درباره کتاب
مواجههی الهیات با فرهنگ مدرن و تجلیات انضمامی آن در قلمرو عرفان، فلسفه، علم، نقاشی، روانشناسی و سیاست و… محتوای اصلی کتاب حاضر را تشکیل میدهد. نویسندهی کتاب (پل تیلیش) تلاش میکند تا خواننده را به حضور هموارهی ساحت دینی در همهی آفریدههای فرهنگ بشری دلالت کند؛ حتی اگر این آفریدهها علیالظاهر با دین به مفهوم محدودتر کلمه، هیچ نسبتی نداشته باشند.
تیلیش با بهرهگیری از «دیالکتیک تهاجمی» کییرکگور و مارکس در نقد جامعه و فرهنگ بورژوا-مسیحی، تصویری تاثیرگذار و زنده از تعاطی دین و فرهنگ مدرن را به نمایش میگذارد و گویی اثبات میکند که مباحث الهیات بدون الهیات فرهنگ بدون ثمر و عقیم میماند.
بخشی از کتاب
کییرکگور نمایندۀ جناح دینی فلسفۀ اگزیستانسیال است. خود او مدعی آن نبود که فیلسوف است و آنانی که در آراء وی سنخ کلاسیک اندیشۀ اگزیستانسیال را میبینند، اذعان دارند که یک اندیشمند اگزیستانسیال راستین هرگز نمیتواند فیلسوف باشد. اما کار واقعی کییرکگور نشانگر پیوندی بس نزدیکتر با فلسفه است. او در مقام متفکری دینی با کلیسایی درگیر شد که هم از حیث نظری و هم از حیث عملی به کلیسایی «بورژوایی» مبدل گشته بود و او فقط با تکیه بر پارادوکسی مطلق و ایهامی شخصی و بهغایت پرشور توانست مسیحیت اصیل خویش را حفظ کند. اما او در مقام اندیشمندی فلسفی، روانشناسی «دیالکتیکی»ای را به وجود آورد که سهم بسیاری در تأویل ضد عقلایی و ضد مکانیکی سرشت بشری داشته است.
اگر ما مارکس را اندیشمندی اگزیستانسیال بنامیم، بدیهی است که این صفت را فقط میتوان بر برخی از عناصر خاص تفکر وی اطلاق کرد: یعنی به نبرد وی علیه ازخودبیگانه گشتگی انسان در کاپیتالیسم، علیه هر نظریهای که جهان را صرفاً تفسیر میکند و در مقام تغییر آن برنمیآید، علیه این فرض که معرفت، از وضعیت اجتماعیِ آن کاملا مستقل است.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط