای همۀ بحث‌های ایرانی تبدیل شده بودند بی‌آنکه بدانند ایران در کجای ربع‌مسکون قرار دارد، همان تقلید است. مهم نیست که مارکس نظریه‌پرداز دیکتاتوری پرولتاریا و اشمیت نظریه‌پرداز دولت توتالیتر بوده‌اند؛ آنچه اهمیت دارد این است که با تکیه بر هریک از آنان می‌توان وضع تقلید را ابدی کرد.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است