درباره کتاب
در اواخر دههی چهل جرقههایی از علاقه و پرداختن به داستان و داستاننویسی در بوشهر توسطِ زنان شکل گرفت که در آن دوره نیز افزون بر تابو بودن حضور زنان در جلسات فرهنگی و مردانه، جریانهای سیاسی نیز اینقدر گرم و غالب بود که جامعه، زمان و دلیلی برای حسِ این رویکرد در خود حس نمیکرد. مضافاً داستاننویسی پیش از انقلاب و در کل ادبیات ایران پیشاانقلاب بیش از اینکه فردی باشد، اجتماعی بود. داستاننویسان دنبال آمال و خواستههای اجتماعی خود بودند و به فردیّت کمتر میپرداختند. زنان در آن دوره و تعداد فراوانی از آنها در همین زمان نیز، توانایی درخواست خواستههای اجتماعی را ندارند و بیشتر به فردیت خود در داستان اهمیت میدهند. بسامد بالای مضمونهای عاشقانه در داستانهای زنان گواه این موضوع است.
این کتاب با دیدی تاریخی و انتقادی داستاننویسی زنان استان بوشهر را مورد مطالعه قرار میدهد.
بخشی از کتاب
داستان زنانِ معاصر، بیش از آنکه بهدنبال زبان و عوامل فنی و هنری موجود در ادبیات امروز باشد، دنبال معرفی و شناساندنِ مشکلات و دغدغههایی است که در گذشته، همواره دوش به دوشِ زندگیِ زنان، حرکت کرده و با آنان دمساز بوده است. زن امروز به دنبال رهایی از در پستو ماندن و ضعیفه قلمداد شدن و… است. زن معاصر با داستان و تولیدات هنری و ادبیخود در پی راهی است که اقناع جامعه را از شناخت واقعی و درست وی در بر داشته باشد. این وضعیتِ خاصِ یک استان یا یک ملت نیست که در همۀ ملتهای دنیا، زنِ معاصر در پستوی فکر و آرزوی خود، از باورهای سنت و از وضعیت پیشین، رهایی و نجاتیافتگی را آرزو میکند. پس نیاز است که در خوانشِ داستانِ زنان، ماهیت آنها و دغدغههایشان را بیشتر مدِ نظر قرار داد. مسلماً دریچۀ نگاهِ یک داستاننویس زن به جامعه، زندگی، تاریخ، اقتصاد و… با یک مردِ داستاننویس تفاوت دارد. این زاویۀ دید و نگاه بر ماندگاری اثر و خالق آن، تأثیر و نقش عظیمی دارد. نوع دید، نوع قلم را رقم میزند.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط